یا به جایی خبر مرگ پسر را نبرید
یا که بردید به تشییع، پدر را نبرید
پدری داغ جوان دید ملامت نکنید
روی زانو اگر افتاد شکایت نکنید
چونرمق نیست تکانی بدهد پایش را
پس بگیرید همه زیر بغلهایش را
نکند ناله که زد طبل برایش بزنید
جلوی چشم همه زشت صدایش بزنید
آی مردم جگر سینه زنان غم دارد
غم سنگین شب هشت محرم دارد
غم آن لحظه که ارباب به شهزاده رسید
ولدی گفت نشست و ز جگر ناله کشید
ای جوانمرد، جوانمرگ شدی یا نشدی؟
پیش پای پدر خویش چرا پا نشدی
داغ سنگین تورا شانهی من تاب نداشت
تشنه بودی، پدر تشنهی تو آب نداشت
قوت چشم تر من، کمرم را نشکن
حرمت ریش من و اهل حرم را نشکن
نیزه نگذاشت که آه تو به پایان برسد
جان به لبهای تو ای محتضر آسان برسد
ماندهام با تو و اینگونه گرفتار شدن
رشته رشته شدهای مثل عبای تن من
زخمهای تنت از موی سرت بیشتر است
بردن پیکر تو کار هزاران نفر است
چشم زد قامت طوبای تورا چشم حسود
پای جسم تو میافتادم اگر عمه نبود😭
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۰ساعت ۲:۲۴ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|