|
زندگینامه شهید والامقام نصرالله کیادربندسری
در دهمین روز شهریور 1329 دومین پسر خانواده مشهدی نقی کیادربندسری دیده بجهان گشود. وخانواده نام او را نصرالله نهادند. تولد این نوزاد موجب شادی خانواده خصوصا برادر بزرگتر نصرالله یعنی نوروز علی شد که می توانست دوست وهمراه او باشد .مادرش که زنی پاکدامن و مومن از اهالی میگون بود با شوق زیاد وبا اتکا به خداوند تربیت فرزندان را آغاز کرد ولی تقدیر چنین بود که نصرالله محبت و حمایتهای مادر را در پنج سالگی از دست بدهد با این حال ورود همسر دوم مشهدی نقی به زندگی آنها کمبود هایی که آنها در نبود مادر احساس میکردند جبران نمود وایشان با مهربانی و بزرگواری نگهداری و پرورش نصرالله وخواهر و برادرش را برعهده گرفت. شهید نصرالله دوران ابتدایی را در مدرسه حکیم سنایی دربندسر گذراند و همزمان در کار کشاورزی به پدر کمک میکرد. پس از گذراندن دوران ابتدایی دیگر به تحصیل ادامه نداد.و به منظور کمک به پدر در تامین هزینه های زندگی وتا قبل از سربازی به مشاغل مختلف بصورت موقت مشغول بود. نصرالله بعد از دوران سربازی به استخدام شهرداری تهران درآمد وبعداز مدتی به شرکت مخابرات رفت وتا آخر عمر پر برکت خود جزو کارکنان رسمی آن شرکت بود. در طول این سالها نصرالله و برادرش به آموزه های دینی . نماز و روضه و شرکت در هیئت های مذهبی و قرآنی پایبند بودند. شهید نصرالله درسال 54 ازدواج کرد کمک به فقرا.همدردی با همسایگان و برخورداری از روحیات و اخلاق پسندیده مذهبی باعث شد که در میان دوستان و آشنایان ومردم از جایگاه خوبی برخوردار باشد. همزمان با نوای الهی امام خمینی(ره) در لزوم مبارزه با رژیم پهلوی نصرالله در مجامع مخفی علیه ستم شاهی حاضر میشد. با افزایش اعتراضات مردمی از اواسط سال56 شهید نصرالله با علنی کردن مبارزات به جمع حامیان نهضت اسلامی حضرت امام خمینی(ره) وارد شد. حضور مستمر وفعالانه در تظاهرات باعث شناسایی او از طرف ساواک ومتعاقب آن بازداشت در مقابل درب اصلی دانشگاه تهران شد.وپس از چند روز تحمل بازجویی ها وشکنجه ساواک با قید تعهد آزاد گشت ولی هرگز دست از فعالیتهای خود برنداشت و یکبار هم وقتی با موتور سیکلت همسر و فرزندان خود را به نظام آباد میبرد از طرف نیرو های امنیتی باز داشت وبه محل نامعلومی منتقل شد واینبار پس از یکهفته مجبور به آزادی تعدادی از زندانی های سیاسی شدند که نصرالله هم جزو آنها بود.پیروزی انقلاب اسلامی حلاوت و شیرینی زیادی برای امثال نصرالله داشت چرا که بعد از مبارزات زیاد این پیروزی به رهبری خمینی بزرگ و رهروان راستینش به ثمر رسید.نصرالله از جمله شخصیت های بی ادعای انجمن اسلامی دربندسر بود و همه دوستان را به رعایت تقوای الهی در انجام وظیفه دعوت می کرد.باشروع درگیری های ضد انقلاب در کردستان در آن منطقه حاضر و به نبرد با دشمنان انقلاب پرداخت و با هجوم صدامیان به کشور اسلامی مان بارها عازم جبهه های حق علیه باطل شد و چندین نوبت هم مجروح گردید. ولی هر بار پس از بهبودی دوباره خود را به رزمندگان اسلام می رساند. اعتقاد قلبی به حق تعالی موجب شد که نصرالله ثمره زندگی مشترک خود با همسرش را که سه فرزند بود (یک پسر و دو دختر )به شریک زندگی خود بسپارد و نسبت به تربیت اسلامی آنها سفارش نماید وآخرین پیام اودر روز عملیات در مصاحبه رادیویی با خبرنگار رادیو (آقای نظام اسلامی) که از جانبازان همان عملیات میباشد پیروزی رزمندگان بود. و سرانجام پرنده وجودش که مالامال از عشق عاشورایی بود در منطقه طلائیه ودر عملیات خیبر به پرواز درآمد ودر یازدهمین روز از اسفند ماه ۶۲ در اوج آسمانها جادوانه شد. و پیکر مطهرش در یکتشیع باشکوه توسط مردم شهید پرور دربندسر و دوستان و همکارانش در جوار شهدای والامقام بهشت زهرا س بخاک سپرده شد. یادش گرامی... منبع : کتاب سو @shahedan_shahr
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۹:۳۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
|