🌹♥️
♥️

وای از این عالم اسرار عشق ..
زان گُهر شهد شکر بار عشق ..

جلوهٔ عشق جلوه ی ماه و قمر ...
مرغ دلم بند و گرفتار عشق ،

حلقه نزد بر در ما غیر عشق ..
نعره ی مستانه ام از کار عشق ،

نیست مرا کبر و غروری به دل ..
صیقل دل جمله ز معمار عشق ،

باع وگلست وُ همه جا عندلیب ..
وه چه خوشست غنچهٔ بی خار عشق ،

نور مُبّرا شود از ... نار عشق ..
طره ی خوبان همه گفتار عشق ،

گنج لطافت همه در بند اوست ،
لعل وگُهَر در لب و رخسارعشق ،

مستی ما بادهٔ سرشار اوست ...
جان ودلم زنده به گلزار عشق ،

نیست دمی دل بر هد از جنون ..
فخر دلم سایه ی دیوار عشق ،

خویش تهی کرده ام از روزگار ..
قصه #راحم سرِ بازار عشق ،

#شعر #راحم__تبریزی
🌹♥️

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۴ساعت ۴:۹ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |