پيرمرد هر بار كه می خواست اجرت

پسرک واكسی كر و لال را بدهد،

جمله‌ای را برای خنداندن او بر روی

اسكناس می نوشت.

اين بار هم همين كار را كرد.

پسرک با اشتياق پول را گرفت و

جمله‌ای را كه پيرمرد نوشته بود، خواند.

روی اسكناس نوشته شده بود: وقتی

خيلی پولدار شدی به پشت اين اسكناس نگاه كن.

پسر با تعجب و كنجكاوی اسكناس

را برگرداند تا به پشت آن نگاه كند.

 

پشت اسكناس نوشته شده بود:

كلک، تو كه هنوز پولدار نشدی!

پسرک خنديد با صدای بلند؛ هر

چند صدای خنده خود را نمی‌شنيد ...

 

"اگر می خواهی خوشبخت باشی

براي خوشبختی ديگران بكوش"

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۹ساعت ۵:۲۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |