|
حکیمه دختر امام موسی بن جعفر علیه السلام ( خواهر امام رضا علیه السلام و عمه امام جواد علیه السلام ) میگوید:
رسید، امام رضا علیه السلام مرا فرا خواند و فرمود:« ای حکیمه، برای مراسم زایمان خیزران آماده باش.»
چراغی روشن کرد و در را به روی ما بست.
من نگران شدم ولی امام جواد علیه السلام ناگهان همچون ماه شب چهارده طلوع کرد، در حالی که پارچه نازکی بدنش را پوشانده بود؛ نوری از آن حضرت فروزان بود که همه اتاق را روشن کرده بود. نوزاد را گرفتم، در دامان خود گذاشتم و آن پوشش نازک را از بدن او جدا کردم. در این هنگام امام رضا علیه السلام در اتاق را باز کرد و وارد شد، نوزاد را از من گرفت و در گهواره گذاشت. سپس به من فرمود« ای حکیمه، مواظب گهواره باش.»
آسمان گشود و نگاهی به راست و چپ انداخت و فرمود:« اشهد ان لا اله الا اله و اشهد ان محمداً رسول الله »؛ (گواهی میدهم که معبودی جز الله نیست و محمد فرستاده خداست.)
گفتم:« من از این کودک چیز شگفتآوری شنیدم.»
بودم بازگو کردم.
شنیدی بیشتر است.» منابع:
التماس دعای خیر
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم تیر ۱۳۸۹ساعت ۸:۴۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
|