مردی شبی را در خانه ای روستایی می‌گذراند...؛
پنجره‌های اتاق باز نمی‌شد .
نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی‌توانست آن را باز کند .
با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد
و سراسر شب را راحت خوابید .
صبح روز بعد فهمید که شیشه کمد کتابخانه را شکسته است و همه شب، پنجره بسته بوده است...!
" او تنها با فکر اکسیژن، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود...! "

افکار از جنس انرژی اند و انرژی، کار انجام می‌دهد...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۲ساعت ۷:۱۳ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

برخیز ببین صحنه ایثارشهید

برخیز ببین نخل گهر بار شهید

گر فکر کنی شهید رفت از بر ما

کوته نظری ، مرده مپندار شهید

___

#زندگینامه شهید والامقام علی اصغر کیاشمشکی#

این شهید عزیز درسال ۱۳۴۰ در روستای زیبای شمشک در شمالی ترین منطقه شمیرانات در یک خانواده مذهبی و زحمتکش بدنیا آمد. پدر و مادر بیاد شهید شش ماهه امام حسین ع نام این کودک را علی اصغر نهاده اند. علی اصغر آخرین فرزند از خانواده مرحوم سلطان محمد کیاشمشکی بود. او دارای دو خواهر و دو برادر بزرگتر از خود بود.دوران کودکی را در آغوش گرم پدر و مادر سپری کرد. وبا رسیدن به سن هفت سالگی شروع به تحصیل کرد. دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدارس شمشک بپایان رساند. با توجه به وجود پیست اسکی در شمشک، علی اصغر در کنار همسالان خود علاوه بر تحصیل در فصل زمستان به ورزش مفرح اسکی می پرداخت و در مسابقات محلی اسکی نیز شرکت و کسب مقام‌ های مختلف را بدست آورد. علاوه بر ورزش اسکی علاقه زیادی به ورزش فوتبال و والیبال داشت. با آغاز نهضت انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره)در فعالیتهای انقلابی علیه رژیم شاهنشاهی شرکت میکرد. بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی علی اصغر هم مثل هزاران جوانان دیگر سر پر شوری داشت .عشق به ولایت و اطاعت از رهبری او را خیلی زود به سمت خود جذب کرد.بطوریکه با اولین فرمان امام (ره) بر تشکیل کمیته انقلاب اسلامی به این نهاد انقلابی پیوست.و از آنجایی که در تیراندازی تبحر خاصی داشت رتبه اول آن را در دوره آموزشی کسب کرد. با آغاز جنگ تحمیلی بلافاصله وارد تیپ ۹۲ زرهی اهواز شد واز آنجا نیز به جنگ های نا منظم که تحت امر شهید چمران بود ملحق شد،ودر کنار این فرمانده رشید بارها در عملیاتهای مختلف شرکت داشت و رشادتهای زیادی ازخود نشان داد و مورد تشویق فرماندهان قرار گرفت ، این حضور در منطقه عملیاتی جنوب کشور به ۱۴ ماه رسیده بود.بنا به اظهارات همرزمان شهید روزی برای انجام عملیات بخط دشمن رفته بودند راه راگم کردند ودر یک سنگر بدون آب و غذا ۲۴ ساعت در محاصره عراقی ها گرفتار میشوند. دوستانش متوجه میشوند که علی اصغر با کسی حرف می زند بعداز چند لحظه ماجرا را از او میپرسند و او میگوید.ناراحت بودم که مبادا اسیر شویم .دیدم آقایی بالای سرم آمد و گفت چرا ناراحتی؟ ماجرا را گفتم ،به قمقمه ام اشاره کرد و گفت اینکه آب دارد و این هم نان اگر صد قدم از سمت راست بروید راه مقر خود را پیدا میکنیدودیدیم که کف دست علی اصغر نان بود و قمقمه اش هم پر آب. و جالب این بود که از آن گروه رزمنده فقط علی اصغر شهید شد. واین شهادت چند هفته بعد از این ماجرا در روز پنجشبه ۲۸ آبان ۱۳۶۰ در منطقه( دب حردان) ۱۵ کیلو متری شرق جاده اهواز- خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به سینه اش نصیب او شد .وپیکر مطهرش در قطعه ۲۴گلزار شهدای بهشت زهرا س بخاک سپرده شد . روحش شاد یادش گرامی...

باتشکر از همکاری خواهر گرانقدر سرکار خانم حاج محمدی(خواهر زاده شهید) در تنظیم این زندگینامه

@shahedan_shahr

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۲ساعت ۹:۳۳ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

روانشناسی آنتروپولوژی(مردم‌ شناسی) در جواب اين سوال که میپرسند... «آدم سالم کیست؟»

پاسخ میدهد :

آدم سالم، آدمی است كه با خودش و با آدم‌های اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست، نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده!

بيشتر از اينكه انتقادگر باشه، مشوقه!

بيشتر از اينكه منفى باشه، مثبته!

بيشتر از اينكه متكبر باشه، متواضعه!

بيشتر از اينكه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همينطور خودش ديده بشه!

با آدم سالم، شما بهترين بخش وجودتون بيرون مياد،

آدم سالم زيباييهارو ميبينه و به زبون مياره!

آدم سالم خوش خلق هستش، مزاح و طنز خوبى داره!

آدم سالم همونى هست كه ميبينى، فى البداهه است!

خلاقيت داره،

برخوردش محترمانه است،

حرمت شما حفظ ميشه،

ميتونيد به او اعتماد كنيد،

احساس امنيت كنيد!

آدم سالم كنترل نياز نداره،

تحقير نياز نداره،

تسلط نياز نداره!

آدم سالم با مجموعه رفتارهاش به شما احساسى رو ميده كه در حقيقت شما خودت رو مثبت تر و بهتر از انچه که هستی ببینی...

این آدم‌ها را در گوشه ای اززندگیمان حفظ کنیم ؛ اونهم‌دراین‌روزگار اعجاب آور!!؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان ۱۴۰۲ساعت ۷:۱۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

⭕️ ➖ مکان های خطرناکی که نباید کمپ ( چادر) بزنید!

✨✨✨✨✨

🏕1. در کنار رودخانه نباشد(احتمال طغیان آب وجود دارد).

🏕2. در کنار چشمه نباشد(پرندگان و جوندگان برای خوردن آب می آیند و حیوانات درنده برای شکار آنها که می تواند برای شما خطرناک باشد).

🏕3. در کنار غارها و حفره های درختان نباشد(شاید پناهگاه حیوانات وحشی باشد).

🏕4. در علفزارهای بلند نباشد(احتمال وجود مار و مارگزیدگی در علفزارها وجود دارد).

🏕5. دراطراف باتلاقها نباشد(به علت وجود حشرات که مانع آسایش شما خواهند بود).

🏕6. کف رودخانه های خشک نباشد(زیرا با یک رگبار در بالا دست سیل شما را خواهد برد).

🏕7. مسیر عبوری حیوانات نباشد(حیوانات مانند انسان بیشتر مواقع از مسیر های خاص در طبیعت گذر می کنند وجود شما در این مسیرها می تواند باعث در گیری شود).

🏕8. کف بستر محل کمپ ، سنگی نباشد(در بستر های سنگی نمیتوان بستر نرمی داشت و بدن شما کوفته شده وفردای خوبی در سفر نخواهید داشت و از طرفی نمیتوان میخ چادر را کوبید).

🏕9. چادر در مسیر باد نباشد.(به علت باد خور بودن صدای مزاحم تا صبح مانع آسایش شما خواهد شد،البته چادر های حرفه ای کمتر صدا دارند).

🏕10. در بستر برفی نباشد(به علت گرمای بدن شما که با بستر برفی برخورد می کند و باعث آب شدن قسمت هایی از آن می شود و ناهمواریهای کف آسایش خواب شما را برهم می زند).

🏕11. زیر درختان کهن نباشد(خیلی از درختان کهن پس از طی عمرشان خود به خود سقوط می کنند).

🏕12. زیر دیواره سنگی نباشد(احتمال ریزش سنگ در نیمه شب و آسیب دیدن وجود دارد).

🏕13. در نزدیکی لانه مورچه ها نباشد( از کوچکترین درز چادر وارد شده و یا مواقعی که درب چادر باز است داخل می شوند).

🏕14. بستر دارای شیب نباشد(در ابتدا مشکلی به نظر نمی رسد ولی خوابیدن در محل شیب دار باعث تجمع خون در سر یا پای شما می شود و اگر شیب به پهلو باشد مانع خواب شما می شود).

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان ۱۴۰۲ساعت ۶:۳۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

🔰پیام تندرستی...

چرااحتمال سکته درحمام زیاد است؟

🛑 سکته مغزی معمولاً درحمام زیاداست زیرا زمانی که شروع به حمام کردن می کنیم، ما ابتدا سر و موی خود را با آب داغ خیس می کنیم که این یک رویکرد اشتباهی است. بدیهی است اگر ابتدا بر سرخود آب داغ بریزید، خون به سرعت به سمت سربالا می رود و ممکن است رگ های مغزرا پاره کند.درنتیجه، سکته مغزی اتفاق می افتد و سپس فرد زمین می خورد.

گزارشی که در مجله انجمن پزشکی کانادامنتشرشده است بیان می کندکه خطراتی که قبلاً پیش‌بینی می‌شد منجر به سکته مغزی یاسکته کوچک شوددر واقع دیرپا و حتی خطرناک‌ تر هستند.

براساس مطالعات متعدد در سراسرجهان، مواردمرگ یافلج ناشی ازسکته مغزی درحین استحمام روزبه روزدرحال افزایش است. به گفته پزشکان، فرد باید با رعایت برخی قواعداستحمام کند.

اگربدون رعایت قواعدصحیح، حمام کنیم، احتمال فوت درحین استحمام وجود دارد.

هنگام حمام نبایدابتدا بر سر و موهای خودآب داغ بریزیم زیراگردش خون دربدن انسان دردمای خاصی است. دمای بدن انسان کمی طول می کشدتا با دمای بیرون سازگارشود. به گفته پزشکان، ریختن آب داغ روی سرابتدا سرعت گردش خون را افزایش می دهد، خطرسکته مغزی نیزبطورهم زمان افزایش می یابد. فشارخون بیش ازحد، می تواندشریان های مغزرا پاره کند.

✳️ روش صحیح حمام کردن

ابتدا برروی پاها آب داغ بریزید سپس به آرامی به سمت بالای بدن این کارراادامه دهید. درپایان باید بر سر خودآ ب داغ بریزیم. افرادمبتلا به فشارخون بالا، کلسترول بالا و میگرن باید از این روش پیروی کنند.

بیاییم این اطلاعات رادر اختیار والدین وبستگان سالمندخودقراردهیم. اصل مقاله به شرح زیرمی باشد:

Why stroke chances are high in bathrooms

JOURNAL, Medical Association of Cananda

مترجم :عزیزانی که فشارخون بالایا مریضی دربستردارند، کف پاهارا، سشوارداغ بگیرند. بویژه هنگامی که احساس می کنندفشارخون بالاست. قبل ازورودبه حمام نیزکف پاها را سشوارداغ بگیرند. این اقدام سریعاً فشارخون راپایین می آورد.

سیستم ایمنی قوی برتمام بیماری ها پیروزمی شود. پس ازپایان فرآیند شستشوی بدن، به تدریج آب داغ درحال ریزش برروی سروبدن مان را سرد می کنیم، بطوری که آب کاملاً سردشود. بااین کارهم خطر سکته مغزی را ازخود رهانیده ایم و هم سیستم ایمنی را تقویت نموده ایم. بدن برای این که مجدداً به دمای طبیعی برگردد، سوخت وسازرابالامی برد. یعنی چربی ابناشته را می سوزاندتابدن گرم شود!

شاداب و تندرست باشید...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۲ساعت ۸:۵۱ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

❇️ *غصه خوردن و آزار دیدن از اطرافیان علت نیمی از مرگ و میرهاست!*
❗️در علم مهندسی عمران، مکانیک و برق درسی به نام *استاتیک* وجود دارد و خلاصه داستانش اینست که برای ایستادن و نیفتادن یک سازه باید مجموع نیروهای وارده بر آن سازه در سه جهت x و y و z برابر صفر باشد.
❗️این درس پیش‌نیاز درس "مقاومت مصالح" و آن هم‌پیش نیاز درس "تحلیل سازه" است.

