💫کجاها نباید خندید !

 

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند

به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده

به دستان پدرت

به جارو کردن مادرت

به راننده ی چاق اتوبوس

به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد

به راننده ی آژانسی که چرت می زند

 

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان

 

نخند که دنیا ارزشش را ندارد

که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:

آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.

آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند

بار می برند.

بی خوابی می کشند.

کهنه می پوشند

جارو می زنند.

سرما و گرما را تحمل می کنند.

و گاهی خجالت هم می کشند

 

خیلی ساده

هرگز به آدم هایی که تنها پشتیبانشان "خدا"ست، نخند!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹ساعت ۱۰:۸ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |