🙏🌹🙏

*تکنیکS.O.S چیست؟!*

*کندتر، پیرتر، ولی باهوشتر!*

♦️داستان ایرباس A380 در حال عبور از اقیانوس اطلس است.
*این هواپیما به طور مداوم با سرعت ۸۰۰ کیلومتر در ساعت پرواز می‌کند؛* ناگهان یک جت جنگی با نهایت سرعت ظاهر می‌شود.
سرعت خلبان جنگنده جت کاهش می‌یابد، به کنار ایرباس می‌رسد و با بیسیم از خلبان هواپیمای مسافربری سوال می‌کند: "با ایرباس، پرواز خیلی خسته کننده است، این‌طور نیست؟
*حالا یه نگاه به من بنداز"*
بعد، خلبان جت بصورت عمودی هواپیمای ​​خود را بالا می‌بَرَد، با سرعت به ارتفاع گیج کننده‌ای می‌رسد، و سپس تقریباً تا سطح دریا در شیرجه‌ای نفس‌گیر فرود می‌آید.
*او دوباره کنار ایرباس می‌چرخد ​​و می‌پرسد : "خوب، چطور بود؟"*

*خلبان ایرباس پاسخ می‌دهد: "بسیار چشم‌گیر و عالی بود، لذت بردم!!!*

*اما حالا تو نگاه کن!"*
خلبان جت با تمام دقت، ایرباس مسافربری را تماشا می‌کند، اما تا یک ربع ساعت هیچ اتفاقی نمی‌افتد. ایرباس به مسیر مستقیم با همان سرعت ادامه می‌دهد.
*پس از ۱۵ دقیقه خلبان ایرباس به خلبان جت می‌گوید: "خوب، چطور بود؟"*

*خلبان جت که گیج شده بود می‌پرسد: مگه چه کار کردی؟ تو که کاری نکردی؟!*

*خلبان ایرباس می‌خندد و می‌گوید‌: "من از جایم بلند شدم، قدری نرمش کردم، برای استفاده از سرویس به عقب هواپیما رفتم، سپس یک فنجان قهوه و یک شیرینی شکلاتی خوردم!!!"*

♦️نتیجه
*وقتی جوان هستید، سرعت و آدرنالین، عالی به نظر می‌رسد. اما با افزایش سن و عاقلتر شدن، می‌آموزیم که راحتی و آرامش مهم‌تر است.*

*این را S.O.S می‌نامند:*
*Slower, Older ,Smarter*
*"کندتر، پیرتر، اما باهوشتر"*

*همه عزیزانی که به نیمه دوم زندگی رسیده‌اید*

*اکنون وقت آن رسیده که سرعت خود را کم کرده و از بقیه مسیر سفر لذت ببریم، چرا که مقصد، جایی در انتهای جاده نیست، گاهی مقصد می‌تواند:*

*«تماشای طلوع آفتاب»*
*«دیدن لبخند یک کودک»*
*«شنیدن صدای دلنشین یک دوست»*
*«سلام به یک عابر»*
*«ایجاد امنیّت برای یک پرنده و یا گوش دادن به یک موسیقی باشد»*

*🔺زندگی را سخت نگیریم…!*


🙏🌹🙏

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۲ساعت ۷:۴۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

روحش چو پرستوی بهاری، سرمست

می خواست چو عباس شود او بی دست

وقتی که شهاب عمر او کرده غروب

قلب پدرش ز سینه ،افتاد و شکست

شعر:استاد غلامرضا کیا(طالب)

خلاصه ای از زندگینامه شهید والامقام عباس ساوجی نیا

اول تیر ماه ۱۳۴۹ شیرین ترین و دلنشین ترین روز زندگی حاج قدرت الله ساوجی نیا این معلم و شخصیت فرهنگی سرشناس دربندسر و رودبارقصران بود . چرا که خداوند با تولد دومین فرزند این خانواده که پسری سالم و زیبا بود مثل همیشه لطف بیکران خود را نمایان کرد. و پدر و مادرنامی که برای این نوزاد پیشانی بلند انتخاب کردند"عباس" بود.

وچون اعتقاد داشتند وجود این نوزاد چون شهابی زندگی آنها را نورانی خواهد کرد.او را شهاب هم می نامیدند.شهید عباس(شهاب) ساوجی نیا که در خانواده ای برخوردار از سواد و معنویت بدنیا آمد از همان دوران کودکی نشان داد که از بهره هوشی وتوان جسمی بسیار مناسب برخوردار است. و پدر برای پرورش مناسب فرزندش،مدرسه شیخ بهائی که در سالهای قبل از انقلاب از بهترین آموزشگاه های تهران محسوب میشد را انتخاب کرد و نام فرزند عزیزش را ثبت نام کرد. چرا که مطمئن بود در این مدرسه علاوه بر رشد علمی،بواسطه مدیران و مسئولان آن به مسائل مذهبی و دینی دانش آموزان ،شهاب نیز از وضعیت مناسبی برخوردار خواهد بود.حاج قدرت الله ساوجی نیا علاوه بر این همیشه شهاب را همراه خود در همه مجامع و محافل دینی مخصوصا هیئت قرآنی اهالی محترم تلخاب می برد .شهید عباس از همان ابتدای دوران نوجوانی علاقه خود را به انجام تکالیف شرعی و مذهبی به خصوص نماز و قرائت قرآن نشان داد و ورود عباس به دوران جوانی مصادف با همه گیر شدن نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره)بود.ِبنابر این زمینه های حضور شهید عباس در اجتماعات بزرگتری که تا کنون تجربه کرده بود فراهم شد ِلذا عباس نیز مانند بسیاری از آحاد مردم شیفته شخصیت و دلبسته آرمان های عالیه امام(ره)شد ودر جمع آوری تصاویر،اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی حضرت امام(ره)و حضور در راهپیماییها نقش بسزایی داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی عباس برای تحصیل علم و برخورداری از دانش مورد نیاز جامعه همت گماشت و با کسب نمرات عالی موفق به اخذ دیپلم تجربی گردید.وهمزمان با عضویت در بسیج در خدمت رسانی و محافظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی کوشا بود. و با کسب موافقت خانواده در سال ۶۹ به دانشکده افسری نیروی انتظامی وارد شد .پس از طی موفقیت آمیز دوره ۴۴ این دانشکده با درجه ستوان دومی به عنوان افسر در یکی از پاسگاه های مرزی شرق کشور درمنطقه"پیشین"چابهار خدمت خود را آغار نمود. جبهه پیشروی این افسر جوان متفاوت با جبهه های جنگ تحمیلی بود، چرا که در این جبهه اشرار و دشمنان نظام با وارد نمودن حجم زیادی از مواد افیونی و مخدر تلاش داشتند تا جوانان این مرزو بوم را از مسیر انقلاب و نظام خارج سازند.ِلذا دروازه ورودی انهابه ایران مرزهای شرقی کشور بوده و شهید عباس در مرکز درگیری ها با اشرار و قاچاقچیان خدمت میکرد.

حضور مستمرو خدمت صادقانه و انجام جدی و کامل مسئولیت هایی همچون فرماندهی عملیات در مناطق مرزی شرق کشور و حتی کیلومتر ها دور تر از مرزهای بین المللی در خاک پاکستان و افغانستان بارها موجب مجروح شدن و صدمات متعدد عباس شد لذا فرماندهان و مسئولان ارشد نیروی انتظامی را برآن داشت تا با اعزام این جوان متعهد به سفر مکه مکرمه و مدینه منوره موافقت نمایند.

تقدیر الهی چنین مقرر شد که در۲۹ فروردین سال ۱۳۷۴ روح ملکوتی این فرمانده جوان ومتعهد پس از نشان دادن لیاقت های زیاد در انجام وظیفه در یک عملیات مهم در منطقه چاه هاشم ایرانشهر به کاروان سرخ حسینی(ع) بپیوندد. روحش شاد

منبع: کتاب سو

@shahedan_shahr

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۲ساعت ۸:۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

در صحنه رزم،عاشقی عابد بود

درپهنه عشق ، عارفی شاهد بود

وقتی که به تیر دشمن احمد افتاد

آنجا به نماز عشق هم، ساجد بود

(استاد غلامرضاکیا(طالب) )

خلاصه ای از زندگینامه شهید احمد صالحی

در یازدهمین روز خرداد ۱۳۴۳سومین فرزند خانواده حاج حیدر صالحی در تهران دیده به جهان گشود. عشق به رسول الله ص در خانواده صالحی باعث شد که نام فرزندان پسر را از القاب پیامبر گرامی اسلام متبرک کند. و لذا نام این فرزند را احمد نهادند. مرحوم حاج حیدر پدر محترم شهید احمد در کارخانه صنایع فلزی ایران کار میکرد وبه اتفاق همسر و چهار فرزند خود خانواده پر جمعیتی را تشکیل دادند. که در آن تعالیم اسلامی قرآن حاکم بود و نوای ملکوتی قرآن همواره از آن بگوش می رسید. برای اهل محل وجود تابلوی(هیئت قرآنی متوسلین به حضرت فاطمه زهرا س برادران صالحی) در یکی از شبهای هفته معرف این بود که برادران صالحی پذیریرای فامیل برای تعلیم قرآن می باشند. وشهید احمد بهمراه جوانان فامیل هم از اعضای این هیئت بودند و همین باعث شد که بعدها در جریان انقلاب و جنگ تحمیلی نقش شایسته ای برای خدمت به نظام اسلامی داشته باشند. بگونه ای که از این هیئت قرآنی چهار شهید و سه جانباز وحضور مکرر در جبهه ها تنها بخشی از خدمات اعضای این هیئت قرآنی واین خانواده بود.

احمد بعد از گذران دوران کودکی در این خانواده معنوی در سن هفت سالگی برای ورود به مدرسه آماده شد ودر مدرسه(شهید عباس رکنی) نارمک ثبت نام و با موفقیت دوران ابتدایی را به پایان برد. سپس دوران راهنمایی رادر مدرسه راهنمایی خواجه نصیرالدین طوسی در خیابان ۴۵متری غربی نارمک سپری کرد.وبا شروع دوران راهنمایی اوج مبارزات مردم ایران علیه رژیم پهلوی آغاز شد . در تمام دوران تحصیل شهید احمد به فراگیری قرآن و تفسیر آن در کنار برادران و پدر و پسرعموها در هیئت قرآنی برادران صالحی زیر نظر استاد حاج حسین صاحب هنر نیز مشغول بود.وهمین روحیه باعث شد او بهمراه دوستان مسجدی خود در صف اول مبارزه با طاغوت در محله خود ودر سطح شهر تهران قرار بگیرد. این شهید بزرگوار علاقه زیادی به ورزش دوچرخه سواری، شنا،کوهنوردی،وورزشهای رزمی کاراته داشت ودر همه موارد بطور جدی ودر حد حرفه ای ورزش میکرد و بهمین خاطر ازجسمی ورزیده و خوش اندام برخوردار بود.

بلافاصله پس از دستور حضرت امام(ره) مبنی بر تاسیس ارتش بیست میلیونی به عضویت بسبج درآمد و با توجه دارا بودن مدارک مربی گری در ورزش شنا و کاراته در بالا بردن توان رزمی بسیجیان نقش بسزایی داشت. باشروع جنگ تحمیلی شهید احمد نیز مانند خیل عظیم رزمندگان اسلام جز اولین نفراتی بود که به جبهه رفت . این شهید گرانقدر در مجموع سه نوبت به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد در بعضی از اعزام ها بهمراه برادران پسرعموها و عموی خود بصورت گروهی بود.