❗️چندین سال قبل پُلی در ایالت نیویورک آمریکا فرو ریخت، بعد از ۳۲ سال کارشناسان گزارش دادن که دلیل ریختن پل fatigue (فَتیگ) بوده است.

❗️سر تا سر علم "مقاومت مصالح" هیچ چیز جذابی ندارد الا همین مبحث فَتیگ، یعنی *خستگی سازه در اثر بارگذاری متناوب.*
هیچ کدام از این بارگذاری‌ها به تنهایی از توان سازه خارج نیست، اما همین متناوب بودنشان است که خسته‌اش می‌کند، طاقتش تمام می‌شود و می‌ریزد.

❗️این دقیقاً همان دلیلی است که بیشتر ما آدم‌ها بابتش می‌میریم، بابت تکرار بارهای کوچکی که تمام نمی‌شوند اما تمامت می‌کنند.

❗️ما عمدتا از خستگی می‌میریم، فقط اِشکالش اینست که در گزارش مرگ هیچ کس نمی‌نویسند دلیل مرگ: *"خستگی"!*

❗️به نظرم نه تنها بالاخره یک روز باید علم" مقاومت مصالح" را به علم پزشکی قانونی پیوند بزنند، بلکه باید به روانکاوی هم پیوند بخورد، چون خیلی مهم نیست که در گزارش مرگ هر آدمی چه می‌نویسند!

❗️فقط ای کاش همانطور که فرمولی برای اندازه‌گیری میزان تحمل یک سازه در مقابل خستگی وجود دارد، فرمولی هم برای اندازه‌گیری میزان تحمل هر انسانی بود، آن‌وقت شاید می‌شد یک سیستم هشدار دِهی روی هر کسی نصب کرد تا در مواقع حساس، بعد از تحمل فشارهای متناوب، به اطرافیان پیامی مخابره کند مبنی بر اینکه:

❗️هشدار! انسان مورد نظر به فَتیگ نزدیک می‌شود، لطفاً اگر او را دوست دارید، کمی راحتش بگذارید تا خستگی بارهای متناوب را آزاد کند و سپس آماده‌ ادامه دادن و Reliability بشود، در غیر این‌صورت شاهد فروپاشی و مرگش خواهید بود".
❗️لطفاً مراقب بار اضافی و متناوب بر روی عزیزانمان‌ باشیم تا در اثر خستگی، سازه‌شان فرو نریزد.

✍ترجمه: غصه خوردن و آزار دیدن از اطرافیان علت نیمی از مرگ و میرهاست!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۲ساعت ۹:۳۳ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

زندگی نامه شهید والامقام ابراهیم رجب بلوکات

شهید ابراهیم در سال 1344در یک خانواده زحمتکش و مومن در روستای دربندسر بدنیا آمد.

دوران کودکی ابراهبم تا سن 7 سالگی در روستای دربندسرگذشت. ابراهیم از همان کودکی انسانی کم حرف،متین و بدور از شیطنت های خسته کننده وآزار دهنده بود. همزمان با اولین سال ورود به مدرسه خانواده نیز برای ادامه زندگی مهاجرت کردند و در محله تسلیحات نظام آباد تهران ساکن شدند. و از شروع دوران راهنمایی در برنامه های فرهنگی و مذهبی مسجد جامع فاطمیه میدان تسلیحات شرکت میکرد.با شروع انقلاب اسلامی همراه با خانواده و سایر مردم در راهپیمایی ها و تظاهرات شرکت میکرد.

با شروع جنگ تحمیلی احساس تکلیف کرده وبرای آشنایی با فعالیتهای اجتماعی

ونظامی بعضویت بسیج درآمد و برای اعزام به مناطق جنگی لحظه شماری میکرد.و بعنوان سرباز سپاه مهیای خدمت شد ودر یکی از سخت ترین مناطق عملیاتی جبهه های غرب یعنی کامیاران اعزام شد. عاقبت بلندای کوه های کامیاران فاصله او را با آسمانها کم کرد ودر درگیری با دشمنان روباه صفتی که درکمین او و یارانش نشسته بودند. معراج او را آسان نمود ودر 24 آبان ماه 64 روح پاکش به ملکوت اعلا پیوست. روحش شاد ویادش گرامی باد

منبع: کتاب سو

@shahedan_shahr

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۲ساعت ۱۱:۴۵ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

**( زاده ی ۲۱ آبان ۱۲۷۶ یوش مازندران --

درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸ تهران)**

🔹نیما یوشیج (علی اسفندیاری) در دهکده یوش، بخش بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران به دنیا آمد و به خاطر سبک نگارشی جدید در شعر به پدر شعرنو شهره گشت.

🔹 او با مجموعه تأثیرگذار افسانه، که مانیفست شعرنو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعرنو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده ‌بود.

تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین می‌دانند و او را هم ‌پایه شاعران سمبولیست بنام جهان می‌شمارند. وی همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام «روجا» چاپ شده‌است. او با بهره‌گیری از عناصر طبیعی با بیانی رمزگونه به ترسیم سیمای جامعه پرداخته است.

نیما تا دوازده‌ سالگی در زادگاهش، در دل طبیعت زندگی کرد و بعد به‌ همراه خانواده ساکن تهران شد و در مدرسه عالی سن‌لویی به تحصیل پرداخت. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به‌گفته خودش، با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کردند. پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا، به شعر گفتن مشغول شد و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد. نیما، شعر بلند افسانه را به نظام وفا، معلم قدیمی‌اش تقدیم کرده است.

🔹 علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ نام خود را به #نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضاء می‌کرد. در نخستین سالهای صدور شناسنامه نام وی #نیما_خان‌یوشیج ثبت شده‌است.

دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف بود با توفان‌های سهمگین سیاسی ـ اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تأسیس جمهوری سرخ گیلان که روح حساس نیما نمی‌توانست از این توفان‌های اجتماعی بی‌تأثیر بمانَد. نیما از نظر سیاسی تفکر چپ‌ گرایانه داشت و با نشریه ایران سرخ، یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر می‌شد همکاری قلمی داشت. ازجمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود.

🔹 نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ ازدواج کرد. همسر وی، عالیه جهانگیر، فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزاجهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج، که تا پایان عمر دوام یافت، فرزند پسری بود به نام شراگیم که در آمریکا زندگی می‌کند. شراگیم در سال ۱۳۲۱ به‌دنیا آمد.

نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.

نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌ هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. انقلاب نیما با دو شعر «ققنوس» (بهمن ۱۳۱۶) و «غراب» (مهر ۱۳۱۷) آغاز شد و او این دو شعر را در مجله «موسیقی» که یک مجله دولتی بود، منتشر کرد. او در زندگی خود توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییرناپذیر و مقدس و ابدی می‌نمود، با شعرهایش تحول بخشد.

این شاعر بزرگ، درحالی‌که به علت سرمای شدید یوش، به ذات‌الریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تأثیری نداشت و در ۶۲ سالگی درگذشت و در امامزاده عبداله تهران به خاک سپرده شد.

در سال ۱۳۷۲ بنا به وصیت وی پیکرش را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت‌الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته‌است.

يادش مانا🌻

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۲ساعت ۸:۳۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

سوال: اگر فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید که بیست کیلو چاق شده‌اید نگران نمی‌شوید؟

البته که می‌شوید! سراسیمه به بیمارستان تلفن می‌زنید: الوو، اورژانس؟ کمک، کمک، من چاق شده‌ام‌!

اما اگر همین اتفاق به تدریج رخ بدهد، یک کیلو این ماه، یک کیلو ماه آینده و…

آیا باز هم همین عکس العمل را نشان می‌دهید؟ نـه! با بی‌خیالی از کنارش می‌گذرید.

برای کسانی که ورشکسته می‌شوند، اضافه وزن می‌آورند یا طلاق می‌گیرند یا آخر ترم مشروط می‌شوند این حوادث دفعتاً اتفاق نمی‌افتد. یک ذره امروز، یک ذره فردا و سر انجام یک روز هم انفجار و سپس می‌پرسیم: چرا این اتفاق افتاد؟

زندگی ماهیّت انبار شوندگی دارد. هر اتفاقی به اتفاق دیگر افزوده می‌شود، مثل قطره‌های آب که صخره‌های سنگی را می‌فرساید.

اصل قورباغه‌ای به ما هشدار می‌دهد که مراقب شرایطی که به آن عادت می‌کنید باشید!

ما باید هر روز این پرسش را برای خود مطرح کنیم: به کجا دارم می‌روم؟ آیا من سالم‌تر، مناسب‌تر، شادتر و ثروتمندتر از سال گذشته‌ام هستم؟ و اگر پاسخ منفی است بی درنگ باید در کارهای خود تجدید نظر کنیم.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان ۱۴۰۲ساعت ۶:۴۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

🔰 اصطلاحات پایه کوهنوردی

🔺کوه :

برجستگی های با ارتفاع ۶۰۰ متر به بالا و عموما بلندتر و شیب دار تر از تپه هستند که در اثر چین خوردگی زمین ، فرسایش و فعالیت آتش فشانی بوجود می آید

🔸کوه ها : ۵۲%آسیا ، ۳۶ %آمریکای شمالی ، ۲۵%اروپا ، ۲۲%آمریکای جنوبی ، ۱۷%استرالیا ، ۳%آفریقا را پوشانده اند و روی هم رفته ۲۴%خشکی های زمین را شامل می شوند

🔺کوهنوردی :

به بالا و پایین رفتن به صورت پیاده ،طبق اصول فنی ،از ارتفاعات طبیعی کوهنوردی گفته می شود

🔺تپه :

به بلندی های با ارتفاع کمتر از ۶۰۰ متر تپه گفته می شود

🔺قله :

به بلندترین قسمت هر کوه قله گفته می شود

🔺قله اصلی :

به بلندترین قله یک کوه قله اصلی گفته می شود

🔺قله فرعی :

به سایر قلل در یک خط الراس قلل فرعی گفته می شود

🔺رشته کوه :

به زنجیره ای از کوه های به هم پیوسته رشته کوه گفته می شود

🔺یال :

به محل برخورد در دامنه های شیب دار در بالاترین نقطه تماس(شیب محدب و برآمده بین ۲ دره) یال گفته می شود

🔺خط الراس:

به خط اصلی بلندترین یال بین ۲ قله (محل تقسیم آب) خط الراس گفته می شود

🔺گردنه :

به پایین ترین نقطه خط الراس های ۲ نقطه گردنه گفته می شود

🔺دره :

به محل برخورد ۲ دامنه شیب دار دره گفته می شود

🔺خط القعر :

به ژرف ترین نقاط بستر رودخانه یا دره خط القعر گفته می شود

🔺صخره :

به سنگ های یکپارچه و بزرگ که صعود با یک طناب ۴۰ متری ممکن باشد صخره گفته می شود

🔺گرده :

به یال هایی که شیب آنها زیاد بوده و سنگی هستند گرده گفته می شود

🔺دیواره :

به سنگ های یکپارچه و بزرگ که صعود با یک طناب ۴۰ متری ممکن نباشد دیواره گفته می شود

🔺راه پاکوب:

به مسیری که در اثر رفت و آمد کوهپیمایان و کوهنوردان ایجاد می شود(رچ) پاکوب گفته می شود

🔺راه مالرو:

به مسیرهای جهت رفت و آمد حیوانات اهلی مالرو گفته می شود

🔺جان پناه :

به مکانی به اندازه یک اتاق کوچک در ارتفاعات برای بیتوته موقت جان پناه گفته می شود

🔺پناهگاه :

به مکانی که دارای بنای ساختمانی متوسط تا بزرگ برای استراحت و اطراق استفاده می شود پناهگاه گفته می شود

🔺قرارگاه:

به پناهگاه مجهز به خدمه و امکانات اولیه ، آب ، برق و … قرارگاه گفته می شود

🔺زیگزاگ :

در شیب ها در جهت بالا و پایین به سمت چپ و رایت حرکت می کنیم تا شیب کم شود به این شیوه پیمایش زیگزاگ گفته می شود

🔺تراورس :

به حرکت عرضی در پیمایش کوه از یک یال به یال دیگر تراورس گفته می شود

🔺شن اسکی:

مسیری که در کوه دارای شن پ های گوچک می باشد و در هنگام فرود می توان روی آن سر خورد و پایین آمد. به این شیوه حرکت شن اسکی گفته می شود

🔺نقاب :

توده ای از برف که به وسیله باد بر بالای کوه به صورت آویزان فشرده می شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۲ساعت ۶:۱۰ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

🔰از کجا بفهمیم چه ویتامینی کم داریم؟

🟤 مو:

🔻 ریزش مو:

کمبود ویتامین‌های B2، B5، بیوتین، روی و ویتامین D

🔻 خشکی موها:

کمبود ویتامین‌های A و E، امگا3، پروتئین، سلنیوم و بیوتین

🔻 شوره زدن موها:

کمبود سلنیوم، امگا3 و ویتامین A

⚪️چشم‌:

⛱سیاهی و پف‌آلودگی زیر چشم:

کمبود آب در بدن، عدم تحمل برخی مواد غذایی مانند لاکتوز لبنیات و حساسیت

⛱ کاهش قدرت دید:

کمبود ویتامین A

⛱ قرمزی مداوم مویرگ‌های چشم:

کمبود ویتامین C

⛱ نزدیک‌بینی:

کمبود ویتامین D

⛱ پوسته‌ریزی در اطراف پلک:

کمبود آهن

🔴 مغز و اعصاب:

🧬 افسردگی:

کمبود ویتامین‌های B1، B5 و بیوتین

🧬 دمانس یا زوال عقل:

کمبود ویتامین‌های B1، B3، B12، اسیدفولیک و امگا3

🧬 تحریک‌پذیری و زودرنجی:

کمبود ویتامین‌های B1، B5 و B6

بی‌خوابی: کمبود ویتامین‌های B3، B5، B6 و D

🧬سرگیجه:

کمبود ویتامین‌های B2 و B6

🟠 دهان و دندان:

🔘 خونریزی لثه:

کمبود ویتامین C و اسیدفولیک

🔘 به هم چسبیدن دندان‌ها:

کمبود ویتامین D و ویتامین K

🔘 گلو‌درد:

کمبود ویتامین‌های B3، B12، اسیدفولیک و کلسیم

🔘 آفت دهانی:

کمبود ویتامین B2

🔘 ضعیف شدن مینای دندان:

کمبود ویتامین‌های A، K، D و کلسیم

🔘 التهاب زبان:

کمبود ویتامین‌های B2، B3 و اسیدفولیک

🔘 کاهش حس چشایی:

کمبود روی

🟣پوست:

♦️ جوش‌های پشت بازو:

کمبود ویتامین‌ A

♦️ پوسته‌ریزی و خشکی پوست:

کمبود ویتامین‌های A و E

♦️خونریزی بی‌علت از بینی:

کمبود ویتامین‌ C

♦️ کبودی مداوم پوست:

کمبود ویتامین‌ C

♦️ جوش زدن در دوران عادت ماهانه:

کمبود ویتامین‌ B6

♦️ التهاب پوست:

کمبود ویتامین‌های B2، B3 و بیوتین

🟢 ناخن:

🔹 قاشقی شدن ناخن‌ها:

کمبود ویتامین B12 و آهن

🔹 ظهور خطوط سفید روی ناخن:

کمبود کلسیم و روی

🔹 پوسته‌ریزی اطراف ناخن:

کمبود آهن و بیوتین

🔹 شکنندگی ناخن‌ها:

کمبود کلسیم و منیزیم

‌چندشاخه‌‌شدن پوست اطراف ناخن: کمبود پروتئین

🟡 عضلات و مفاصل:

🔺 گرفتگی عضلانی:

کمبود منیزیم و ویتامین‌های B1، B2 و B6

🔺 انقباض ناگهانی ماهیچه‌ها:

کمبود ویتامین‌های B1، B2، B3، B6، B9، D و منیزیم و کلسیم

🔺 تورم مفاصل:

کمبود ویتامین‌های B1، B6 و پروتئین

🔺 قفل شدن ناگهانی مفاصل:

کمبود منگنز

🔺 پوکی استخوان:

کمبود کلسیم و ویتامین D

🔺 صدا دادن مفاصل:

کمبود ویتامین‌های B5 وB12

🟢 کدام ویتامین‌ها را از کدام منابع غذایی دریافت کنیم؟

🔸 منابع غذایی پیش‌ساز ویتامین A:

کره، خوراکی‌های نارنجی و زرد مانند هویج و زردآلو

🔸 منابع غذایی ویتامین‌های گروه B:

تمام سبزیجات برگ سبز تیره، غلات و حبوبات

🔸 منابع غذایی ویتامین B12:

انواع منابع حیوانی مانند گوشت‌ها، لبنیات و تخم‌مرغ

🔸 منابع غذایی ویتامین C:

پیاز، فلفل، مرکبات و گوجه‌فرنگی

🔸 منابع غذایی ویتامین D:

نور آفتاب، قارچ، تخم‌مرغ، ماهی‌های چرب و لبنیات غنی‌شده

🔸 منابع غذایی کلسیم و ویتامین K:

انواع لبنیات، کلم بروکلی و اسفناج

🔸 منابع غذایی روی:

انواع گوشت‌ها، حبوبات و غلات

🔸 منابع غذایی منیزیم:

انواع مغزها و دانه‌های خام، ماهی، حبوبات، ماست، موز و شکلات تلخ

منابع غذایی منگنز: بادام، کدو تنبل، اسفناج، ماست، انجیر، موز و انگور

🔸 منابع غذایی اسیدفولیک:

سبزی‌های برگ سبز تیره، مرکبات، غلات سبوس‌دار و حبوبات

منابع غذایی بیوتین: تخم‌مرغ، بادام، غلات سبوس‌دار، اسفناج، قارچ، شیر و...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۲ساعت ۶:۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

بسم رب الشهدا

خلاصه ای از زندگینامه شهید غلامحسین نام آور

این شهید بزرگوار در روز اول دی ماه سال 1341 شمسی مصادف با سوم شعبان در دربندسر بدنیا آمد. از آنجاییکه حاج محمود نام آور پدر شهید در بخش اداری معادن گاجره مشغول کار بود مجبور شد در سال 1348 خانواده رابه آن منطقه منتقل کند. لذا شهید غلامحسین کلاس اول را در دبستان گاجره آغاز نمود. وبا انتقال پدر به تهران تا کلاس سوم در تهران مشغول به تحصیل شد .ومجددا با انتقال پدر به شهر سمنان تا پایان دوره ابتدایی را در سمنان ادامه داد. باتوجه به اینکه پدر بزرگ شهید از سلسله جلیله روحانیت بود بسیار علاقه مند بودند که از فرزندان آن خاندان در علوم اسلامی هم مشغول باشند . لذا غلامحسین پس از پایان دوره ابتدایی با موافقت پدر ومادر درمدرسه علوم دینی ومعارف اسلامی سمنان که تحت نظر علمایی چون حاج شیخ محمد علی عالمی و شیخ محمد تقی نصیری و آیت ا... شاهچراغی اداره میشد ثبت نام کرد. و دروس مقدماتی حوزه را در همان مدرسه به اتمام رساند.

در سال 56 بنا به توصیه پدر وارد حوزه علمیه قم شد شیخ شهید ادامه تحصیل حوزوی را در مدرسه ای که تحت نظر آیت ا.. نوری همدانی اداره می شد ادامه داد. با اوج گیری نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی ره در شهر قم شیخ شهید در کنار دیگر طلبه ها به تهیه اعلامیه ها و تکثیر سخنرانی های حضرت امام ره پرداختند. ودر تظاهرات ضد رژیم شرکت داشتند تا روز هشتم آبان ماه 57در تظاهرات قم در خیابان چارمردان قم از ناحیه دست مورد اصابت تیر دژخیمان قرارگرفت و مجروح به زمین افتاد که بلافاصله به بالای سرش رسیدند وبا ضربه های پی در پی قنداقه تفنگ و باتوم به سرش او را بیهوش کردند ونهایتا توسط مردم و کسبه های محل به همراه دیگر مجروهان به بیمارستان کامکار قم منتقل و در روز نهم آبان بعلت شدت جراحت به درجه رفیع شهادت نائل آمد. روحش شاد و یادش گرامی ( منبع: کتاب سو)

@shahedan_shahr

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان ۱۴۰۲ساعت ۶:۴۶ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |