|
*بخوانید: یک شرکت بزرگ سوئدی قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی را برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت! پرسش این بود؛ شما در یک شب طوفانی سرد زمستانی، در حال رانندگی از خیابانی هستید، ناگهان در حال عبور کردن ، به یک ایستگاه اتوبوس نزدیک می شوید! سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند؛ شما می توانید تنها یکی از این سه نفر را برای سوار نمودن انتخاب کنید!!! قاعدتاً ، این آزمون نمیتواند نوعی تست شخصیت باشد، زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد! پیرزن در حال مرگ است، شما باید او را نجات دهید هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مُرد! شما باید پزشک را سوار کنید زیرا او قبلاً جان شما را نجات داده و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید! شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست بدهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید! از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، تنها شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود: پاسخی زیبا و سرشار از متانتی که ارائه شد، گویای بهترین پاسخ است و مسلماً همه می پذیرند که پاسخ فوق، بهترین پاسخ است! اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فکر نمی کند؟! چرا؟!!! زیرا ما هرگز نمی خواهیم داشته ها و مَزیت های خودمان را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم!!! اگر قادر باشیم
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۰ساعت ۶:۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
|