همیشه فکر می کردم اگه یه روزی بخوام

 

با آقا حرف بزنم کلی حرف دارم، کلی واسش

 

درد و دل می کنم، کلی از لحظه های

 

تلخ و تنهایی که کشیدم بهش می گفتم اما الان

 

که می خوام یه نامه به آقا بنویسم

 

نمی تونم، نمی دونم چی بگم فقط اشکه که

 

داره از چشمام میاد پایین...


 

آقا سلام


آقاجون می دونم کار خودتون بود که من گناه کار

 

 رو که مدت ها بود ازتون خیلی خیلی فاصله

 

گرفته بودم به شیوه ی خودم باهام ارتباط برقرار

 

 کردین این بار تو دنیای مجازی.

 

این نهایت بزرگواری شماست که هنوز بر خلاف

 

اینکه من شمارو از یاد بردم شما من حقیر و گناه کار

 

 رو از یاد نبردین و به یاد من هستین،

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر ۱۳۸۹ساعت ۶:۲۵ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |