نيمى از زندگى مان
ميشود صرفِ اينكه به آدمهاى ديگر ثابت كنيم،
ما چقدر خوشبختيم...
به آدمهايى كه شايد خوشبختى برايشان تعريفِ ديگرى دارد
حتى اگر واقعاً هم خوشبخت باشيم،
اما همين خودنمايى،
ما را تبديل ميكند به بدبخت ترين آدمِ روى زمين!
غذايى اگر جلويمان ميگذارند،
قبل از لذت بردن از غذا،
ترجيح ميدهيم آن را به رخِ ديگران بكشيم...
سفرى اگر ميرويم،
ترجيحمان اين است كه بگوييم،
ما آمديم به بهترين نقطه ى روى زمين،تو
بمان همان جهنم هميشگى...
واردِ رابطه اگر ميشويم،عالم و آدم را با خبر ميكنيم،
كه ببينيد چقدر خاطرِ من را ميخواهد،
تو اما بمان در همان پيله ى تنهايى ات...
ما لذت بردن را پاك فراموش كرده ايم
مسيرى را ميرويم كه خطِ پايان ندارد،
فقط ميرويم كه از بقيه جا نمانيم!


▫️علی قاضی نظام

+ نوشته شده در  شنبه دوم اسفند ۱۴۰۴ساعت ۵:۵۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

نظر یک ریاضیدان را درباره خوشبختی و انسانیت پرسیدند.
در جواب گفت:
اگر زن یا مردی دارای اخلاق باشد، نمره ۱ میدهم،
اگر دارای زیبایی هم باشد، یک صفر جلوی عدد ۱ میگذارم ۱۰
اگر پول هم داشته باشد، یک صفر دیگر جلوی عدد ۱۰ میگذارم ۱۰۰
اصل و نسب هم باشد، یک صفر دیگر جلوی عدد ۱۰۰ میگذارم ۱۰۰۰
ولی اگر زمانی عدد ۱ رفت، چیزی به جز صفر باقی نمی ماند،
و صفر هم به تنهایی هیچ است، و آن انسان هیچ ارزشی ندارد.
مراقب «یک» خودتان باشید …

+ نوشته شده در  جمعه یکم اسفند ۱۴۰۴ساعت ۵:۵۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

ساده نباش جانم!
قرار نیست هرکس که به تو لبخند زد ، از سرِ مهربانی باشد ،

یا هرکس حرف هایِ قشنگ تحویلت داد ،
از سرِ صداقت و یکرنگی...

این مردم عادت کرده اند ، برایِ روزهایِ سردشان ، کلاهِ همدیگر را بردارند ...

"هوا بس ناجوانمردانه سرد است" جانم...
کلاهت را محکم بچسب!
حواست باشد؛

+ نوشته شده در  جمعه یکم اسفند ۱۴۰۴ساعت ۵:۵۷ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

دقت کردید انسان‌های صادق،
به صداقت حرف هیچ‌کس شک نمی‌کنند
و حرف همه را باور دارند.
انسانهای دروغگو تقریبا حرف
هیچ‌کس را باور ندارند و معتقدند
که همه دروغ می‌گویند.

انسانهای امیدوار همواره در حال
امیدوار کردن دیگرانند.
انسانهای ناامید همیشه
آیه یاس می‌خوانند.

انسانهای بزرگوار بیشترین کلامشان،
تشکر از دیگران است.
انسانهای تنگ نظر هر کاری
برای هرکس انجام دهند
چندین برابر می‌بینندش.

انسانهای متواضع تقریبا در مقابل
خواسته همه دوستان می‌گویند:
چشم سعی می‌کنم.
انسانهای پرتوقع انتظار دارند همه
در مقابل حرف‌هایشان بگویند چشم.

انسانهای دانا در جواب بیشتر سوالات می‌گویند: نمی‌دانم
انسانهای نادان تقریبا در مورد
هر چیزی می‌گویند: من می‌دانم

شما دنیا را آنگونه می‌بینید که خود هستی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۷:۳ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

کجاها نباید خندید؟!

🔹به سرآستین پاره کارگری که دیوارت را می‌چیند، نخند.

🔸به پسرکی که آدامس می‌فروشد و تو هرگز نمی‌خری، نخند.

🔹به پیرمردی که در پیاده‌رو به زحمت راه
می‌رود و شاید چند ثانیه کوتاه معطلت کند، نخند.

🔸به دستان پدرت ...
به جارو کردن مادرت ...
به رفتگری که در گرمای تیرماه کلاه پشمی
به سر دارد ...
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی ...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان نخند.

🔹نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...
که هرگز نمی‌دانی
چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند آدم‌هایی که هر کدام برای خود و خانواده‌ای همه چیز و همه کسند ...

🔸آدم‌هایی که برای زندگی تقلّا می‌کنند ...
بار می‌برند ...
بی‌خوابی می‌کشند ...
کهنه می‌پوشند ...
جار می‌زنند ...
سرما و گرما را تحمل می‌کنند ...
و گاهی خجالت هم می‌کشند ...

🔻خیلی ساده:

🔹هرگز به آدم‌هایی که ضعیف‌تر از تو هستند، نخند. روزی ممکن است تو جای آنها باشی. کسی چه می‌داند؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۹:۹ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

به یک "زن" احترام بگذارید، چون :

میتوانید "معصومیتش" را🍃
در شکل یک "دختر"حس کنید..🌷
میتوانید "علاقه اش را"
در شکل یک "خواهر"حس کنید..
میتوانید "گرمایش را"
در شکل یک "دوست" حس کنید..
میتوانید "اشتیاقش"را
در شکل یک "معشوقه" حس کنید..
میتوانید "فداکاریش" را
در شکل یک "همسر"حس کنید..
میتوانید "روحانیتش" را
در شکل یک "مادر" حس کنید..♥️
میتوانید "برکتش" را
در شکل یک "مادر بزرگ" حس کنید..
با این حال او
"محکم و استوار" نیز هست.
"قلبش بسیار لطیف"
بخشنده و سرکش است…🍃
او یک "زن" است… و "زندگی"!🌷

تقدیم به همه خانم های گل🌹

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۷:۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

دیروز به پدرم زنگ زدم. هر روز زنگ می‌زنم و حالش را می‌پرسم.
موقع خداحافظی حرفی زد که حسابی بغضی شدم.

گفت: "بنده نوازی کردی زنگ زدی".
وقتی که گوشی را قطع کردم هق هق زدم زیر گریه که چقدر پدر خوب و مهربان است.

دیشب خواهرم به خانه‌ام آمده بود و شب ماند. صبح بیدار شدم و دیدم حمام و دستشویی را برق انداخته.

گاز را شسته، قاشق و چنگال‌ها و ظرف‌ها را مرتب چیده‌ و....

وقتی توی خیابان ماشینم خاموش شد اولین کسی که به دادم رسید برادرم بود...
و منو از نگاه ها و کمک های با توقع رها کرد...

امروز عصر با مادرم حرف می‌زدم،
برایش عکس بستنی فرستادم. مادرم عاشق بستنی‌ست. گفتم بستنی را که دیدم یادت افتادم...

برایم نوشت: "من همیشه به یادتم... چه با بستنی... چه بی بستنی".

و من
نشسته‌ام و به کلمه‌ی "خانواده" فکر می‌کنم،
که در کنار تمام نارفاقتی‌ها،
پلیدی‌ها و دورویی‌های آدم‌ها و روزگار،
تنها یک کلمه نیست،
بلکه یک دنیا آرامش و امنیت است💚

قدر خانواده هاتون رو بدونید...🌸

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۶:۵۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

وقتی ردپای خدا را در زندگی پيدا كردم، فهميدم می‌توانم پاهايم را از گليمم درازتر كنم و خواسته‌هايم از قد خودم بزرگ‌تر باشند.

وقتی لبخند خدا را ميان دعاهايم ديدم، «ترس» برايم معنايش را از دست داد و جايش را «ايمان» پر كرد.

هنوز از ياد نبرده‌ام چه گله‌هايی كردم برای سختی راه، و خدا چگونه مرا به بالای كوه هدايت كرد.

و فراموش نكرده‌ام كه چه نااميدانه در پی جرعه‌ای آب بودم و خداوند چگونه سيرابم كرد.

وعده خدا اين است: «دستانت را به من بده تا فتح كنی دنيا را و ممكن كنی ناممكن‌ها را و به‌دست بیاوری دست‌نيافتنی‌ها را.»

🔻 پس خود را به خدا بسپار تا:

▫️بيداری‌ات آرام شود چون خواب؛
▫️و خوابت شيرين شود چون رويا؛
▫️و روياهايت قابل‌لمس شوند چون واقعيت؛
▫️و واقعیت‌های زندگی‌ات زيبا شوند چون آرامش؛

▫️و آرامشت از جنس عشق شود چون خدا؛
▫️و خدا همراهت شود مثل همیشه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۷:۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

ریشه انسانها ، فهم آنهاست !
یک سنگ به اندازه ای بالا می رود ،
که نیرویی پشت آن باشد …
با تمام شدنِ نیرو ،
سقوط و افتادن سنگ طبیعی است!
ولی یک گیاه کوچک را نگاه کن که چطور از زیر خاک ها
و سنگ ها سر بیرون می آورد و حتی آسفالت ها و سیمان ها را
می شکند و سربلند می شود …
هر فردی به اندازه این گیاه کوچک ،
ریشه داشته باشد ،
از زیر خاک و سنگ ،
از زیر عادت و غریزه !
و از زیر حرف ها و هوس ها ،
سر بیرون می آورد و افتخار می آفرینید …
ریشه ما ، همان « فهم » ما است ..

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۱۰:۵۱ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

🔴 دزدان آراسته و آهسته

دزدی فقط بالا رفتن از دیوار مردم نیست


وقتی پزشکی برای «نفع رساندن» به همکار و رفیق رادیولوژیست خود، بیمار بی خبر از همه جا را به او حواله میکند، این دزدی است! وقتی راننده تاکسی مسافر شهرستانی ناآشنا را در شهر دور خودش می چرخاند و دو برابر کرایه میگیرد،این دزدی است!

وقتی تعمیرکار ماشین با دست های چرب و چیلی و درحالیکه عرق پیشانی اش را پاک میکند، برای تعویض یک پیچ از شما دویست هزارتومان میگیرد، شما نمیدانید و تشکر هم میکنید، ولی خودش میداند که حق العمل اش پنج هزار تومان است،این دزدی است! وقتی کارمند مملکت به جای کار، میگوید سیستم قطعه و بازی می‌کند و فیلم دانلود میکند،این دزدی است!

وقتی به جای حل کردن مشکل مردم، مدام وعده میدهید، اعتماد آنها را می دزدید و در ادامه ایمان و دین و باورش هم به خدا کمرنگ میشود،
این دزدی‌ است!

وقتی استاد بدون مطالعه وارد کلاس میشود و برای پر کردن وقت کلاس از دانشجوها میخواهد یکی یکی بیایند و کنفرانس! بدهند،
این دزدی است!

وقتی کارخانه داری به جای لیمو، اسید سیتریک می ریزد توی شیشه و به اسم آبلمیوی خالص به خلق الله میفروشد،
این دزدی است!

وقتی مامور بهداشتی اینها را می بیند و صورتش را آنطرف میکند، این دزدی است! دزدی فقط جیب بُری توی اتوبوس نیست، دزدها هم همیشه روی دست شان خالکوبی های گنده ندارند و کاپشن خلبانی نمی پوشند!

دزدها میتوانند بوی خوش ادکلن بدهند، ساعت گرانقیمت ببندند، میتوانند لباس مارک دار بپوشند و حرفهای قلمبه سلمبه هم پست کنند و بزنند، اما وقت و عمر مردم را بدزدند!

دزدهای تابلودار! دزدهایی که دست و پایشان را خالکوبی اژدها میکنند، به مراتب از دزدهای کت و شلوار پوش و ادکلن زده قابل تحمل ترند!

احساس مسولیت و وجدان داشته باشیم!


مطمئن باشیم چوب خدا صدا ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۶:۳۵ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 



❤️غـم خودش میاد ولی شادی رو باید بسازی

بچه که بودیم
قضاوت نمی کردیم
همه یکسان بودند...

بزرگ که شدیم
قضاوتهای درست و غلط باعث شد
که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه،
کاش هنوز همه رو به اندازه بچگی
دوست داشتیم.... کاش!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۷:۱۵ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 


🌹 صبح به ما می آموزد که
🌺 باور داشته باشیم ، روشنایی
🌹 با تاریکی معنا می یابد
🌺 و خوشبختی با عبور
🌹 از سختی ها زیباست....
🌺 هرگز نا امید نشو، رد پای مهر
🌹 خدا همیشه در زندگی پیداست...

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۷:۱۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

✳️ سوال شرعی:



زنی که ده ساعت برنامه آشپزی می بیند ، صد پست در گروه تلگرامی آشپزی میگذارد و بالاخره سحری نیمرو درست می کند آیا زدنش با ماهیتابه جایز است؟🤔



✅ جواب:
جایز است و جهت اجر بیشتر پیش درگاه الهی مستحب است که ماهیتابه داغ باشد. 😂😂😂

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۷:۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

کارگر شهرداری پشت گاریش نوشته بود: به کارم نخند ، محتاج روزگارم...

نخند...
به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !

به دستان پدرت...
به جارو کردن مادرت...
به راننده ی چاق اتوبوس...
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سر دارد...
به راننده ی آژانسی که چرت می زند...
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...
نخند...
نخند که دنیا ارزشش را ندارد...
که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:
آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.
آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...
بار می برند...
بی خوابی می کشند...
کهنه می پوشند...
جار می زنند...
سرما و گرما را تحمل می کنند...
و گاهی خجالت هم می کشند...

خیلی ساده
هرگز به آدم هایی که تنها پشتیبانشان "خدا"ست، نخند !

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۷:۲ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

گویند حضرت آدم نشسته بود، شش
نفر آمدند، سه نفر طرف راستش
نشستند و سه نفر طرف چپ.

به یکی از سمت راستی‌ها گفت: «تو کیستی؟»
گفت: «عقل.»
پرسید: «جای تو کجاست؟»
گفت: «مغز.»
از دومی پرسید: «تو کیستی؟»
گفت: «مهر.»
پرسید: «جای تو کجاست؟»
گفت: «دل.»
از سومی پرسید: «تو کیستی؟»
گفت: «حیا.»
پرسید: «جایت کجاست؟»
گفت: «چشم.»
سپس به جانب چپ نگریست و از یکی سؤال کرد: «تو کیستی؟»
جواب داد: «تکبر.»
پرسید: «محلت کجاست؟»
گفت: «مغز.»
گفت: «با عقل یک جایید؟»
گفت: «من که آمدم عقل می‌رود.»
از دومی پرسید: «تو کیستی؟»
جواب داد: «حسد.»
محلش را پرسید.
گفت: «دل.»

پرسید: «با مهر یک مکان دارید؟»
گفت: «من که بیایم، مهر خواهد رفت.»
از سومی پرسید: «کیستی؟»
گفت: «طمع.»
پرسید: «مرکزت کجاست؟»
گفت: «چشم.»
گفت: «با حیا یک جا هستید؟»
گفت: «چون من داخل شوم، حیا خارج می شود‌.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۹:۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند در روزيكه براى دعا جمع شدند تنها يك پسربچه با خود چتر داشت
این یعنی ایمان...

كودك يك ساله اى را تصور كنيد زمانيكه شما اورابه هوا پرت ميكنيد او ميخندد زيرا ميداند اورا خواهيد گرفت.
اين يعنى اعتماد...

هر شب ما به رختخواب ميرويم ما هيچ اطمينانى نداريم كه فردا صبح زنده برميخيزيم
با اين حال هر شب ساعت را براى فرداكوك ميكنيم
اين يعنى اميد...

💡 برايتان "ایمان ، اعتماد و امید به خدا"
را آرزو ميکنم ...

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۶:۵۳ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

✉️نامه ای به خودم

تو قوی ترین آدمی هستی که من تو زندگیم دیدم.
با اینکه خیلی ضربه خوردی
با اینکه بارها دلت توسط دیگران شکست
با اینکه خیلی بهت نارو زدن
با اینکه خیلیا وسط راه ترکت کردن
با اینکه خیلیا ازت سواستفاده کردن
ولی تو همون ادم قبل موندی.
همون آدم خوبه.
هیچوقت عوض نشدی.
با اینکه میتونستی مثل همونایی که شکستنت ، پست باشی
تو خوب بودن انتخاب کردی.
همیشه همینقدر مهربون باش.
همیشه همینقدر خوب باش.
و همیشه یه لبخند زیبا روی لبات داشته باش.

محمد_مهدی_عظیمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۷:۳۷ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

⚘﷽⚘
🌹

*السَّلامُ عَلَى أَهْلِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مِنْ أَهْلِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ یَا أَهْلَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ بِحَقِّ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ کَیْفَ وَجَدْتُمْ قَوْلَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مِنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ یَا لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ بِحَقِّ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ اغْفِرْ لِمَنْ قَالَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ احْشُرْنَا فِی زُمْرَهِ مَنْ قَالَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّه*

🌷 *جهت شادی روح تمام مسافران آسمانی فاتحه ای قرائت کنیم*😞

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴ساعت ۳:۳۳ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

تو اتوبوسی که رانندشو نمی شناسی
بیخیال می‌شینی..
تو هواپیمایی که خلبانشو نمی شناسی
بیخیال می شینی..
تو کشتی که کاپیتانشو نمی شناسی
بیخیال می شینی..
پس چرا تو زندگی که کنترلش
دست خداست بیخیال نیستی؟!
بسپارش به خدا

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۴ساعت ۵:۵۵ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

.
آن روز سرد زمستان چند سال پیش ، رفیق نازنین ما - مادربزرگم - را که بعد از چندین ماه درد و عذاب زمین گیری بالاخره داشتند دفن می کردند ، من ایستاده بودم بالای سرش ،خم شده بودم از اندوه و غرق شده بودم در دریاهای شور بی کسی ، و زار می زدم 🖤💔

مادربزرگ رفیق من بود ، بهترین رفیق تمام عمرم . از همه دنیا پناه می بردم به او . وقت دلتنگی ها برایم آواز های دشتی می خواند و با هم بغض می کردیم و می باریدیم 💔🖤

رفیقم را که دفن می کردند ، من داشتم نگاه می کردم به تن نحیفش که پیچیده شده بود در پارچه ای سپید و کم کم مشت مشت خاک روی تنش را می پوشاند . بعد ، سنگهای لحد را هم رویش گذاشتند و خاک بیشتر ریختند و ناپدیدش کردند 🖤💔

من اما هیچوقت باور نکردم مرگ هیچ عزیزی را . باور نکردم که مادربزرگ شده آن سنگ قبر زشت خاکستری .... من هنوز ، شما که غریبه نیستید ، گاهی میروم کنار مادربزرگم می نشینم در همان پنجره رو به حیاط خانه قدیمی منیریه ، برایش حرف میزنم . بعد نگران می پرسد دردت زیاد شده ؟ من لبخند میزنم و او دست می کشد روی سرم و آرام می گوید درست می شود مادر . و من مطمئنم که درست می شود🖤💔

آدمی زاد ، بی پناه و ناتوان است در برابر فقدان . باور نبودن کسی که دوستش داری ، تمام شدنش ، از دست دادنش ، نبودنش دیوانه کننده است . شاید برای همین است که وقتی بیماری سختی داری ، سختت میشود تن دادن به دوست داشتن و دوست داشته شدن . که مبادا رفیق نیمه راه باشی ، و چشمان دلبرکت را خیس کنی ، و تنها باقی بماند با غمی برای تمام عمر ....
برای همین هاست شاید ، که متبرک است تنهایی ....

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۴ساعت ۷:۳۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

💖
گاهی با خودم فکر می‌کنم
مرد بودن چقدر می‌تواند سخت باشد
همه از او انتظار دارند،
بی‌وقفه کار کند 💼
زندگی بسازد 🏠
صبور باشد، قوی باشد، دلداریمان بدهد 🤍

اما مردها دنیای غمگین و صبورانه‌ای دارند…
مرد نمی‌تواند وقتی دلش گرفت
به دوستی زنگ بزند و دلِ سیر گریه کند 😔
دردهایش را اشک نمی‌کند؛
در دلش می‌ریزد…
در قلبی به وسعت دریا 🌊
و به‌جای گریه، موهایش سفید می‌شود.

آری…
یک مرد اغلب تنهاست،
چرا که سنگِ صبورِ همه است
و خودش شانه‌ای ندارد
که سرش را روی آن بگذارد.

دنیای مردها ساده و منطقی‌ست
و دوست داشتنشان عمیق…
آن‌قدر عمیق
که برای خوشبختی ما
از خودشان می‌گذرند ❤️

کاش
در برابر تمام این سختی‌ها،
کمی آرامش
کمی درک
و کمی مهربانی
نصیب مردان زندگی‌مان کنیم 🌱

روز_مرد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی ۱۴۰۴ساعت ۳:۲۲ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

آقایون روزتون مبارک این هدایا تقدیم شما دیگه تقسیمش با خودتون اگر کمی کسری هست ببخشید 😜😜🧦🧦🧦🧦🧦🧦👕👕👕👕👕🕶🕶🕶👓👓👓👓👓👖👖👖👖🥼🥼🥼🥼🥼🥼🥼👟👟👟👟👟👟👟👟👞👞👞👔👔👔👔👔👔👔👞👞👞🧢🧢🧢🧢🧢🧢🧢🧢🧢🥾🥾🥾🥾🥾🥾🥾🥾🚲🚲🚲🚲🚲🚲🚲🚲🚲 اینم کیک و شیرینی نگین مدیر شیرینی نداد نوشجاتون 🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🧁🧁🧁🧁🍧🍧🍧🍬🍬🍬🍬🍬🎊🎊🎊🎊🎉🎉🎉🎉🎉🎉

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴ساعت ۷:۴۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

تقدیم به آقایون گرامی :💖

مرد یعنی یار هستی در وجود
مرد یعنی یک فرشته در سجود
مرد یعنی یک بغل آسودگی
مرد یعنی پاکی از آلودگی
مرد یعنی هدیه ی زن از خدا
مرد یعنی همدم و یک هم صدا
مرد یعنی عشق و هستی، زندگی
مرد یعنی یک جهان پایندگی
مرد یعنی اردیبهشت، فصل بهار
مرد یعنی زندگی در لاله زار
مرد یعنی عاشقی، دلدادگی
مرد یعنی راستی و سادگی
مرد یعنی عاطفه، مهر و وفا
مرد یعنی معدن نور و صفا
مرد یعنی راز، محرم، یک رفیق
مرد یعنی یار یکدل، یک شفیق
مرد یعنی پدر مردان مرد
مرد یعنی همدم دوران درد
مرد یعنی حس خوش، حس عجیب
مرد یعنی بوستانی پر نصیب
مرد یعنی باغهای آرزو
مرد یعنی نعمتی در پیش رو
مرد یعنی بنده ی خوب خدا
مرد یعنی نیمی از زنها جدا
مرد یعنی همسری خوب و شفیق
مرد یعنی بهترین یار و رفیق
مرد یعنی انفجار نورها
مرد یعنی نغمه ی روح و روان
مرد یعنی ساز موسیقی جان
مرد یعنی مرهم هر خستگی
مرد یعنی بهترین وابستگی

روز مرد مبارک 🌺🌺

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴ساعت ۷:۱۳ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

نيمى از زندگى مان
ميشود صرفِ اينكه به آدمهاى ديگر ثابت كنيم،
ما چقدر خوشبختيم...
به آدمهايى كه شايد خوشبختى برايشان تعريفِ ديگرى دارد
حتى اگر واقعاً هم خوشبخت باشيم،
اما همين خودنمايى،
ما را تبديل ميكند به بدبخت ترين آدمِ روى زمين!
غذايى اگر جلويمان ميگذارند،
قبل از لذت بردن از غذا،
ترجيح ميدهيم آن را به رخِ ديگران بكشيم...
سفرى اگر ميرويم،
ترجيحمان اين است كه بگوييم،
ما آمديم به بهترين نقطه ى روى زمين،تو
بمان همان جهنم هميشگى...
واردِ رابطه اگر ميشويم،عالم و آدم را با خبر ميكنيم،
كه ببينيد چقدر خاطرِ من را ميخواهد،
تو اما بمان در همان پيله ى تنهايى ات...
ما لذت بردن را پاك فراموش كرده ايم
مسيرى را ميرويم كه خطِ پايان ندارد،
فقط ميرويم كه از بقيه جا نمانيم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم دی ۱۴۰۴ساعت ۶:۴۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 



ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻼﻣﯽ ﺭﺍ ﺟﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺷﯽ ﻣﯽﺳﺎﺯﯼ
ﻭ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺗﻮ ﻣﻮﺟﯽ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﺨﺎﻃﺐ!
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺝ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺑﺮﺩ ﻭ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ...!
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺝ ﺑﻪ ﺑﺎﻻ ﯾﺎ ﺑﻪ پاﯾﯿﻦ می ﺮﻭﺩ ﺧﻮﺩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ...!
نگذار ﻣﻮﺝ ﮐﻼﻣﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺰﻭﻝ ﺳﻮﻕ ﺩﻫﺪ...
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﻧﮕﻮ
ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﯿﻮﻩ ﺑﮕﻮ
ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ‌ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﯼ
ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻣﻪ ﺧﺸﻢ...
ﺁنچه ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﻼﻡ ﺗﻮ ﺟﺎﺭﯼ میسازد...
ﻫﻤﻪ ﺁن چیزﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺴﺘﯽ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﻓﻘﻂ ﺧﻮبی‌هایت ﺟﺎﺭﯼ ﺷﻮﺩ
ﺍﺯ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﺗﯿﺮگی‌ها ﺑﺮ ﺁﯾﻨﻪ ﺩﻝ ﻣﺨﺎﻃﺒﺖ ﻭﺍﻫﻤﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ باش...
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﯿﺮگی ها ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ...
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ نگذار ﮐﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺗﯿﺮﻩ ﻭ ﺗﺎﺭ ﺷﻮﺩ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮین‌هاﯾﺖ ﺭﺍ ﺟﺎﺭﯼ ﮐﻦ

ﺟﻬﻨﻢ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺡ ﻧﺎﺭﺍﺿﯽ ﺍﺳﺖ.
ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻬﺸﺖ.
" ﺁﺭﺍﻣﺶ " ﻫﻨﺮ نپردﺍﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﻞ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺳﻬﻢ ﺧﺪﺍﺳﺖ...

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم دی ۱۴۰۴ساعت ۶:۱۳ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 



تو مسئول زندگی دیگران نیستی
مگر اینکه قول و تعهدی داده باشی!

با زندگی و احساسات آدما به خاطر
عشق و حال و منفعت خودت بازی
نکن، چون تاوانشو می‌دی!

یه جوری زندگی کن که خودت حداقل
بتونی رو حرف و شخصیت خودت
حساب کنی.
زندگی با تو و بی تو ادامه داره،
اما‌ اون آدمی باش که بودنش مهمه ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم دی ۱۴۰۴ساعت ۷:۱۵ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

احمق انواع مختلفی دارد!

یک نوع احمق داریم که
دائما در گذشته اش زندگی میکند!

یک نوع هم هست که احمقیتشان به
حدیست که با وجود ضربه خوردن دوباره
اعتماد میکنند و از یک سوراخ چندین بار
گزیده میشوند و درس عبرت هم نمیگیرند!

یک نوع هم داریم که هر چقدر هم بدی
ببینند نمیتوانن دوست نداشته باشند!
به آنها میگویند مهربان!

گاهی اوقات مهربان مترادف احمق هست!

میدانی...
آدما میفهمند که احمقند!
میفهمن که دارن حماقت میکنند

اما گاهی زور قلبشان
از منطق و عقلشان خیلی بیشتر است...!

قبول دارید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم دی ۱۴۰۴ساعت ۷:۱۳ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 




گفت : زندگی مثه نخ کردنِ سوزنه!
یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدوزی، ولی چشات انقد خوب کار میکنه که همون بار اول سوزن رو نخ میکنی،
اما هر چی پخته تر میشی، هر چی بیشتر یاد میگیری چجوری بدوزی، چجوری پینه بزنی، چجوری زندگی کنی،
تازه اون وقت چشات دیگه سو ندارن.
گفتم : خب یعنی نمیشه یه وقتی برسه که هم بلد باشی بدوزی، هم چشات اونقد سو داشته باشن که سوزن رو نخ کنی؟
گفت: چرا، میشه، خوبم میشه
اما زندگی همیشه یه چیزیش کمه.
گفتم چطور مگه؟
گفت : آخه مشکل اینجاست، وقتی که هم بلدی بدوزی، هم چشات سو داره،
تازه اون موقع میفهمی
نه نخ داری، نه سوزن ...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم دی ۱۴۰۴ساعت ۶:۵۷ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

🔷🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹

*نکاتی برای سنّ های :*

*40 سال*
*50 سال*
*60 سال*
=====

*نکته اول:*
*همیشه آب بنوشید*
*حتی اگر احساس تشنگی ندارید ،*
*بزرگترین مشکلات سلامتی و بیشتر آنها از کمبود آب در بدن است.*
*حداقل 2 لیتر در شبانه روز*

*نکته دوم:*
*ورزش کنید حتی زمانی که در اوج مشغله خود هستید ...*
*بدن باید حرکت کند ، حتی اگر فقط با پیاده روی ... یا شنا ... یا هر نوع ورزش.*
*🚶پیاده روی برای شروع خوب است…👌*

*نکته سوم:*
*کاهش مواد غذایی ...*

*هوس های غذایی بیش از حد را کنار بگذارید .*
*خودتان را محروم نکنید، بلکه مقدار آن را کاهش دهید. بیشتر از غذاهای مبتنی بر پروتئین و کربوهیدرات استفاده کنید.*

*نکته چهارم*
*تا حد امکان از ماشین استفاده نکنید مگر در موارد ضروری... سعی کنید برای آنچه می خواهید (بقالی، ملاقات با کسی یا هر هدفی ) از پیاده روی استفاده کنید . بشرط توانائی از پله ها به جای استفاده از آسانسور و پله برقی بالا بروید.*

*نکته پنجم*
*خشم را رها کن...*
*خشم را رها کن...*
*خشم را رها کن...*
*از آدمای منفی دوری کن.*
*نگرانی را کنار بگذار .*
*سعی کن از افکار مُخرّب*
*چشم پوشی کنی .*

*خودتان را درگیر موقعیت های آشفتگی نکنید...*
*همگی سلامتی را کم می کنند و شکوه روح را از بین می برند.*
*با افرادی که مثبت اندیش هستند مصلحت کنید .*

*نکته ششم*
*همانطور که گفته*
*می شود :*
*پول خود را در آفتاب بگذارید ، و خود در سایه بنشینید .*
*خود و اطرافیانتان را محدود نکنید .*
*پول برای زندگی است نه ، زندگی برای پول .*
*پول و مادیّات ، وسیله ایست برای استفاده بجا و بموقع .*

*نکته هفتم*
*برای هر هدفی که موفق به رسیدنش نشده اید تاسف نخورید .*
*نادیده اش بگیر، فراموشش کن . علت ِ ناکامی اش را جستجو کن نه حسرت و تاسف .*

*نکته هشتم*
*تواضع.. سپس تواضع.. باز تواضع .*
*برای پول، اعتبار ، قدرت و نفوذ همه چیزهایی هستند که توسط تکبر فاسد میشوند.*
*فروتنی چیزی است که مردم را با عشق به شما نزدیک می کند.*☺

*نکته نهم*
*اگر موهای شما خاکستری می شود، این به معنای پایان زندگی نیست. گواه این است که زندگی بهتر آغاز شده است.* 🙋 *خوشبین باش، با امید زندگی کن،*
*سفر کن، لذت ببر ، خاطره بساز*

*با آرزوی سلامتی و شادکامی برای شما و عزیزانتان

http://Darbandsar88.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم دی ۱۴۰۴ساعت ۸:۳۹ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

🎄با سلام وعرض ادب 🌺 یلدا نماد همبستگی خانوادگی ،
یلدا فقط یک ایین کهن یا سنت فصل نیست،یلدا یک پاسخ فرهنگی است به مسئله ای کاملا معاصر :فرسایش خانواده وگسست اجتماعی .
در روزگاری که تنهایی، انزوا و فرد گرایی افراطی به سبک زندگی تحمیل می شود، یلدا یاد اور یک انتخاب اگاهانه است،کنار هم ماندن.
جامعه ایرانی در طول تاریخ نشان داده که برای عبور ازبحران ها، پیش از هر چیز به خانواده پناه برده است.یلدا نماد همین پناه است. شبی که خانواده،بدون فراخان رسمی و بدون هزینه نهادی،.خود را بازسازی می کند.
گفتگو جای سکوت را میگیرد، نسلها دوباره روبروی هم می نشینند و تجربه،بجای دستور.منتقل می شود.
از این منظر، یلدا را باید بخشی ازامنیت فرهنگی جامعه دانست آئینی که ارام، بی هیاهو و مردمی.نقش خود را ایفا می کند. نه جشن پرخرج است ونه مراسم نمایشی،بلکه تمرین زیست جمعی است در مقیاس خانواده.
درست در نقطه ای که بسیاری از اسیبهای اجتماعی شکل می گیرند.
یلدا همچنین حامل یک پیام روشن دینی و معنوی است،حتی اگر در ظاهر،مناسک عبادی نداشته باشد.پیام یلدا ساده و عمیق است:
تاریکی ماندگار نیست ونور،در دل صبرو جمع ،طلوع می کند.
این همان منطقی است که در فرهنگ دینی نیز بارهاتکرار شده، امید فعال، نه انتظار منفعل.
در شرایطی که جنگ روایت ها،سبک زندگی ایرانی و اسلامی را هدف گرفته،یلدا یک روایت زنده و بی واسطه است.
روایتی که نه از تریبون رسمی، بلکه دل خانه ها پحش می شود. ایینی که نشان می دهد جامعه ایرانی هنوز بلد است با سنت های خود زندگی کند، نه فقط از انها یاد کند. یلدا را اگر درست بفهمیم، نه نوستالژی است نه سر گرمی،یلدا یک ظرفیت تمدنی است ظرفیتی که می تواند خانواده را تقویت کند،پیوند های اجتماعی را ترمیم کند و امید را از سطح شعار،به.سطح زندگی روزمره بیاورد.
شب یلدای خوش همراه با سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترم آرزومندم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر ۱۴۰۴ساعت ۹:۲۷ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |