کودکی بستنیاش از دستش سر میخورد و روی فرش میریزد. مادر سراسیمه به طرفش میدود و پرتنش میگوید:
کی این بستنی رو ریخت؟
کودک هراسان و درمانده، نام یکی از بچههای فامیل یا همسایه را بر زبان آورده و میگوید فلانی.
مادر عصبانیتاش فروکش کرده و ادامه میدهد: عه؟ فلانی ریخته؟ چه بچهی بدی. میکُشمش. پسر من ماهه.
بستنی رو روی فرش نمیریزه که.
پسر خوشحال و مسرور از این پیروزی و کلاهی که سر مادرش گذاشته، میخندد و میرود که به بازیاش برسد. مادر هم مینشیند برای پاک کردن فرش.
بیاییم چند ایراد این روش تربیتی را بررسی کنیم:
_ مادر به کودک میآموزد که از حقیقت فرار کرده و دروغ بگوید.
_ کودک یاد میگیرد که مسئولیت کارهایش را نپذیرد و در شرایط سخت دیگران را متهم و مقصر کند.
_ کودک میفهمد بهجای حل کردن مسئله، صورت مسئله را پاک کند.
_ کودک عذرخواهی کردن و شجاعت اخلاقی در پذیرش اشتباهش را نمیآموزد.
_ کودک فکر میکند مصون از خطا است. و هیچگاه اشتباه نمیکند و اگر موضوعی پیش بیاید مقصرش حتما دیگران هستند.
_ کودک حس میکند که چقدر والدیناش سادهلوح هستند و به راحتی میشود آنها را فریب داد.
_ مادر با تمیز کردن فرش به کودک میگوید تو هر خرابکاریای در طول زندگی کردی، دخالتی در بهبود شرایط نکن. چون دیگران میآیند و اوضاع را درست میکنند.
_ بیشتر کاستیهای رفتاری و شخصیتیِ در طول زندگی انسانها، مربوط به دوران کودکی است و محیط و آموزشها.
شمایی که اسمتان را گذاشتهاید
"بزرگتر" حواستان به رفتارتان با "کودکان" باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۳ساعت ۱۰:۳۹ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|