پرواز عقاب غیرتش،دیدن داشت
دیدار شهید و حسرتش، دیدن داشت
آنروز که حجت به دل خون غلتید
مظلومی و حال عترتش،دیدن داشت
شعر:استادغلامرضا کیا(طالب)
خلاصه ای از زندگینامه شهید والامقام حجت اله کیا دربندسری
این شهید عزیز در یازدهم مهر سال ۱۳۱۹ در خانواده ای مذهبی و زحمتکش در روستای دربندسر چشم به جهان گشود.واولین فرزند خانواده بود.دوران کودکی ونوجوانی راکنار خانواده سپری کرد ودر سن هجده سالگی پدر خود را از دست داد.و سرپرستی مادر و خواهران و برادران خود را بعهده داشت. در طول این سالها فعالانه در جلسات مذهبی و دینی شرکت میکرد. ویکی از موسسین و اعضای فعال هیئت قرآنی متوسلین به حضرت فاطمه زهرا(س) برادران صالحی دربندسر بود وهمزمان با یادگیری کامل قرآن کریم با مفاهیم و معانی آیات قرآن نیز آشنا شد.یکی از خصوصیات بارز شهید ادای نماز اول وقت بود هم خودشان رعایت میکردند و هم به خانواده و بستگان سفارش میکردند.
این شهید والامقام در تابستان سال ۱۳۴۰ ازدواج کرد و بعداز ازدواج برای ادامه زندگی به تهران مهاجرت کردند.و حاصل این ازدواج چهار فرزند دختر بود که در کنار همسرشان تمام توان خود را برای تربیت صحیح و دینی فرزندان بکار بردند.برای تامین هزینه زندگی مشاغل مختلفی را تجربه کرد و چند سالی هم با تاکسی مشغول بکار بود.ودر برخورد با مسافران و حتی دریافت وجه رعایت انصاف و عدالت را داشت. نوع شغل ایشان در آن زمان موجب میشد تا این انسان وارسته با زوایای مختلف زندگی مردم و عمق نارضایتی آنها از عملکرد حکومت پهلوی بیشتر آشنا شود و پس از آنکه در سال ۱۳۵۵ به استخدام وزارت بازرگانی درآمد این موضوع را با همه وجود لمس کرده بود. شناخت از وضعیت جامعه در آن زمان از یک طرف ودرک مفاهیم دینی در هیئات مذهبی موجب شد با اوج گرفتن نهضت انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) خیلی زود به جمع همراهان امام در مبارزه علیه حکومت طاغوت بپیوندد. در همه تجمعات و راهپیمایی ها و پخش اعلامیه وبیانات حضرت امام (ره) در سالهای قبل انقلاب تا پیروزی آن شرکت داشت. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی از اولین افرادی بود که به جمع پاسداران انقلاب پیوست و برای حفظ ارزشهای انقلابی از هیچ کوششی دریغ نورزید.و اکثرا بصورت داوطلبانه و شبانه روزی همراه با دیگر نیروهای انقلاب برای گشت زنی و حراست از اماکن حساس شهر شرکت میکرد. عشق و علاقه وی به انقلاب و امام(ره) و مردم حد و مرزی نداشت.با این همه وی از وظیفه خود در قبال همسر و فرزندان غافل نبود و همچون معلمی دلسوز و پدری فدا کار در خدمت خانواده خود نیز بود واز هیچ کوششی برای تعلیم و تربیت اخلاق و رفتار دینی و اجتماعی فرزندان در کنار همسر صبورشان فروگذار نمیکرد.
شروع جنگ تحمیلی و لزوم دفاع همه جانبه از کیان کشور این دلاور عرصه پیکار را مانند دیگر رزمندگان بر آن داشت تا با حضور در جبهه های دین خودرا به اسلام و ایران ادا نماید. مهر ماه ۱۳۶۰ اولین باری بود که ایشان پس از طی دوره های آموزشی قدم به جبهه گذاشت و پس از ۴۵ روز به خانه برگشت. و آرام و قرار نداشت و هرچند وقت یک بار برای ارسال کمک های مردمی به جبهه ها اعزام میشد. تا اول اردیبهشت ۶۱ زمان جدایی او با خانواده و بستگان بود و پس از اعزام بعنوان خمپاره انداز مشغول شد. و بعد از مدتی فرماندهان خود را راضی کرد که بعنوان نیروی پیاده بصورت مستقیم با دشمن روبرو شود .ودر اواخر اردیبهشت به یکی از گردان های لشکر حضرت محمد رسول اله (ص) معرفی و همراه خیل رزمندگان اسلام آماده انجام عملیات آزاد سازی خرمشهر شدند. و افتخار حضور در یکی از مهمترین و حساس ترین عملیاتهای دفاع مقدس که آزادی خرمشهر بود را نصیب خود کرد.و درنهایت پیکرغرقه بخونش تنها یک روز بعداز آزاد سازی خرمشهر در چهارم خرداد ۶۱ بر روی دستان عاشقان و رهروانش تشییع شد ودر قطعه ۲۶ گلزار شهدای بهشت زهرا س برای همیشه آرام گرفت. یادش گرامی...
منبع: کتاب سو
@shahedan_shahr
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۴۰۲ساعت ۵:۲۵ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|