آخرین نوبتی که شهید احمد به جبهه رفت ۲۲آبان ۶۱ بود وتا زمان‌شهادت چند ماهی در جبهه بودو در چند عملیات شرکت کرد ودر نهایت فروردین ۶۲ در سومین روز عملیات والفجر یک شهید احمد پس از مجروحیت از ناحیه سر توسط ترکش و خون ریزی علی رغم میل باطنی باید برای مداوا به عقبه گردان‌میرفت و در مسیر برگشت با مجروحی مواجه شد که از ناحیه هر دو پا مجروح وبه زمین افتاده بود.با وجود حال وخیم خود،آن مجروح را بروی دوش گرفت و به سمت عقبه حرکت کرد در این بین اصرار آن رزمنده مجروح برای ممانعت وی نتیجه نداشت و لذا بدلیل ضعف شدید مجبور شدند کمی استراحت کنند که وقت اذان صبح شد و وبعد از تیمم هردو نماز صبح را خواندند.و بعد از طلوع روز روشنایی هوا باعث شد دشمن دید کاملی به منطقه پیدا کندو با رویت نیروهای ایرانی شروع به تیراندازی کردند و آن دو مجروح در تیررس دشمن قرار گرفتند .و شهید سرافراز ما احمد صالحی با تن مجروح مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرا گرفت. و روح ملکوتی او به آسمان پرواز کرد.و آن رزمنده مجروح بعد از تسلط رزمندگان به منطقه به پشت جبهه منتقل گردید و این خاطرات هم توسط ایشان به خانواده شهید منتقل شد. پیکر مطهر شهید با حضور چشمگیر مردم . دوستان و بستگان در قطعه ۲۸ گلزار شهدای بهشت زهرا س آرام گرفت. روحش شاد ویادش گرامی...

منبع: کتاب سو

@shahedan_shahr

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۲ساعت ۱۱:۱۷ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

🔃 *مراقب "قوانین معکوس" دنیا باشیم!*

✅ در دستگاه خدا برخی چیزها، معکوس عمل می‌کند و این سرُّالاَسرار دنیاست.

◀️ صدقه دادن، ظاهراً پول را کم می‌کند اما در واقع معکوس عمل می‌کند و ما را از فقر نجات می‌دهد.

✳ امام معصوم(علیه‌السلام) می‌فرمایند:

◀️اگر فقیر شدی، بیشتر صدقه بده!

◀️خمس و زکات هم معکوس عمل کرده و ما را غنی‌تر می‌کند.

◀️دنبال قدرت ندویدن، معکوس عمل می‌کند و او مثل سایه به دنبال تو می‌دود.

◀️ فکر آباد کردن آخرت، معکوس عمل می‌کند و دنیایمان را آباد می‌کند.

◀️ وقتی وقتمان را صرف نماز ، دعا و عبادت کردیم ، معکوس عمل کرده و برکت به وقتمان می‌دهد.

◀️وقتی به خودمان در راه خدا سخت می گیریم، معکوسش این است که سختی های دنیا که برای همه هست، برای ما آسان میشود و گاهی آسان تر.

◀️معکوس کمتر خوردن، سلامتی ست.

◀️وقتی یاد مرگ کنیم، معکوس عمل میکند و دلمان زنده و شاداب می‌شود.

◀️ چشم هایمان را از حرام ببندیم، بیشتر از بقیه می بینیم و میفهمیم!

◀️ وقتی سکوت اختیار کنیم، بیشتر از کسی که زیاد حرف میزند جلوه میکنیم.

◀️حجاب و پوشاندن خود از نامحرم، "وقار" را بیشتر گرفتن می‌کند و قرآن نیز بر این موضوع تاکید دارد.

◀️وقتی جانت را در راه خدا میدهی و شهید میشوی، معکوس عمل کرده و خداوند تو را زنده میداند :

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏ اند، مرده مپندارید بلكه زنده‏ اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى ‏شوند.

◀️وقتی نیرنگ میزنیم و چاهی برای کسی میکنیم، معکوس عمل کرده و خودمان دچار نیرنگ میشویم و اول در چاه می افتیم!

◀️وقتی مهمان دار میشویم، برکت به سفره مان می آید و بارها دیده ایم با همان غذای همیشگی، همه سیر میشوند.

◀️وقتی بچه دار میشوی نیز قانون معکوسهای دنیا اِعمال میشود و برکت و رزق و روزی ات زیاد میشود!

◀️ برای نشاط و شادی خود باید به فکر رفع مشکلات دیگران باشی و دل دیگران را شاد کنی تا دل خودت شاد شود.

✅ و این گونه است که خدا از مردم میخواهد اندکی در کار دنیا و قانون حاکم بر آن( معکوس عمل کردن) تأمل کنند بلکه به بیراهه ای که شیطان به دروغ جلو آنها تزئین می‌کند، پا نگذارند.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۲ساعت ۷:۳۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

*جالب است بدانید:*
*ثروتمندترین مرد لبنانی بنام (ایمیل البستانی) قبری را برای خودش تهیه دید که در بهترین جای لبنان و بسیار باصفا و مشرف بر شهر زیبای بیروت بود، تاپس ازمرگش درآنجا دفن شود.*

*این شخص صاحب هواپیمای شخصی بود و با همان هواپیما به دریا سقوط کرد.*

*اطرافیانش میلیونها هزینه کردند تا جسدش را از دریا بیرون کشیده و در اینجا دفن کنند.*

*هرچه گشتند لاشه هواپیما پیدا شد، اما جسد آقای ثروتمند لبنانی(البستانی) هرگز پیدا نشد که نشد.*

*ثروتمندترین مردانگلیسی یک یهودی بود بنام (رودتشلد) بخاطر ثروت فراوانش به دولت انگلیس هم قرض میداد.*
*این آقای بسیار غنی، گاو صندوقی داشت بسیار بزرگ به اندازه یک اطاق*
*یک روز وارد این خزانه پولی خود شد و بصورت اتفاقی درب این گاوصندوق بسته شد و هرچه با صدای بلند داد و فریاد کرد ،بخاطر بزرگ بودن کاخش کسی صدایش رانشنید.*
*چون عادت داشت همیشه ازخانه وخانواده به مدت طولانی دور میشد .*
*این بار هم خانواده فکر کردند چون طولانی شده حتمابه مسافرت رفته.*
*این مردآنقدرفریاد زد که احساس کرد خیلی گرسنه و تشنه هست.*
*یکی از انگشتان خود را زخمی کرد و با خون آن روی دیوار نوشت: ثروتمندترین انسان درجهان از شدت گرسنگی و تشنگی مرد.*

*فکرنکنیم :* *ثروت تنها چیزیه که همه خواسته های ما را برآورده می کند.*

*درزندگی در جست و جوی آرامش باشید.*
*چه جالب...*
*ناز را می کشیم؛*
*آه را می کشیم؛*
*انتظار را می کشیم؛*
*فریاد را می کشیم؛*
*درد را می کشیم؛*
*ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم!*
*" از هر آنچه آزارمان میدهد"*

*ديروز قصد داشتم دست اتفاق را بگيرم تا نيفتد ! اما امروز فهميدم که اتفاق خواهد افتاد، اين ما هستيم که نبايد با او بيفتيم ...!*
*قانون کائنات :*

*هیچ‌چیز در طبیعت برای خود زندگی نمی‌کند*

*«رودخانه‌ها»*
*آب خود را مصرف نمی‌کنند*

*«درختان»*
*میوه‌ی خود را نمی‌خورند*

*«خورشید»*
*گرمای خود را استفاده نمی‌کند*

*«گل»*
*عطرش را برای خود گسترش نمی‌دهد*

*«زندگی»*
*یعنی در خدمت دیگران*

*« قانون طبیعت است . . .*

*پس :*

*اگر دیدی کسی گره‌ای دارد*
*و تو راهش را می‌دانی*
*سکوت نکن !*

*اگر دستت به جایی می‌رسد*
*دریـغ نـکـن !*

*معجزه‌ی زندگی دیگران باش !*

*« این قانون کائنات است . . . ! ! ! »*

*معجزه‌ی زندگی دیگران که باشی بی‌شک کسی معجزه‌ی زندگی تو خواهد شد !..*

*از خدمت به خلق پشیمان مشو…*
*و اگر کسی قدر خوبی تو را ندانست، غمگین مشو!*
*چون گنجشکها هر روز آواز میخوانند*
*و هیچکس تشکر نمیکند!*
*ولی باز هم آوازشان را ادامه میدهند…*
*نگاه مردم به تو متفاوت است…یک نفر تو را بد میبیند، و دیگری تو را خوب!*
*و یکی دیگر تو را جذاب،*

*زیبا که بنگری میبینی*
*نه هیچکس دوست توست و نه هیچکس دشمنت*
*همه معلم تو هستند،*
*تا در خوبی ، خود را بیازمایی..!*

*زندگیتون پر از سلامتی وآرامش*🥰💞💫

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین ۱۴۰۲ساعت ۹:۳۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |