|
گفت: مادر بیا ناهار بخوریم. پرسید: ناهار چیه؟ مادر گفت: سبزی پلو با ماهی با خنده گفت: ما امروز این ماهیها را میخوریم یه روز هم ماهیها ما را می خورند! مدتی بعد والفجر 8 درون اروند، گم شد و مادر تا آخر عمر، ماهی نخورد... التماس دعاي خير
+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین ۱۳۹۲ساعت ۱۰:۱۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
|