بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

از راز شهادتش خبر داشت حسین(ع)  

 

                                   آن روز که آهنگ سفر داشت حسین(ع

 

 

 از بهر سرودن یکی قطعه  سرخ  

 

                                        هفتادو دو واژه در نظر داشت حسین(ع)

 

 

سلام به سرزمین تفدیده کربلا که با نام مصیبت و بلا عجین شده

 

و سراپای آن را عشق فرا گرفته ̨  سرزمینی که خاکش شفا بخش

 

دردهای بی درمان است. سرزمیتی که جگرگوشه زهرا(س) در

 

 آن جای گرفته است .ای سرزمین کربلا میخواهم با تو سخنانی

 

هرچند کوتاه داشته باشم :می خواهم بقچه حرف های بر دوش

 

مانده ام را برای تو پهن کنم... کربلا از پیکرهای شقایق

 

رنگ قافله عشق که بر پیشانی پینه بسته ات مهمان بوده اند بگو ...

 

از علی اکبر(ع) بگو... که شبیه ترین بنی هاشم به رسول الله بود ̨

 

کربلا از داغ شهادت فرزند بگو که چگونه دل سیدالشهدا را

 

جریحه دار کرد؟ از لحظه ای که سر در کنار دردانه اش گذاشت

 

و ملتمسانه منتظر بود تا بار دیگر پدر را صدا بزند.

 

کربلا از قاسم (ع) که امانت برادر بود بگو ... ازپسر بچه ای که

 

خطاب به عمویش مرگ را شیرین تر از عسل خواند ̨ از سنگ

 

باران کردن یاران عمربن سعد بگو ̨ ازنبرد حیدرگونه پسر

 

مجتبی(ع) واز پیکرقدکشیده اش بعد از شهادت بگو ...

 

از علی اصغر(ع) آن طفل شیرخواره ای که آن دم که نوای

 

(هل من ناصر ینصرنی) پدر راشنید

 

خود را از گهواره بیرون پرت کرد تا به یاری پدر بشتابد..

 

کربلا ازرقیه (س) بگو ̨کودک سه ساله ای که برای اینکه

 

طفلان مسلم بی تاب پدر نشوند برای

 

آخرین بار پدر را در آغوش نگرفت و فقط نظاره گر رفتن پدر بود

 

کربلا از زینب (س)بگو ̨که در جلوی چشمانش قتل گاه وجود داشت

 

و سر برادرش را ازتن جدا کردند زینبی که همه مصیبت های عالم

 

را به دوش کشید و دم نزد وگفت جز زیبایی در کربلا

 

ندیدم.کربلا سقای تشنه لب یعنی چه؟ آیا عجیب نیست که

 

سقا تشنه لب باشد؟! از لحظه ای بگو که حسین دستان بریده

 

عباس(ع) را در آغوش گرفت و بوسید . ازلحظه ای

 

که مشک پاره پاره و چشمان بچه ها منتظر عمویشان بود آن زمان

 

که امام به سمت خیمه ها رفت وپرچم خیمه عباس

 

را پایین آورد و ناله اهل حرم بلند شد..

 

کربلا از نماز ظهر عاشورا بگو که حسین (ع)دیگر تنها مانده بود .

 

اززمانی که سرحسین (ع)و یارانش بر بالای نیزه بود و

 

 قرآن می خواند ..کربلا از دین حفظ شده حسین(ع) بعد از شهادتش

 

بگو ...میدانم که تحمل و دیدن وگفتن این مصیبت ها برای تو

 

سنگینه و به همین خاطر است که نام تو را کرب و بلا گذاشتند.

 

بر گرفته از نوشته فاطمه محمد صالحی محرم ۸۹

 

التماس دعای خیر


 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ساعت ۱:۰ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |