|
در دشت شلمچه غنچه ای پرپر شد
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۶:۴۹ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
خلاصه ای از زندگینامه شهید رجبعلی کیا شمشکی
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴ساعت ۷:۱۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
🌹داستان آموزنده🌹. سلام کردیم و جواب داد. لحظاتی بعد گفت آقا ابراهیم ممنونم، زحمت کشیدی، اما پسرم از دست شما ناراحت است! لبخند از چهره همیشه خندان ابراهیم رفت. چشمانش گرد شده بود. بغض گلوی پیرمرد را گرفته بود. چشمانش خیس از اشک بود و بعد ادامه داد که : شب گذشته پسرم را در خواب دیدم. میگفت در مدتی که ما گمنام و بینشان بر خاک جبهه افتاده بودیم، هر شب مادر سادات، حضرت زهرا(سلام الله علیها) به ما سر میزد، اما از وقتی پیدا شدم، دیگر چنین خبری نیست. میگویند شهد.ای گمنام مهمانان ویژه حضرت صدیقه هستند. دانههای درشت اشک از گوشه چشمان ابراهیم روان بود. ابراهیم گمشدهاش را پیدا کرده بود؛ گمنامی. ابراهیم همیشه میگفت خوشگلترین شها.دت را میخواهم. اگر جایی بمانی که کسی تو را نشناسد، خودت باشی و مولا هم بالای سرت بیاید و سرت را به دامن بگیرد، این خوشگلترین شها.دت است. سرانجام ابراهیم هادی در ۲۲ بهمن سال ۶۱ پس از پنج روز که در کمیل واقع در فکه مقاومت کرد، در عملیات والفجر مقدماتی، بعد از فرستادن رزمندگان باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا شد. دیگر کسی او را ندید. او همیشه از خدا میخواست که گمنام بماند؛ چرا که گمنامی صفت یاران خداست. خدا هم دعایش را مستجاب کرد. ابراهیم سالهاست که گمنام و غریب در فکه مانده تا خورشیدی برای راهیان نور باشد.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آذر ۱۴۰۴ساعت ۱:۵۹ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
خلاصه ای از زندگینامه شهید والامقام مادر بسیار عاقل وهنر مندی داشت که از گلیم وجاجیم وفرش بافی گرفته
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آذر ۱۴۰۴ساعت ۹:۴۲ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
برخیز ببین صحنه ایثارشهید
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۴ساعت ۵:۴۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
بسم رب الشهدا
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم آبان ۱۴۰۴ساعت ۸:۱۳ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
از سنگر مدرسه،به سومار کشید/
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۴ساعت ۸:۴۷ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
پروا نکرد لحظه ای از التهابها
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مرداد ۱۴۰۴ساعت ۵:۱۵ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
گلی همیشه بهار خفته در چمن است
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۴ساعت ۴:۳۱ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
عباسعلی فتاحی بچه دولت آباد اصفهان بود حدود ۱۷ سال سن داشت. سال شصت به شش زبان زندهی دنیا تسلط داشت تک فرزند خانواده هم بود زمان جنگ اومد و گفت: مامان میخوام برم جبهه مادر گفت: عباسم! تو عصای دستمی، کجا میخوای بری؟ عباسعلی گفت: باید برم . مادرش گفت: برو عزیزم...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۴ساعت ۶:۱۱ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
زندگینامه شهید والامقام محمد کیاشمشکی شهید زنده یاد محمد کیاشمشکی در سال 1338شمسی در شمشک و درخانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود.با انتقال خانواده به تهران دوران تحصیلی ابتدایی و متوسطه را درتهران طی نموده و پس از قبولی در رشته فیزیک دانشگاه شیراز به تحصیلات عالیه در آن دانشگاه پرداخته و همزمان با پیروزی انقلاب مقدس اسلامی و با تعطیلی دانشگاه در زمان انجام انقلاب فرهنگی به زادگاه خود مراجعه و با انجام سخنرانیهای پرشور به مدد همرزمانش در انجمن اسلامی شمشک که خود از پایه گذارانش بوده،آمده و نقش ارزنده ای در جهت اشاعه فرهنگ انقلاب اسلامی ومبارزه با عوامل وابسته به رژیم طاغوت ایفا می نماید و به تدریس در دبیرستانهای حمزه تهران وشهید مطهری شمشک و زریندشت فیروزکوه در جهت پرورش فرزندان نسل انقلاب نیز می پردازد.نقش بارز او و شهید رجبعلی کیاشمشکی در پیشبرد اهداف انقلاب در منطقه متمایز بوده و صفات بارز اخلاقی وتعهدش نسبت به ارزشهای اسلامی و پایبندی به آرمانهای امام(راحل) زبانزد خاص و عام بوده است. در جهت خدمت به سایر نقاط محروم میهن اسلامی بویژه مناطق کرد نشین و سیستان و بلوچستان نیزکوشابوده و حضور فعالانه ای نیز در جبهه های جنگ در مناطق جنوب و غرب داشته و در همین راستا و بدلیل توانمندیهای بارزش در امور اجرایی به سمت بخشدار و سرپرست جهاد سازندگی بخش صومای برادوست ارومیه با حوزه کاری 130روستا منصوب میگردد.و سرانجام در مسیر خدمت در مناطق کردنشین به همراه معاونش (کمال شمشکی)توسط عوامل وابسته به بیگانگان(مزدوران حزب دموکرات کردستان)به اسارت در آمده و در تاریخ22خرداد 1361ودر حین فرار از بند اسارت و زندان به شهادت رسیده و پس از یک هفته پیکر مطهر آن معلم شهید به شمشک منتقل گشته و در جوار حرم مطهر امامزاده محمد(ع)شمشک در آغوش سرد خاک آرام گرفت.(روح پاکش شاد ویادش در خاطر جانها جاودانه باد)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۴ساعت ۷:۲۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
ای بال وپرت خون ز جفای صیاد
+ نوشته شده در جمعه دوم خرداد ۱۴۰۴ساعت ۷:۵۶ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
پرواز عقاب غیرتش،دیدن داشت
+ نوشته شده در جمعه دوم خرداد ۱۴۰۴ساعت ۷:۵۵ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
ما سینه زدیم بی صدا باریدند
+ نوشته شده در دوشنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۴ساعت ۷:۴۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
روحش چو پرستوی بهاری، سرمست
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۴ساعت ۵:۴۴ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
*نور سبز بر فراز یک تپه*
پیرمردی اطلاع داده بود که شبهای جمعه نور سبزی از آن تپه میآید ... با تعدادی از بچهها برای تفحص رفتیم. بعد از چند ساعت جستجو 40 شهید پیدا کردیم و برگشتیم. مدتی بعد مجدداً پیرمرد را دیدیم و تشکر کردیم. پیرمرد گفت هنوز در آنجا شهید هست. من دوباره شب جمعه آنجا نور سبز را دیدم. مجدداً به محل رفتیم و همهجا را به دقت جستجو کردیم، اما چیزی پیدا نکردیم. از خود شهدا کمک خواستیم، ناگهان نوک پوتین و سپس پیکری را پیدا کردیم. با بررسی پیکر شهید یک کیف پلاستیکی که یک وصیتنامه داخلش بود، یافتیم که نوشته بود:
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۴ساعت ۵:۷ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
نوری ز پلاک جاودانت پیداست
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۴ساعت ۷:۴۳ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
پلارک؛ شهید عطریِ قطعه 26 می گویند شهید پلارک مثل یکی از سربازان پیامبر (ص)، «غسیل الملائکه» بوده است و به همین علت مزار او همیشه خوشبو و عطرآگین است. کد خبر: ۲۲۲۱۸۰ تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۰ - 17January 2017
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۳ساعت ۶:۵۶ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند ۱۴۰۳ساعت ۹:۱۴ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
📚فوق العاده زیبا و قابل تامل
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند ۱۴۰۳ساعت ۷:۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
آن روز رضا کنار بیداران بود
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۳ساعت ۶:۴۷ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
با پنجاه، شصت ساله های امروز
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن ۱۴۰۳ساعت ۷:۴۵ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن ۱۴۰۳ساعت ۶:۱۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
در دشت شلمچه غنچه ای پرپر شد محمد باقر آخرین فرزند از خانواده مومن و زحمتکش و پر جمعیتی است که در 29 شهریور سال 1342 در تهران دیده بجهان گشود. پدرش مرحوم حاج رمضان سالها کارگر معدن زغال سنگ شمشک بود و علاوه بر تحمل کار در اعماق تونل های زغال سنگ به کار کشاورزی هم مشغول بود وبسختی هزینه ده سر عائله را فراهم میکرد. تا اینکه به پیشنهاد یکی از بزرگان دربندسر در سال 1341به محله دزاشیب شمیران مهاجرت کرده ودر باغ بزرگ(بنکدار) مشغول به کار و زندگی شد.
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن ۱۴۰۳ساعت ۷:۱۲ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
زندگینامه شهید غلامرضا کیادربندسری روز نهم آبان ماه 1345 در محله(پایین لاراب) دربندسر کودکی بدنیا آمد. که خانواده با اعتقاد و عشق به حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع) که وجود این فرزند را از عنایات آنحضرت میدانستند. او را "غلام رضا" نامیدند تا در طول عمر خادم امام رضا(ع) و تحت توجهات آن امام همام واقع گردد.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن ۱۴۰۳ساعت ۴:۲۳ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
_خاطره شهدا_
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی ۱۴۰۳ساعت ۱۰:۳۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
خلاصه ای از زندگینامه شهید رجبعلی کیا شمشکی
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی ۱۴۰۳ساعت ۲:۵۲ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
.
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی ۱۴۰۳ساعت ۴:۱۴ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
*فكركرديدچند درصد جمعيت ايران در زمان جنگ ، به جبهه رفتند؟!٣/٥درصد!!!!!!*
+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی ۱۴۰۳ساعت ۸:۱۶ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
خلاصه ای از زندگینامه شهید والامقام مادر بسیار عاقل وهنر مندی داشت که از گلیم وجاجیم وفرش بافی گرفته
+ نوشته شده در شنبه سوم آذر ۱۴۰۳ساعت ۱۰:۸ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
|