|
▪️روزی در مسجد شیخی پس از نماز جماعت، رو به مردم ایستاد و گفت: ای مردم امروز میخواهم جوانی را به شما معرفی کنم که قبلاً فردی لااُبالی و نااهل بود که انواع مال مردم خوری، دزدی، هیزی، عیاشی، ظلم و خلاصه گناهی نبود که انجام نداده باشد... ▫️جوانی از میان جمعیت بلند شد؛ کنار شیخ رفت و گفت:
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴ساعت ۸:۵۴ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
|