ما را که غیر داغ غمت ‏بر جبین نبود

نگذشت لحظه‏ اى که دل ما غمین نبود

هرچند آسمان به صبورى چو ما ندید

ما را غمى نبود که اندر کمین نبود

راهى اگر نداشت، به آزادى و امید

رنج اسارت، اینهمه شور آفرین نبود

اى آفتاب محمل زینب، کسى چو من

از خرمن زیارت تو خوشه چین نبود

تقدیر با سر تو مرا همسفر نمود

در این سفر مقدر من غیر از این نبود

گر از نگاه گرم تو آتش نمى ‏گرفت

در شام و کوفه خطبه من آتشین نبود

گر شوق سر به چوبه محمل زدن نداشت

زینب پس از تو ، زینب محمل نشین نبود

در حیرتم که بی تو چرا زنده مانده ام

عهدی که با تو بستم از اول چنین نبود

ده روز فراق تو ، عمری به ما گذشت

یک عمر بود هجر تو ، یک اربعین نبود

التماس دعای خیر

شعر از هادی خسروی پور

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۰ساعت ۱:۵۹ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

 

دربندسر بهشت رودبار قصران

 


بی‌تردید راهی که ملت ایران برای تثبیت جایگاه ممتاز منطقه ای
 
و قرار گرفتن بر فراز بالای علم و دانش در مقیاس جهانی برگزیده
 
 است با تهدید و ترور متوقف نگردیده بلکه با شهادت متفکران
 
متعهد و دلسوز شتاب بیشتری یافته و تقویت روحیه جوانان آینده
 
 ساز ایران اسلامی را رقم خواهد زد.
 
آقایان آمریکا و صهیونیست .
امروز ترور کردید منتظر پاسخش باشد .
پاسخی مرگبار و نابودگر در انتظار شماست .
ما برای انتقام و اجازه جهاد لحظه شماری میکنیم. یا علی

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۰ساعت ۱۰:۴۷ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 http://up.gpars.ir/images/hep6f66g5fg8r1ch6fd.jpg

 

http://up.gpars.ir/images/9u8vxc3xeki6irlm8vb.jpg

 

http://up.gpars.ir/images/uo5czwzy4ufz3ymqhx7.jpg

 

 

 

    http://up.gpars.ir/images/ifq570b96h9tx7njiche.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۸:۴۲ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

هرکس یک دهم شب را با اخلاص نماز گذارد خداوند به فرشتگانش

می فرماید : از برای بنده ی من بنویسید پاداشی به شماره ی آن چه

دانه و برگ و درخت در این شب روییده و به شماره ی هر چه نی و خار و چراگاه .

هر که یک نهم شب را نماز کند خداوند به او ده دعای مستجاب عنایت فرمایید

و قیامت نامه ی عملش را به دست راستش می دهد .

هرکس یک هشتم شب را نماز گذارد نام او جزء توّابین (توبه کنندگان) نوشته

می شود و تمام گناهان گذشته اش بخشیده می شود .

هرکس یک پنجم از شب را نماز گذارد در صف مقدم پیروز مندان قرار گیرد

و چون تند باد از صراط بگذرد و بی حساب وارد بهشت شود .

کسی که یک سوم شب را نماز گذارد فرشته ای نمی ماند مگر به مقام او حسرت

می برد و گفته می شود از هر در بهشت بخواهد وارد می شود .

کسی که یک دوم شب را نماز گذارد اگر هفتاد هزار بار به پری زمین طلایش

بدهند با پاداش او برابر نخواهد بود و این عملش بهتر از این است که هفتاد نفر

 از فرزندان حضرت اسماعیل (ع) را از بردگی آزاد کرده باشد .

و کسی که دو سوّم شب را نماز گذارد به اندازه ی ریگ بیابان حسنه دارد .

کسی که یک شب تمام تمام به نماز ایستد کم ترین پاداشش آن است که مانند

روزی که مادرش او را زاییده  از گناهان بیرون می رود و شماره ی مخلوقات

خدا برای او حسنه است و به همین اندازه درجه برای او منظور می شود و نور

 در قبرش سابت می گردد و ماده ی گناه و حسد از دل او کنده می شود و از

عذاب قبر امان می یابد و دوری از آتش به او داده می شود ، خداوند می فرماید

 برای اوست بهشت فردوس که صد هزار شهر دارد .

آیه ی ساعت برای بیداری ...

حضرت صادق می فرماید : هیچ بنده ای نیست که آیه ی آخر سوره ی مبارکه ی

 کهف را (در هنگام خواب ) قرائت کند ، مگر آنکه در هر ساعتی بخواهد بیدار

 می شود .

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۷:۴۶ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم

رنگ رخساره خبر می ‌دهد از حال نهانم



گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم

بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم



هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر

که به دیدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم



گر چنانست که روزی من مسکین گدا را

به در غیر ببینی ز در خویش برانم



من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم

نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم



گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن

که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم



نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم



من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم

که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم



درم از دیده چکانست به یاد لب لعلت

نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم



سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم

که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۷:۴۳ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

 

 کوهنورد شیعه پاکستانی و فاتح قله اورست، پرچم یا حسین

 

     را بر فراز بلندترین قله جهان به اهتزاز در آورد.

 

دربندسر بهشت رودبار قصران

 

التماس دعای خیر



+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۱:۲۱ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

دربندسر بهشت رودبار قصران

 

فرض کن حضرت مهدی (عج) به تو ظاهر گردد

 

ظاهرت هست چنانیکه خجالت نکشی ؟

 

باطنت هست پسندیده صاحب نظری ؟

 

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد ؟

 

لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری ؟

 

پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت

 

داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری ؟

 

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند ؟

 

با چنین شرط که در حافظه دستی نبری

 

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران

 

می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری ؟ "

    

التماس دعای خیر



 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۸:۳۳ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

                                                                                          

                               

                            بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

از راز شهادتش خبر داشت حسین(ع)  

 

                                   آن روز که آهنگ سفر داشت حسین(ع

 

 

 از بهر سرودن یکی قطعه  سرخ  

 

                                        هفتادو دو واژه در نظر داشت حسین(ع)

 

 

سلام به سرزمین تفدیده کربلا که با نام مصیبت و بلا عجین شده

 

و سراپای آن را عشق فرا گرفته ̨  سرزمینی که خاکش شفا بخش

 

دردهای بی درمان است. سرزمیتی که جگرگوشه زهرا(س) در

 

 آن جای گرفته است .ای سرزمین کربلا میخواهم با تو سخنانی

 

هرچند کوتاه داشته باشم :می خواهم بقچه حرف های بر دوش

 

مانده ام را برای تو پهن کنم... کربلا از پیکرهای شقایق

 

رنگ قافله عشق که بر پیشانی پینه بسته ات مهمان بوده اند بگو ...

 

از علی اکبر(ع) بگو... که شبیه ترین بنی هاشم به رسول الله بود ̨

 

کربلا از داغ شهادت فرزند بگو که چگونه دل سیدالشهدا را

 

جریحه دار کرد؟ از لحظه ای که سر در کنار دردانه اش گذاشت

 

و ملتمسانه منتظر بود تا بار دیگر پدر را صدا بزند.

 

کربلا از قاسم (ع) که امانت برادر بود بگو ... ازپسر بچه ای که

 

خطاب به عمویش مرگ را شیرین تر از عسل خواند ̨ از سنگ

 

باران کردن یاران عمربن سعد بگو ̨ ازنبرد حیدرگونه پسر

 

مجتبی(ع) واز پیکرقدکشیده اش بعد از شهادت بگو ...

 

از علی اصغر(ع) آن طفل شیرخواره ای که آن دم که نوای

 

(هل من ناصر ینصرنی) پدر راشنید

 

خود را از گهواره بیرون پرت کرد تا به یاری پدر بشتابد..

 

کربلا ازرقیه (س) بگو ̨کودک سه ساله ای که برای اینکه

 

طفلان مسلم بی تاب پدر نشوند برای

 

آخرین بار پدر را در آغوش نگرفت و فقط نظاره گر رفتن پدر بود

 

کربلا از زینب (س)بگو ̨که در جلوی چشمانش قتل گاه وجود داشت

 

و سر برادرش را ازتن جدا کردند زینبی که همه مصیبت های عالم

 

را به دوش کشید و دم نزد وگفت جز زیبایی در کربلا

 

ندیدم.کربلا سقای تشنه لب یعنی چه؟ آیا عجیب نیست که

 

سقا تشنه لب باشد؟! از لحظه ای بگو که حسین دستان بریده

 

عباس(ع) را در آغوش گرفت و بوسید . ازلحظه ای

 

که مشک پاره پاره و چشمان بچه ها منتظر عمویشان بود آن زمان

 

که امام به سمت خیمه ها رفت وپرچم خیمه عباس

 

را پایین آورد و ناله اهل حرم بلند شد..

 

کربلا از نماز ظهر عاشورا بگو که حسین (ع)دیگر تنها مانده بود .

 

اززمانی که سرحسین (ع)و یارانش بر بالای نیزه بود و

 

 قرآن می خواند ..کربلا از دین حفظ شده حسین(ع) بعد از شهادتش

 

بگو ...میدانم که تحمل و دیدن وگفتن این مصیبت ها برای تو

 

سنگینه و به همین خاطر است که نام تو را کرب و بلا گذاشتند.

 

بر گرفته از نوشته فاطمه محمد صالحی محرم ۸۹

 

التماس دعای خیر


 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۱:۰ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 
  

مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم …

 اون همیشه مایه خجالت من بود اون برای امرار معاش

 خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

یک روز اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو

 با خود به خونه ببره خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور

 تونست این کار رو بامن بکنه ؟ به روی خودم نیاوردم ،

 فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا از اونجا دور شدم

روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت هووو ..

 مامان تو فقط یک چشم داره فقط دلم میخواست یک جوری خودم

 رو گم و گور کنم . کاش زمین دهن وا میکرد و منو ..کاش مادرم

 یه جوری گم و گور میشد…روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای

 منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟اون هیچ جوابی نداد….

 

حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ،

 چون خیلی عصبانی بودم .احساسات اون برای من هیچ

 اهمیتی نداشتدلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ

کاری با اون نداشته باشم

سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

اونجا ازدواج کردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی…

از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم

تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من

اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو

وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم

 که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا ، اونم بی خبر

سرش داد زدم “: چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو

 بترسونی؟!” گم شو از اینجا! همین حالااون به آرامی جواب داد : ”

 اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم ”

 و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد .یک روز یک دعوت نامه

اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار

دانش آموزان مدرسه ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به

 یک سفر کاری میرم .بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی

 خودمون ؛ البته فقط از روی کنجکاوی .همسایه ها گفتن که اون مرده

ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم

اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدن

ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، منو ببخش

 که به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،

خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا

ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم

وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو

 شدم خیلی متاسفم آخه میدونی … وقتی تو خیلی کوچیک بودی

 تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی به عنوان یک مادر

 نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم

بنابراین چشم خودم رو دادم به توبرای من افتخار بود که پسرم میتونست

 با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه

با همه عشق و علاقه من به تو

 

التماس دعای خیر

 
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۹:۲۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

دربندسر بهشت رودبار قصران

 

ماندیم ما دوباره و رفته است کاروان          ما را که راه نیست بر آن مرز بیکران

ما در حصار تنگ زمین و اسیر خاک            مردان رها شدند چه زیبا در آسمان

گویا که داغ حسرت ماندن نشان ماست          وقتی که رفته اند سواران بی نشان

یاران به پرکشیدن خونین محک شدن          آری گناه ماست که ماندیم این میان

بی شک ز راز خون خدا با خبر شدند         که عاشقانه بازگشتند از این جهان

ما در خزان حسرت و قربت شکسته ایم           طی شد بهار عاشقی و فصل امتحان

 

التماس دعای خیر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۸:۱۱ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
                     دربندسر بهشت رودبار قصران

 

حاج ذبيح الله بخشي معروف به حاج بخشي درگذشت.

 حاج ذبيح‌الله بخشي يادگار ماندگار دوران دفاع مقدس پيش از اين سابقه سكته مغزي

 و رفتن به حالت كما داشت.

حاجي بخشي در طول 8 سال دفاع مقدس در جبهه ها بلند‌گو به دست به تقويت روحيه

رزمندگان مي‌پرداخت، وي با بيش از 70 سال سن، از جانبازان و رزمندگان 8 سال

 دفاع مقدس بوده

 

                               دربندسر بهشت رودبار قصران

 

و براي رزمندگان تداعي كننده حبيب ابن مظاهر بود.دو پسر و يك داماد حاج بخشي

نيز در ايام جنگ تحميلي به شهادت رسيدند.

حاج ذبيح‌الله بخشي‌زاده در سال 1312 در توابع اراک متولد شد. در سن هفت سالگي

پدرش توسط نيروهاي متفقين کشته ‌شد و او از آن پس مسئوليت خانواده‌اش را بر

 عهده گرفت. حاجي بخشي از سن 47 سالگي به جبهه‌ اعزام شده و تا پايان جنگ

تحميلي در جبهه‌ها حضور داشت.

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۰ساعت ۹:۲۷ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
دربندسر بهشت رودبار قصران

 

1. دارای ویتامینهایی است که روزانه ما بدن نیازداریم. مانند میتامینهای ب یک ،

دو، سه، پنج، شش، اسید فولیک، ویتامین سی، کلسیم، آهن، منیزیم، فسفر و پتاسیم

و روی 2. اگر بعد از ظهر خسته هستی


بجای اینکه نوشیدنیهای کافیئن دار بنوشی یک خیار بخور.آنها دارای ویتامینهای

بی و هیدروکربور هستند که شما را سرحال آورده و چند ساعت نگهمیدارد.

3. اگر آینه حمام بخار میکند آنرا به آینه بمالید تا از بخار کردن جلو گیری کند.

4. اگر حشرات و حیوانات باغچه شما را نابود میکنند یک بشقاب آلومینیومی خیار

 لایه لایه برش خورده را بگذارید تا همه آنها را فرار دهد.

 

دربندسر بهشت رودبار قصران

 


مواد خیار با آلومینیوم ترکیب شده و بویی را ایجاد میکند که همه حشرات و... را

فراری میدهد. ولی انسان آنرا حس نمیکند..


5. اگر روی پوست خود ناهمواری دارید و میخواهیدکه از شر آن قبل از رفتن به

استخر خلاص شوید خیار برش خورده را به آن محل ها روی پوست خود بمالید.

مواد فتوشیمیایی خیار باعث میشود که کلوژنهای پوست جمع شود و چاله چوله ها

از بین بروند. روی چروکها نیز بسیار موثر است.

6. اگر مشروب خورده اید و سردرد و سرگیجه دارید قبل از خواب چند خیار بخورید.

 عطف به ویتامین ب و شکری که دارد و الکترولیتهای موجود سردرد و سرگیجه را

 حل میکند.

7. اگر میخواهید بر گرسنگی عصر فائق آئید خیار بخورید.

8. یک ملاقات مهم دارید ولی فرصت واکس زدن ندارید خیار را بمالید روی کفش

آنرا براق نموده در مقابل نفوذ آب نیز مقاوم میشود.

9. اگر روغن ندارید، و لولاها سرو صدا میکنند آنرا به آن بمالید روان شوند.

10. اگر دچار استرس هستید، یک خیار را خرد کرده و در آب جوش بگذارید،

مواد شیمیایی آن باعث آرامش شما میشود.

11. بعد از غذا آدامس ندارید و میخواهید به یک ملاقات تجاری بروید، یک برش

از خیار را برای سی ثانیه به سقف دهان بفشرید، بوی بد دهان با کشته شدن باکتریهای

بد بو از بین میرود.

12. اگر یک روش سبز برای تمیز کردن وسایل استیل میخواهید، با خیار آنها را

تمیز کنید.

13. اگر در حال نوشتن اشتباه کردید از آن میتوانید بعنوان پا ک کن (از قسمت

بیرونی آن) استفاده کنید

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۹:۲۵ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

 

خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا اتومبیل سوار می شدی

بلکه خواهد پرسید که چند نفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی ؟

خداوند از تو نخواهد پرسید زیر بنای خانه ات چند متر بود

بلکه خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی ؟

خداوند از تو نخواهد پرسید بالا ترین میزان حقوق تو چقدر بود

بلکه خواهد پرسید ایا سزاوار گرفتن آن بودی ؟

خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بوده

بلکه خواهد پرسید ایا آن را به بهترین نحو انجام دادی ؟

خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی

بلکه خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی ؟

خداوند از تو نخواهد پرسید درچه منطقه ای زندگی می کردی

بلکه خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی ؟

خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو چه رنگ بود

بلكه خواهد پرسيد كه چگونه انساني بودي ؟

خداوند از تو نخواهد پرسيد چرا اين قدر طول كشيد تا به جست

 وجوي رستگاري بپردازي؟

بلكه با مهرباني تو را بجاي دروازه هاي جهنم به عمارت

بهشتي خود خواهد برد.

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۱۰:۴۱ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

مردی به محضر رسول خدا(ص) رسید و عرض کرد: یا رسول‌الله! من همسری

 دارم که هرگاه وارد خانه شوم، به استقبالم می‌آید و چون می‌خواهم از منزل بیرون

 روم، مرا بدرقه می‌کند. هرگاه مرا اندوهگین ببیند، می‌گوید چه‌چیز تو را اندوهگین

 کرده؟ اگر برای مخارج زندگی‌ات ناراحتی، مطمئن باش که دیگری عهده‌دار آن

 است و اگر برای آخرت اندوهگینی، خدا اندوهت را زیاد کند [و باید چنین باشی].

 رسول خدا(ص) فرمود: «خداوند [در روی زمین] کارگزارانی دارد و این زن یکی

 از آنهاست. برای او نصف پاداش شهید است.»

امام رضا(ع) از پیامبر روایت می‌کند که فرمود: «لطف و رأفت الهی به زنان، بیشتر
 از مردان است. حال اگر لطف و محبت کسی شامل حال همسرش شد و اسباب
 خوشحالی او را فراهم کرد، خداوند به خاطر این کار، در روز قیامت او را
 خوشحال می‌کند.»

 منبع http://alijam2011.blogfa.com/

التماس دعای خیر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۸:۴۷ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

⛔️دلایل کم شدن بیش از حد روغن موتور

 


. 👇ممکن است نشتی روغن از👇

1⃣کاسه نمد عقب و جلوی میل لنگ 
2⃣واشر زیر سینی جلوی میل لنگ 
3⃣واشر در پوش سوپاپ ها
4⃣واشر فیلتر روغن
5⃣واشر کارتر 
6⃣پیچ تخلیه روغن (کارتر) باشد


🔻نکات مهم

🔸فرسودگی زیاد در رینگها با سیلندر باعث سوختن روغن به وسیله موتور شده که علامت آن خارج شدن دود آبی و غلیظ از اگزوز است.

🔸در صورت خرابی سوپاپ آنها را تعمیر و پس از آن باید حلقه ی لاستیکی که روی ساق سوپاپ است تعویض شود.

🔸در صورت کثیف شدن جدار پیستون و شیارهای رینگ ها که در نتیجه رینگها عمل خود را به خوبی انجام ندهند آنها را باید تعویض کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۱۱:۵ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

مادرپیر، عصا بدست براهش ادامه میداد. چند قدمی برمیداشت و می ایستاد و به

 باقی راه نگاه میکرد. پسر جوانی با موتورش با سرعت از کنارش رد میشود.

خدا را شکر که گوشهای مادرپیر سنگین بود و زیاد نترسید. پسرک شاهد صحنه

بود و چون همیشه بیکار بود دلش برحم آمد و بقصد کمک بسمت مادرپیر قدم برداشت.

 مطمنا مادرپیر برای یک کار ضروری بیرون از خانه آمده بود وگرنه با این وضع

 جسمانی بیرون آمدنش اصلا به صلاح نبود.

پسرک :"مادر جان کجا میروید؟ بگذارید کمکتان کنم".

مادرپیر:"منو تا سرکوچه برسونی ممنون میشم و مراقب باشی موتورها بمن نزنند.

 این جوونها حواسشون به سالخوردگان نیست"

پسرک بازوی مادر پیر را میگیرد و تا سرکوچه همراهی اش میکند. او همچنان

کنجکاو بود که بداند مادر پیر کجا میرود.

پسرک :"مادرجان کجا میروی؟ بیا برایت تاکسی بگیرم فقط مسیرت را بگو"

مادرپیر:"میخوام برم پیش پسرهایم. تو این دنیا هیچکس را ندارم. خیلی وقته که

کسی مرا به نام خودمم صدا نزده. اسم خودمم دارم فراموش میکنم".

پسرک پیش خودش فکر میکند این پسرهایش عجب نامردهایی هستند، مادر پیر

 را به حال خود رها کرده اند و کسی هم بهش سرنمیزند. در این فکرو خیال بود

 که یک تاکسی جلوشون ترمز زد. راننده ظاهرا آشنا بود و سلام گرمی کرد و گفت:

"مادر جان بیا برویم که ایندفعه شما زودتر از من رسیدید سر کوچه، سوار شو که

 بریم پیش پسرهایت".

پسرک نیز کنجکاوانه سوار تاکسی شد تا پسرهایش را ببیند و سرزنششان کند

 شاید به صراط مستقیم بازگردند.

راننده :"آقا شما کجا؟ کرایه دوبل میشه ها". بعدش میزند زیر خنده  و میگه :

"بیا بابا شوخی کردم بیا ببرمت یه جایی که صفا کنی".

 

باورم نمیشد داشتیم به سمت گلزار شهدا میرفتیم. مادرپیر که تا آن لحظه ساکت

 نشسته بود رو به پسرک کرد و گفت :"پسر آخرم در سن تو بود. وقتی داشتم

 پشت سرش آب میریختم میدانستم که برنمیگردد و همان لحظه فرزندم را پاره تنم

 را قربانی خدا کردم".

هر سه، سرمزار پسران مادرپیر میرسند. دردلها و زمزمه های مادرپیر با فرزندانش

 بود و بعدش هم سکوت بود با باد سرد پاییزی که پرچم ایران بالای سرمزار این

 شهیدان را تکان میداد. صدای باد و پرچم اینگار داشت با آدم حرف میزد. انگار

میگفت :"مراقب باشید مراقب باشید اینجا برای کسی ارفاقی نیست اینجا همه چیز

 حساب میشود اینجا حساب کتابها خیلی دقیق هست اینجا هیچ کرده ای بی حساب

 نیست مراقب باشید مراقب باشید...". عکس سه جوان پاک برروی مزارشون بود.

 هر سه زیبا بودند و لبخند برلب داشتند ...

حالا پسرک که برای سرزنش پسران این مادر شهید رفته بود چطور میتوانست

 آنها را سرزنش کند؟ یا چه کسی را باید سرزنش میکرد؟ کسی جز خودش شایسته

 سرزنش نبود.

مادری که از پاره تنش گذشت و آنها را قربانی خدا کرد. و این درحالی است که اکثر

 دختران امروزی حتی حاظر نیستند از عروسکشان بگذرند چه برسد به قربانی پاره

 تنشان. و اینجاست که من می گویم نسل شیرزنان در حال انقراض می باشد.

به ناچار به یاد آن شعر که میگفت

هرگز گل این بستان شاداب نمی ماند

دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

التماس دعای خیر

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی ۱۳۹۰ساعت ۲:۵۱ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

                       دربندسر بهشت رودبار قصران

 

درتاریخ ایران همواره روزهایی وجود دارد که از آن به عنوان یوم الله یاد می شود . نه اینکه

 روز های دیگر روز خدا نیست بلکه از این حیث که تاثیر گزاری ها درروزهایی که به یوم الله

خوانده می شود بیشتر از روزهای دیگر است.

با این تعریف می توان ۹دی ماه ۸۸  را درتاریخ انقلای اسلامی به عنوان یوم الله نامگذاری

 کرد و همه ساله از آن به عنوان روزی که قابل تقدیر است یاد  کرد که به نظر می رسد این

 سنت حسنه درمیان ملت شریف- بی نظیر و بابصیرت ایران قصد دارند ۹دی ماه

 درخیابان ها به عنوان نمادی از بصیرت و آگاهی تجمع نموده و از خالقان آن که باز

 خودشان بودند تجلیل نمایند .

ماهم گرامی می داریم روز ۹دی ماه را که درآن اساس فتنه انگیزی و فتنه گری

 هشت ماهه ای که درکشور ما درحال ریشه دوانیدن  میان ملت ایران بود.

برچیده شد اگر چه فتنه گران درحال بازسازی خود هستند و بی گمان با تابلو هایی

 بجز تابلو های قبلی در عرصه های ورود به قدرت  قدم خواهند گذاشت .

 اگر نزدیکان هر فرد از ملت ایران با بصیرت به این عناصرخود باخته و فریب دنیا خورده

 به آنها بی اعتنایی کنند . حق بر باطل خیلی زودپيروز خواهد شد .

 

التماس دعاي خير

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی ۱۳۹۰ساعت ۱۱:۴۱ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

دلم می خوات روبروی ضریح امام حسین وایسم امشب تا خود صبح و براش حرف بزنم

بگم آقا ممنون که دستامو همیشه گرفتی آقا ممنون  که حواست بهم هست

آقا ممنون  که...آره می خوام فقط بگم ممنون

نمیخوام حتی یه چیز حتی کوچولو واسه خودم بخوام...

دلم می خوات نماز صبحمو توی ضریح خوشگل حضرت عباس بخونم

بعدش برم حرم امام حسین که بگم آقا برای رهبرم عزیز دلم دعا کن ...

دلم می خوات آرامش برگرده به زندگی همه ی آدمهای که حلقه ی مفقوده ی

 زندگیشون،آرامشه دلم می خوات اونقدر مهربون باشیم این چند روزه ی  عمر کوتاه

دنیاییمون که قنوت دستهامون پر باشه از ربناهایی که برای دیگران  ردیف میکنیم...

مهم بیاد هم بودنه... واسه هم آرزوهای خوب داشتنه...مهم دعا کردنهامون در حق همه...

مهم وفاداری به تعهدات اخلاقیمونه مهم صداقته

مهم سر تسلیم فرود آوردن در برابر مشیت الهی است

مهم دامن نزدن به ای کاش ها و اما ها و اگر ها است...مهم ...ای خدااااااا.....

 دلم می خواد...

 هرکی توی دلش امام حسین رو حس کرد امشب تا فردا شب،برای صلامتی جانبازان

 هم دعا کنه دلم کربلا میخوات...صفای بین الحرمین...

دلم می خواد گره مشکلات زندگی همه کسی باز شه...

و برای همه و همه  دعا کنید...این مطالب را به یاد دوست و

 برادر جانبازحمید حاجی زاده  که دیروز

از این دنیا رفت به ذهنم اومد. برای آرامش روحش صلوات

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی ۱۳۹۰ساعت ۸:۳۷ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
                             دربندسر بهشت رودبار قصران  

 

آشنایی با گیاه  گلپـر، پادزهر سموم( اسم محلی الرگ)


گلپر گیاهی چند ساله از تیره جعفری می باشد که بیشتر در نقاط مرتفع

 کوهستانهای بخصوص در دربندسر  ایران و نقاط دیگر می روید، با ریشه های

 ضخیم و برگهای کاملاً بریده که پیشینیان برای آن خواص بسیاری شمرده اند، از

 جمله اینکه موجب نیروی بدن می شود ولی متاسفانه زیاد مورد توجه

 قرار نگرفته است.

گلپر گیاهى گلدار، علفى و چندساله از تیره چتریان است. این گیاه، بومى ایران است و

 در ناحیه‌هاى نمناک کوهستانى ایران و مناطق پیرامونى مى‌روید.

گل‌هاى آن سفید مجتمع به صورت چتر در انتهاى ساقه‌هاى گل‌دهنده در قسمت

بالاى گیاه ظاهر مى‌شود. میوه آن تخم مرغی، کمى ضخیم و معطر به رنگ سبز

 تیره به طول ۵/۱ تا سانتى‌متر است.

همه گونه‌هاى سرده گلپران معطر هستند و برخى گونه‌ها در آشپزى ایرانى به

عنوان ادویه کاربرد دارند.

گونه‌هاى دیگرى از گلپر (مثل گونه کاندیکانز) در صنعت داروسازى کاربرد دارد.

برگ‌هاى آن با چاک‌هاى عمیق به شکل پنجه غاز شبیه برگ آنژلیکا، به طورى که

 این چاک‌ها برگ را به چند نیمه برگ تقسیم مى‌کند و هر نیمه برگ نوک‌تیز و دندانه دار است.

این گیاه دارای مواد معطر مخصوص، مرکب از صمغهای مختلف است. جوانه ها،

 ساقه ها و غنچه های نورسته آن بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد. دانه های

 خشک این گیاه که بسیار معطر است همراه با اغذیه و به عنوان ادویه مصرف

 عمومی و همگانی دارد.

برگها و ساقه های گلپر در زمستان از بین می رود ولی ریشه های ضخیم آن باقی

مانده و در بهار سال بعد ساقه های بلند دیگری از آنها رشد می کند و بالا می رود.

ساقه گلپر توخالی و ضخیم بوده و ارتفاع آن گاهی از قد انسان هم بلندتر است، برگ

آن شبیه برگ کلم، ولی بزرگتر و گل آن چتری و سفید رنگ است که ثمرش (میوه اش)

پس از رسیدن، سفید و مدور و پهن و شبیه به سکه پول بوده و بسیار خوشبو است.

ساقه و برگ گلپر که گلپر ترشی نامیده می شود، دارای همان خواص است و خوردن آن

 با خوراک و یا افزودنش به ترشی ها بسیار مفید بوده و از فساد و خراب شدن ترشی

 نیز جلوگیری می کند. طبیعت گلپر گرم بوده و آن را با اسامی (کاشم)

و Heracleum.persicum نیز می شناسند.

گیاه گلپر گیاهی معطر است واز قدیم آن را برای خوش بو کردن غذا به کار می برند.

مصرف همزمان آن با ماست  توصیه می شود. طبق تحقیقاتی که توسط اینجانب و دوستان

 در مورد این گیاه انجام گرفته  گلپر خاصیت ضد میکروبی هم داره و کشنده باکتری هاست .

فارسى گلپر «انگدان» است ولى عده‏اى آن را «انجدان» نامیده‏اند.

گلپر دو نوع است، یکى خوشبو که به آن گلپر و کولاپر می‏گویند.

نوع دوم انجدان بد بو است که به آن گیاه انغوزه، گیاه انگژد، گیاه انگشت گنده، گیاه حلتیت

 منتن و گیاه حلتیت سیاه می‏گویند.

نوع خوشبوى آن در همه کوهستان‌هاى ایران خصوصا دامنه البرز و قسمت‌هاى شمالى

شمیران، گچسر، رودبار قصران، جاده دربندسر و مغرب ایران به عمل می‏آید و نوع بد بوى

 آن در جنوب شرقى ایران، استان فارس و کوه‏هاى خراساس به طور خودرو به عمل آمده

 که از صمغ آن که انغوزه و انگژد خوانده می‏شود، جهت صادرات استفاده می‏کنند، ولى به

 صمغ نوع خوشبوى گلپر که مفیدتر است، در حال حاضر توجهى نمی‏شود.

بهترین نوع آن در نقاط کوهستانى ایران به عمل می‏آید و انواع دیگر از گلپر در بعضى

 از کشورهاى آسیایى و آفریقایى دیده می‏شود و یک نوع سوم به نام انجدان رومى

 است که خواص زیادى داشته و در ایران دیده نشده است.

میوه نوع معطر گلپر پس از رسیدن به شکل پولک نازکى در می‏آید که آن را کوبیده،

 با انار، یا سیب زمینى پخته یا باقلاى پخته می‏خورند تا از ایجاد نفخ آنها جلوگیرى نماید.


ترکیبات شیمیایی گلپر


مواد شیمیایی موجود در گلپر عبارتند از: استات هکسیلیک، استات استیلیک و بوتیرات

متیلیک و بوتیرات اتیلیک و اسید های مختلف دیگر که بوی تند آن از آنهاست.

از نظر ترکیبهای شیمیایی،در گیاه گلپر اسانس روغنی و فرار وجود دارد که از گرد آن برای

 معطر ساختن بعضی غذاها استفاده می شود،از نظر خواص درمانی ،گلپر ضد نفخ است

 و به هاظمه و رفع سوء هاظمه کمک می کند.

 

آنتول در گلپر وجود دارد ،موارد استفاده آن به قرار زیر است:

 

۱- استفاده وسیع از آنتول به عنوان طعم دهنده در صنایع غذایی و دارویی به دلیل بو و طعم

 دهنده در صنایع قنادی و شیرینی،در محلولهی دهن شوی،در خمیر دندان و یا گرده های

 مورد استفاده در دندانپزشکی در آشامیدنیهای غیر الکلی و فرآورده های دارویی دیگر.

۲-استاده ازآنتول به عنوان معطر کننده در صابون و خمیر دندان

۳-به عنوان عامل حساس کننده در بیرنگ کردن فیلمهای عکاسی رنگ

۴-به عنوان عامل جذب کننده مواد در مشاهدات میکروسکوپی

۵–به عنوان عامل ضد نفخ در مصارف دارویی

۶-استفاده از آنتول در سنتز آلدئید


۷-تهیه دی هیدرو آنتول به طریقه نیمه سنتزی


۸-تهیه پارامتوکسی هیدرو تروپیک آلدئید


با وجود تمام خواص دارویی مثبت آنتول نباید از گرد گلپر به مقادیر زیاد مصرف کرد چون

 ایجاد طپش قلب می کند.

 
خواص غذایی – دارویی گیاه گلپر


۱- گیاهی است مقوی معده و سایر اندامهای دستگاه گوارش و دفع کننده نفخ دستگاه گوارش.


۲- ترشحات معده را زیاد کرده و سموم بدن را دفع می کند.


۳- ضد عفونی کننده و میکروب کشی قوی است.


۴- خوردن آن شیر زنان را زیاد کرده، همچنین باعث افزایش ترشح عرق بدن می شود.


۵- دارویی است مدّر (ادرارآور)


۶- دانه گلپر برای افراد مبتلا به بیماری استسقاء مفید بوده و این بیماران می توانند

 مقدار هشت گرم از پودر دانه گلپر را در دهان ریخته و بخورند، پس از آن نیز مقداری

 آب گرم میل نمایید.
۷- خوردن آن به میزان کم، باعث نشاط و شادی شده و در هضم غذا موثر است.


۸- پودر دانه گلپر به عنوان یک داروی کشنده برای بعضی کرمهای داخل روده مصرف می شود.


۹- برای کمردرد رطوبی نیز مفید بوده و می توان آن را همراه با غذاها میل نمود.


۱۰- گلپر قطع کننده بلغم و دفع کننده باد و نفخ شکم است.


۱۱- مصرف گلپر باعث تسکین سینه درد شده و درمان کننده سکسکه است. اشتهاآور

خوبی نیز می باشد.


احتمالا گلپر خواص زیر را نیز دارد :

 

از نفخ معده جلوگیرى می‏کند.

بهترین دارو براى معالجه هیسترى است.

تحریک کننده اشتها بوده و دستگاه‌هاضمه را تقویت می‏کند.

در ریشه آن خواص بیشمارى نهفته، اگر از تشنج و ناراحتى‌هاى عصبى رنج می‏برید

 از آن استفاده کنید.

گلپر را جهت معالجه هیسترى (صرع)، عفونت‌هاى عصبى و عفونت‌هاى دستگاه تنفس

 تجویز می‏کنند.

خوردن گلپر ذهن را باز و حافظه را زیاد و نسیان را کم می‏کند و ابلهى و حماقت را از بین

 می‏برد. براى فلج، لقوه و بى‌حسى اعضا مفید است.

گلپر از ضرر غذاهاى سنگین و داروهاى سمى می‏کاهد و براى بیمارانى که مبتلا به یرقان،

 استسقا و سکسکه هستند، مفید می‏باشد.

 

این گیاه مقوى کلیه و از بین برنده بلغم است. براى درد سینه، سرفه و مفاصل مفید است.

ضماد گلپر باموم و روغن جهت سیاتیک و امثال آن با روغن زیتون جهت از بین بردن سیاهى

 زیر چشم و مالیدن مطبوخ آن با سرکه و پوست انار جهت بواسیر نافع است.

پاشیدن گرد گلپرروى زخم‌هاى خوره‏اى و جذام سودمند می‏باشد.

ریشه گلپر قوی‏تر از سایر اعضاى این گیاه بوده، مالیدن آن روى ورم‌ها مفید است.

مقوی معده و سایر اندامها بوده و سموم بدن را دفع می کند – شیر زنان را زیاد کرده

 

مصرف گلپر در آشپزی :

 

ترشی‏اى که با برگ و ساقه نوع خوشبوى این گیاه درست می‏شود، ضد عفونى کننده معده

 بوده و براى معالجه کم اشتهایى و از بین بردن اخلاط غلیظ معده به کار می‏رود.

گلپر غذا را نرم می‏کند و بوى دهان را بر می‏گرداند، مقوى معده بوده و بلغم را از بین می‏برد.

 اشتها را بر می‏انگیزد و مقوى‌هاضمه می‏باشد.

با ساقه و برگ آن ترشى گلپر درست می‏کنند. گلپر بادشکن بوده، نفخ و ناراحتى‌هاى

 دستگاه‌هاضمه را از بین می‏برد. این گیاه ضدعفونى کننده بوده و پادزهر سموم است.

 ضد تشنج، ضد کرم و ضد حشرات نیز می‏باشد.


تذکر
۱- مصرف مقدار زیاد گلپر سبب سقط جنین می شود. از این رو زنان باردار در خوردن

 زیاد آن مجاز نیستند.


۲- مقدار خوراک مجاز پودر دانه گلپر چهار گرم است.

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی ۱۳۹۰ساعت ۱۱:۵۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

مشخصات:
 شبه درختچه‌ای همیشه سبز و کوتاه با ریشه محکم و ساقه‌ای کاملاً منشعب، برگها
 بدون دمبرگ و متنوع می‌باشند. برگهای جوان کرک دارند. گلهای صورتی درون
سنبله‌هایی در نوک شاخه‌ها تجمع می‌یابند.
 میوه آن شامل 4 فندقه صاف و تیره رنگ بوده که در انتهای گل باقی می‌ماند.  گیاه رایحه
 معطر دارد لذا مورد توجه زنبور عسل است و عسل تولید شده از آویشن خواص
 اصلی آن را دارا می‌باشد. زمان جمع آوری گیاه فصل بهار و تابستان می‌باشد.
 
قسمتهای مورد استفاده:
 کل گیاه
پراکندگی:
بومی‌مناطق مدیترانه‌ای می‌باشد.
در ایران نوع شیرازی آن کاربرد بیشتری دارد.
ترکیبات شیمیایی:
 اسانس حاوی تیمول، کارواکرول، بورنیول، تانن، بیتر و ساپونینها.
 اثر تیمول از بقیه بارزتراست.
خواص:
* رقیق کردن خلط مجاری تنفسی: پس از مصرف خوراکی از ریه متصاعد می‌شود
 و به غلظت موثر میرسد. 
* افزایش ترشحات وسرعت تخلیه آن از مجاری تنفسی
* گشاد‌کننده مجاری تنفسی و کاهش سرفه
* اثرات ضد باکتریایی
* ضد اسپاسم مجاری گوارشی
 
موارد مصرف:
1- پیشگیری
 * در عفونتهای تنفسی منجر به افزایش ترشحات و تخلیه سریعتر آنها شده و  با کاهش
شدت سرفه‌ها از التهاب مجاری تنفسی جلوگیری می‌کند. 
 * در بیماران با روده تحریک پذیر IBS  منجر به کاهش علایم گوارشی می‌گردد. 
 * منجر به کاهش تجمع باکتریها در دهان میگردد. 
 
2-درمان

 * کاهش سرفه‌های خشک و شدید در برونشیت وسیاه‌سرفه{(کمکی)(خوراکی. بخور و موضعی)}
 * افزایش رقت خلط در آسم و آمفیزم  COPD  {(کمکی)(خوراکی. بخور وموضعی)}
 * کاهش علایم گوارشی در بیماری روده تحریک پذیر IBS {(کمکی)(خوراکی وموضعی)}
 * درمان کرم انکیلوستوم{(کمکی)(خوراکی)}

تداخلات دارویی:
  تداخل دارویی واضحی گزارش نشده است. 

مصرف در دوران بارداری:
بعلت اثرات سقط آوری مصرف آن باید با احتیاط و در مقادیر کم و کوتاه مدت از فرآورده‌های
 غیر تغلیظ شده‌باشد.

مصرف در دوران شیردهی:
از فرآورده‌های غیر تغلیظ شده با احتیاط و کوتاه مدت مصرف گردد. 
 
التماس دعاي خير
               
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی ۱۳۹۰ساعت ۸:۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

امروز برای شهدا وقت نداریم

ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است

ما بهر ملاقات خدا وقت نداری

چون فرد مهمی شده نفس دغل ما

 
اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم
 

در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است

 
بهر سفر کرببلا وقت نداریم

 
تقویم گرفتاری ما پر شده از زر
 

ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
 
هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم

 
خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم
 
 
التماس دعای خیر
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی ۱۳۹۰ساعت ۹:۱۸ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.
 
هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی دانی.
 
یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.
 
هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.
 
از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی،
اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.
 
در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.
 
وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو:
"برای چه می خواهید بدانید؟"
 
هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.
 
هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.
 
وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست
 و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن
 وقت خواهی دید که نیروی دوباره
بدست آورده ای
 
هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.
 
راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.
 
هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.
 
شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.
 
سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش "
 
هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد
 
 
 رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.
 
چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و
 
 
 به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.
 
وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.
 
هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.
 
وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در
 
 
 میدان شهر است انتخاب کن.
 
در حمام آواز بخوان.
 
در روز تولدت درختی بکار.
 
طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.
 
بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.
 
فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی.
 
ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.
 
هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.
 
شیر کم چرب بنوش.
 
هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد.
 
فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.
 
از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.
 
فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند

 

التماس دعای خیر


+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی ۱۳۹۰ساعت ۲:۵۴ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

دربندسر بهشت رودبار قصران

 

التماس دعاي خير

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی ۱۳۹۰ساعت ۸:۳۷ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

دربندسر بهشت رودبار قصران

 

به خدا گفتم "خسته ام" گفت :

" لا تنقطوا من رحمه الله ... از رحمت خدا ناامید نشوید."

 
****


گفتم : " هیچ کسی نمیدونه تو دلم چی میگذره" گفت :

 " ان الله بین المرء و قلبه .... خدا حائل است میان انسان و قلبش."


****

گفتم : " هیچ کسی رو ندارم." گفت :

" نحن اقرب الیه من حبل الورید... ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم."


گفتم : " ولی انگار اصلا منو فراموش کردی" گفت :

" فاذکرونی اذکر کم ... منو یاد کنید تا یاد شما باشم."

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی ۱۳۹۰ساعت ۵:۴۵ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

                             

 

التماس دای خیر

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی ۱۳۹۰ساعت ۱۲:۵۲ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 


 

دائــــــما ، منتــــــظر یـــارجهان ، بایـــــد بود


عشـــق او را ، ابـــدالدهـــر ، نشـــان بایـد بود

اوســت آن نـــور، که از تنــــگی ایـام ، هنـوز


در پـس پرده ی غیــبت ، به نـــهان ، باید بود

درپــی تیـــــرگی ظلـــم و فـــــراق از دل نور

اینچنـــین ، معتـــــکف پرده ی جان ، باید بود

خود ببـــــینیم ، که آن نور ، شُدســتی مستــور


تا ببــــینیم خود ، آن نــــــور ، نهان بایـد بود

برلب ماست همی ، ذکر حسیـــن بن علی (ع)

عشـــق ، همراهــــــی اعمال و بیان ، باید بود

گاه گوییـــم که آن منتقــــم شـــیعه کجـــاست ؟


زین سخــــن ، اصـــلح افراد زمـــان ، باید بود

به سخـــــن ها ، همــــگی منتـــــظر او هستیم


درعمل بین ، که چه کس منتظرش خواهد بود

کار مان از سخــــن دوســــت ، نـــدارد اثــــری


شیـــــــعه را ، نـــــور خداوند ، نشان باید بود

دل ببـــــینید ، که وابــــــسته ی این دنیـــــا شد


دل رهـــــــا کن که اسیرش ، نه چنان باید بود

دل ما گرچه که تنگ است وهوایش همه اوست

کار بــــسیار بُود ، تا که چنـــــان بایــــــد بود

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰ساعت ۶:۷ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |