انسان دارای قوا و غرایز گوناگونی است. در وجود انسان شهوت، غضب،

حرص، طمع، جاه  طلبی و افزون خواهی وجود دارد؛ همچنین عقل، فطرت،

 وجدان اخلاقی و ... . انسان از نظر معنا، باطن و روح خودش ممکن است

یک آدم آزاد یا برده و بنده باشد، یعنی ممکن است که انسان بندهی حرص

یا اسیر شهوت و خشم خودش باشد و ... و ممکن است که از اینها آزاد

باشد.


فاش میگویم و از گفتهی خود دلشادم            بندهی عشقم و از هردو

جهان آزادم


ممکن است انسانی که همانطور که از نظر اجتماعی آزاد است و زیر بار

 ذلت نمیرود، زیر بار بردگی نمیرود، از نظر اخلاق و معنویت هم آزادی خود را

 حفظ کرده باشد؛ یعنی وجدان و عقل خودش را آزاد نگه داشته باشد. این

آزادی همان «تزکیه نفس» و «تقوا» است.


آزادمرد واقعی: بشر باید در ناحیه وجود خودش، آزاد بشود تا بتواند به دیگران

 آزادی بدهد.


آزادی اجتماعی: آزادی انسان از قید و اسارت دیگران، ولی آزادی معنوی نوع

 خاصی از آزادی است که آزادی انسان از قید و اسارت خودش است.


آزادی معنوی برخلاف آزادی اجتماعی، آزادی خودش از خودش است.


منبع  : برگرفته شده از کتاب «آزادی معنوی»

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت ۱۲:۵۳ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |