|
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دایم گل این بستان شاداب نمیماند دیشب گله زلفش با باد همیکردم صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست ای درد توام درمان در بستر ناکامی در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست زین دایره مینا خونین جگرم می ده حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
+ نوشته شده در شنبه دهم خرداد ۱۴۰۴ساعت ۱۲:۵۱ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
|