➕ یه روز صبح که می‌خواستم برم مدرسه مثل همیشه با صدای مامانم بیدار نشدم، بلکه یه صدای جیغ خیلی بلند بود که فقط داد میزد مامان... ماماننننن...

صدای خواهرم بود که شب قبلش همراه همسرش خونمون مهمون بودند و به اصرار مادرم

قرار شد که شب بخوابند.

با چشمای خوابالو تصویر مبهم مامانمو رو تو بغل بابام می‌دیدم و کنارش خواهر و برادرام که فقط فریاد می‌زدند.

➕ تا چند دقیقه‌ای هنگ بودم چون تصویری که از مامانم جلوی چشمام پلی می‌شد اصلاً شبیه اون مامانی نبود که صبح‌به‌صبح بوی چایی تازه دمش کُلِ خونه رو برمی‌داشت...

با همون تصویر تار فقط دیدم صورت قشنگش داره کم کم کج میشه و من فقط گریه می‌کردم...

تقریباً همسایه‌ها ریخته بودن توی خونمون و هرکی میدوید یه سمتی...

تا رسیدن آمبولانس دامادمون چندین بار به صورت مادرم کوبیده بود که صورت برگرده سرجای اولش

لب‌هاش خونی شد...

آمبولانس رسید، مادرم رو روی برانکارد گذاشتن و بردن.

➕ چندتا لقمه‌ای که برای مدرسۀ من و داداش کوچیکه‌ام آماده کرده بود، گوشه سفره بود هنوز

مادرم رو بردن و حدوداً ۲ ماه تو کما بود و من دو ماه با صدای قاشق و چنگال مامانم و بوی خوب چایی تازه دمش و لقمه‌هایی

که مزه بهشت میداد بیدار نشدم...

بعد از چندین ماه از بیمارستان آوردنش خونه

اما بدنش از یه سمت فلج شده بود و حالا من بودم

که باید اول صبح چایی و لقمه میذاشتم دهنش...

➕ ولی هیچوقت لقمه‌های من مزۀ لقمه‌های اونو نداد...

اما خدای مهربون نذاشت خونمون اینشکلی بمونه

مامانمو یبار دیگه برگردوند و من دوباره از نعمت مادر برخوردار شدم و کم کم بدنش هم خوب شد..

من هیچوقت اون ۷ صبح رو فراموش نکردم و حالا چندین ساله از اون روز میگذره و من هربار که ساعت ۷ صبح بیدار می‌شم و صدای قاشق و چنگال از آشپزخونه میاد میگم خدایا شکرت...

➕ هر روز که میرم سرکار و مامانم مشغوله تو آشپزخونه

وقتی میخوام از خونه خارج بشم

یبار دیگه برمیگردم عقب و از دور تماشاش میکنم...

پیر شده اما هنوزم مثل اونروزا بلده

اول صبح منو قشنگ کنه...

صدای قاشق و چنگال اول صبح مامانا صدای زندگی هستش

به نظرم اگر بتهوون زنده بود می‌تونست از صدای قاشق و چنگال اول صبحه مامانا تو آشپزخونه

یه ملودی فراموش نشدنی بسازه...

براتون آرزو میکنم که خونتون پر باشه از این صدای قشنگ.

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر ۱۴۰۳ساعت ۱:۵۰ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

♦️هر اونچه لازمه از تب دنگی بدونید

🔹این بیماری انتقال از انسان به انسان نداره.

🔹فقط اگر درگیرش شدی حواستون باشه که فقط استامینوفن میتونی مصرف کنی

ایبوپروفن وناپروکسن ممنوعه.

این موارد رو رعایت کنید:

۱- استفاده از دورکننده‌های حشرات

۲- پوشیدن لباس‌های بلند و روشن

۳- نصب توری روی درب و پنجره‌ها

۴-استفاده از پشه‌بندها

۵-حذف محل‌های تجمع آب‌های ساکن

۶- روشن نگه داشتن تهویه‌مطبوع و فن‌ها

۷- نگهداری مخازن آب در ظروف دربسته و محکم

۸- استفاده از حشره‌کش‌ها در داخل و اطراف منزل

۹- اطلاع‌رسانی به خانواده و جامعه در مورد راه‌های پیشگیری

۱۰- تمیز نگه داشتن حیاط و محیط اطراف منزل

۱۱- تعویض مرتب آب گلدان‌ها و آکواریوم‌ها

۱۲- جلوگیری از تجمع زباله و مواد دورریختنی در محیط

۱۳- کاشت گیاهان دورکننده حشرات مانند اسطوخودوس و ریحان

۱۴- استفاده از وسایل خواب با پشه‌بند در مناطق پرخطر

۱۵- پشت گردن را بپوشانید و روغن اکالیپتوس بزنید

۱۶- لباس سفید و آستین بلند بپوشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر ۱۴۰۳ساعت ۷:۱۰ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |