آن روز رضا کنار بیداران بود

همگام تلاش و جوشش یاران بود

در بیست و دو بهمن پنجاه و هفت

خونش به حماسه قصه ی باران بود

(شعر: غلامرضا کیا(طالب))

زندگینامه شهید رضا ساوه دربندسری

پانزدهم خرداد 1341برای خانواده مشهدی علی محمد بیاد ماندنی ترین سال زندگی محسوب میشد. او از اهالی تلخاب دربندسر بود وقتی که خبر تولد نوزاد پسری که خداوند بعد از سالها راز ونیاز وتوسل به امام رضا (ع) به خانواده اش عنایت کرد . سجده شکر بجا آورد و به شکرانه این نعمت الهی نام نوزادش را (رضا) نهاد.

اعتقادات مذهبی قوی پدر و مادر رضا را برآن داشت که برای رسیدن به این خواسته خود توسل به امام رضا(ع) را راهی برای استحابت دعاهایشان انتخاب کنند. ازاین رو آنها همیشه رضا را هدیه الهی ونظر کرده آن امام همام میدانستند. وبرهمین اساس مادر مومنه رضا برای قدردانی از محبت امام هشتم در هفت سالگی موهای فرزند را میتراشد و هم وزن آن پول و طلا در ضریح مقدس امام هشتم می اندازد.

این شهید عزیز توسط پدر و مادر مومن خود از همان طفولیت با قرآن ونماز واهل بیت(ع)آشنا و در یک محیط کاملا مذهبی رشد کرد.

رضا دوران ابتدایی را در مدرسه ابتدایی دربندسر گذراند. و بدلیل مهاجرت کاری پدر خانواده به تهران منتقل میشوند.

پدر در گارگاهی درتهران مشغول بکارشد ودر محله وحیدیه منطقه نظام آباد در یک خانه اجاره ای زندگی شهری خود را آغاز کردند.و رضا درهمان سال وارد مدرسه راهنمایی شد و به ادامه تحصیل پرداخت . این شهید عزیزهمزمان با تحصیل در هیئت قرآنی(تلخابی ها) آموخته های قرآنی خود را افزایش میداد.وهمراه با نوجوانان محل در ایام محرم وصفر دسته سینه زنی راه اندازی میکرد وخود میاندار عزاداران و عاشقان سیدالشهدا (ع)در محله وحیدیه شد.

اما بیماری وپس از آن فوت زود هنگام پدر ،دغدغه های رضا را برای تامین مخارج این خانواده شش نفره زیاد کرد

به گونه ای که رضا مجبور شد علاوه بر تحصیل در کارگاه تاسیسات و لوله کشی کار کند.تا در تامین هزینه های زندگی به مادر وخواهرانش کمک کند.

دوران نوجوانی و بلوغ رضا مصادف

باشروع نهضت اسلامی حضرت امام خمینی ره گردید.و رضا هم مثل هزاران جوان هم سن و سال خود با زمینه های مذهبی که داشت علاقه مند به همراهی با خیل ارادتمندان آن امام شد.

باشرکت در تمامی راهپیمای ها لحظه به لحظه آرزوی دیدار امام در وجودش بیشتر شد .صبح روز دوازدهم بهمن ماه 58به شوق دیدن رهبری که پس از 15 سال به کشور باز می گشت ملتمسانه از مادر اجازه رفتن گرفت.وبا رضایت مادر از خانه خارج شد.

بعد از ورود امام به ایران شهید رضا که در متن انقلاب وارد شده بود هر روز به خانواده بشارت پیروزی میداد. روزهای بیستم تا بیست ودوم بهمن 57اوج درگیری نیروهای مردمی با عوامل حکومت پهلوی بود. چون امام ره دستور به ایستادگی و مقاومت داد. مرکز درگیریهای شرق تهران خیابان دماوند وکوچه پس کوچه های منتهی به پادگان نیروی هوایی و فرودگاه دوشان تپه بود این منطقه درگیری نزدیک محل زندگی رضا هم بود. وجوانان زیادی را بخاک وخون کشیدند و روح رضا هم در روز بیستم بهمن پیشتاز این انقلاب بزرگ اسلامی بود . پیکر مطهرش تا چند روز پس از بیست و دوم بهمن توسط دامادشان در سردخانه پزشکی قانونی پیدا و بدست خانواده رسید که با ورود پیکرش به دربندسر نوید پیروزی انقلاب اسلامی را وارد دربندسر کرد و بایک تشییع با شکوه در جوار امامزاده محمود ع دربندسر آرام گرفت.روحش شاد یادش گرامی...

@shahedan_shahr

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۲ساعت ۶:۲۳ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |