داستانک ۳۱۱

🪴آقا رضا پیرمردی بود که در روستای خود به میانه روی و تعادل معروف بود او زندگی خوبی را در طول عمر خود گذراند

👳‍♀👨‍🦰🧔‍♂او سه پسر بنام های شعیب ؛ مصطفی و مرتضی داشت

😢پس از فوت پدر و تقسیم ارث ؛ شعیب هر آنچه را که داشت پس انداز و هیچ استفاده ایی از آن نکرد

🌹مصطفی هر چه را که به ارث برد بین نیازمندان تقسیم کرد

🌷اما مرتضی که بجز سرمایه به ارث رسیده؛ اخلاق میانه روی را از پدر به ارث برده بود مقداری از مال خود را به نیازمندان انفاق کرد و مابقی آنرا در تولید بکار برد

🌸شعیب بخاطر استفاده نکردن از سرمایه به علت ضعف به بیماری لاعلاج ؛ مصطفی بخاطر بذل و بخشش زیاد ورشکسته و تنها مرتضی بود که زندگی پربرکت و سالمی را گذراند

👌مردم شهر داستان زندگی این سه فرزند را اثباتی بر فرموده خداوند حکیم در آیه ۲۹ سوره اسراء می‌دانستند

الإسراء آیه ۲۹

📖وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا

📖ﻭ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺑﺨﻴﻠﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﺪﺍﺭ [ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﺎﻧﻲ ]ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﺎﻣﻞ ﻫﻢ [ ﺩﺭ ﺍﻧﻔﺎﻕ ] ﺩﺳﺖ ﻭ ﺩﻝ ﺑﺎﺯ ﻣﺒﺎﺵ [ ﻛﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻌﺎﺵ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﻗﻲ ﻧﻤﺎﻧﺪ ] ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ [ ﻧﺰﺩ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﺎﻥ ]ﻧﻜﻮﻫﻴﺪﻩ [ ﻭ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺧﻮﺩ ]ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﻩ ﮔﺮﺩﻱ .

💐💐💐تقدیمی از سوی تلاوت کنندگان گروه‌های ختم قرآن یاسین به حضرت مهدی جان صاحب زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۴ساعت ۹:۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |