
بیاد شهید امیر و
روح الله محمد صالحی
اين پلاك و استخوان از من به صف جا مانده است
نقطه پرواز سرخى بود، آنجا مانده است
من خودم از شوق مىرفتم تنم افتاده بود
در مقام وصل فهميدم كه سرجا مانده است
بى نشانى را خود من خواستم باور كنيد
نام گمنامى اگر ديديد تنها مانده است
من رفيقى داشتم همسنگرم جانباز شد
دستهايش يادگارى پيش مولا مانده است
آن بسيجى هم كه معبر را برايم باز كرد
ديدمش آن روز در تشييع
التماس دعای خیر
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۰ساعت ۴:۲۱ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|