🦋 شتر سخنگوی دربار!
در دوران سلطنت فتحعلی شاه قاجار، اتفاقی عجیب در اردوگاه شاه افتاد که تا سالها زبانزد خاص و عام شد. این ماجرا به "حکایت شتر دانا" معروف گشت.
🍃 شبی که شتر سخن گفت!
شاه و همراهانش در سفر به خراسان در بیابان اردو زده بودند. نیمهشب، نگهبانان با وحشت بیدار شدند و ادعا کردند شتر سفید شاه با صدایی رسا فریاد زده:
"ای مردم! فردا طوفان میآید، بارها را محکم ببندید!"
همه وحشتزده شدند. برخی گفتند شتر جن زده است، برخی دیگر معتقد بودند این پیام غیبی است.
📍واکنش شاه:
فتحعلی شاه که مردی خرافاتی بود، دستور داد:
شتر را با احترام نزد او آوردند , مشاوران دربار را جمع کرد
از شتر پرسید: "تو چگونه سخن میگویی؟"
در کمال تعجب همه، شتر دوباره پاسخ داد:
"من سالها در کاروانسرای دانشمندان زندگی کردهام و زبان آدمیان را آموختهام!"
📍حقیقت ماجرا:
صبح روز بعد، یکی نفر اعتراف کرد که پشت خیمه پنهان شده و با تقلید صدا، همه را فریب داده است! انگیزهاش هم هشدار درباره طوفان واقعی بود که پیشبینی کرده بود.
📍عاقبت کار:
به جای مجازات، شاه به او مقام مشاور هواشناسی دربار را داد! و شتر هم تا آخر عمر باجلال خاصی زندگی کرد، هرچند دیگر هرگز سخن نگفت!
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم دی ۱۴۰۴ساعت ۶:۰ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|