در دشت شلمچه غنچه ای پرپر شد
تیری ز جفا، نشانه بر پیکر شد
باقر که در انتظار مولایش بود
مهمان عزیز رهبرش حیدر شد
                          (غلامرضا کیا(طالب))
زندگینامه شهیدمحمد باقر کیادربندسری

محمد باقر آخرین فرزند از خانواده مومن و زحمتکش و پر جمعیتی است که در 29 شهریور سال 1342 در تهران دیده بجهان گشود. پدرش مرحوم حاج رمضان سالها کارگر معدن زغال سنگ شمشک بود و علاوه بر تحمل کار در اعماق تونل های زغال سنگ به کار کشاورزی هم مشغول بود وبسختی هزینه ده سر عائله را فراهم میکرد. تا اینکه به پیشنهاد یکی از بزرگان دربندسر در سال 1341به محله دزاشیب شمیران مهاجرت کرده ودر باغ بزرگ(بنکدار) مشغول به کار و زندگی شد.
یکسال پس از حضور در تهران خداوند فرزندی به مرحوم حاج رمضان و همسرش عنایت کرد که نام او را محمد باقر نهادند.این شهید عزیز دوران ابتدایی را در مدرسه میرکلای محله دزاشیب شمیران گذراند . وعلاوه بر تحصیل ، در کارگاه نجاری برادرانش با اصول نجاری و درودگری آشناشد. محمد باقر بعد از گذراندن دوران راهنمایی در یکی از مدارس راهنمایی آن محل علی رغم هوش و استعداد زیاد حاضر به ادامه تحصیل نشد وبعلت علاقه زیاد به نجاری در گارگاه برادران خود مشغول بود تا بتدریج به یک نجارحرفه ای تبدیل شد.باشروع نهضت انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) و آغاز تظاهرات و راهپیمایی های اعتراضی علیه حکومت طاغوت هرچند در منطقه شمیران کمتر انعکاس داشت ولی محمد باقر در راهپیمایی های مرکز شهر شرکت میکرد و باتفاق دوستان خود و به وسیله موتور سیکلت شخصی خود اعلامیه ها و اطلاعیه های نهضت را درمنطقه دزاشیب و شمیران پخش میکرد تا جاییکه چندین بار مورد تعقیب ماموران ساواک قرار گرفت وهربار با توجه شناخت کوچه پس کوچه های آن محل از چنگ ماموران میگریخت تابتدریج اعتراضات همه گیر شد و نهضت انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.
شروع جنگ تحمیلی نیز از عرصه هایی بود که جوانان آنروز ایران را متوجه وظیفه بزرگ حراست از کیان اسلامی کرد .و محمدباقر هروقت تصمیم به اعزام میگرفت بعلت حضور متعدد برادران خود در مناطق عملیاتی با مخالفت پدر و مادر روبرو میشد. تا اینکه فرارسیدن زمان خدمت سربازی این فرصت را برای او فراهم آورد.
محمد باقر برای انجام خدمت مقدس سربازی به لشکر 77 خراسان اعزام شد و بعداز گذراندن دوره های آموزش بادیگر همرزمان به منطقه عملیاتی شلمچه اعزام شد ودر عملیات های مختلف شرکت کرد تا اینکه در تاریخ 15 آذر61 بر اثر اصابت ترکش گلوله های دشمن از ناحیه شکم به شدت مجروح  و پس از انتقال به پشت جبهه سرانجام برای ادامه درمان به بیمارستان شهدای تجریش و سپس به بیمارستان امام خمینی(ره) اعزام و بستری گردید. ولی مداوا در این بیمارستانها میسر نشد تا اینکه روح این جوان مومن و خداجو در تاریخ 7 بهمن 61 به ملکوت اعلا پرواز کرد. و پیکر پاکش در گلزار شهدای امامزاده علی اکبر(ع) چیذر بخاک سپرده شد. روحش شاد.
منبع: کتاب سو
@shahedan_shahr

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن ۱۴۰۰ساعت ۱۱:۵۲ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |