👈برای تشییع جنازه‌ی زنی رفته بودم ،

دیدم اطراف میت شلوغ بود ،

صدایشان بلند بود ،

یکی می‌گفت کفن را این طرفی بیاورید ،

تا خوب پوشیده شود .

دیگری دنبال محارم جنازه بود ،

برای دفن .

صداها بلند بودند و بلند‌تر می‌شد ،

حریص و جدی بودند برای دفن پیرزن .

همه‌شان غیرت داشتند ،

به این که چشم نامحرم به جسد نیافتد ،

جسدی که در کفن پیچیده شده بود !!!!

👀نگاهی به آنها کردم و

با خودم گفتم 🤔

این‌ها همان‌هایی نیستند که همسرانشان را بیرون می‌برند ،

با لباس های تنگ و کوتاه !

بدون حیا و شرم !

با عطرهایی که کوچه ها و خیابان ها را طی می‌کند ؟

آیا این‌ها ، همان‌هایی نیستند که دخترانشان ... ؟

👈 غیرت‌شان کجا بود ، آن زمان که محارم‌شان شب و روز محو تماشای شبکه های ماهواره ای و فیلم ها و سریال بودند ؟

🤔چرا برای زنده هایی که در میانشان هستند غیرتی ندارند و برای جسد پیرزن ِ مُرده چنین غیورند ؟

👈این جا بود که دلم می‌خواست به همه شان تسلیت بگویم ،

بخاطر مرگ ِ قلب شان در برابر زندگان ،

و زندگی قلب شان در برابر مُردگان !

😔إنا لله و انا الیه راجعون

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن ۱۴۰۲ساعت ۱۱:۲۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |