|
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
شصت و شاهد هر دو دعوای بزرگی می کنند پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است
آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون آن یکی شمشیر گردد،دیگری نعل خر است
گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن روی دریا کف نشیند،قعر دریا گوهر است...
"صائب_تبریزی"
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۰ساعت ۸:۲۱ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
|