|
درادامه راه به دوراهی اوشان و فشم میرسیم که این محل
ازجمله قسمت های جاده تهران فشم است که اخیرا دو بانده
شده و تردد درآن براحتی صورت می گیرد.
اگر چه راه ما دراین سه راه از اوشان جدا می شود. ومی
بایست به طرف فشم ادامه طریق دهیم ولی علاقه مندان
به آشنایی با منطقه یادآور می شوم که در ادامه راهی که
به سمت اوشان می رود علاوه براین روستا که حالا دیگر بخشی
از شهر قصران محسوب می شود به آبادی های ایگل،باغگل و آهار
می رسیم واگر همچنان به راهشان با پای پیاده ادامه دهندو از
میان باغ های گیلاس آهار خواهند گذشت بعد از ساعتی به
امامزاده ای که به واسطه آب گوارای اطراف آن به شکرآب معروف است
می رسند. تأمل و درنگ و زیارت دراین محل روح وروان خستگان از
شهرنشینی را جلای دیگری خواهد داد. درمورد این محل ها هم این
نکته قابل توجه است که باز به دلیل حفظ بافت بومی تاحدود
زیادی فرهنگ گذشتگان دراین محل باقی مانده و مخصوصا
اهالی آهار کمتر بیگانگان را درون بافت روستا اجازه اقامت دادند.
بعلاوه که بیشر مردم آهار با ایجاد کارگاه های کوچک و بزرگ
کفش دوزی و تراشکاری سهم زیادی درجلوگیری از مهاجرت ساکنین
بخصوص جوانان به تهران داشته اند . اگر چه این امر دراین مناطق
نیز به طور کامل نبوده و هم شاهد حضور بیگانگان و هم شاهد
مهاجرت مردم محل به تهران هستیم واینها همه دلایل خاصی دارد
که قبلا ذکر آن گذشته و ازتکرار آن پرهیز می نماییم.
بعد از سه راه اوشان درادامه راه به مهمترین محل دررودبار
قصران که مرکز بخش و محل اجتماع تمامی ادارات و دوایر دولتی
و خصوصی منطقه است می رسیم . فشم برای بیشر ایرانیان
نامی آشنا و جذاب است این روستای بزرگ به همراه اوشان
و میگون هم اکنون علاوه بر مرکز بخش بودن به عنوان شهر قصران
نیز درتقسیم بندی کشوری محسوب می شود
دروسط شهر قصران یا همان فشم به میدانی جدیدالتأسیس
می رسیم که دو راهی برای تقسیم مراجعه کنندگان به سمت
روستا های لالان و زایگان و آبیک و روته درسمت راست و میگون
و شمشک و دربند سر درسمت چپ می باشد.
به مثابه تقسیمات شهری درتقسیمات جغرافیایی نیز فشم درنقطه
تلاقی دورود بزرگ قرار دارد که آبهای نسبتا زیادی که از دو سرچشمه
اصلی یعنی دره زایگان و دره دربندسر سرازیر شده اند دراین محل
به یک رود پر آب تبدیل می شوند که از ابتدا تا انتها مهمترین دلیل
آبادانب منطقه رودبار قصران و سپس لواسانات پشت سد مهم لتیان
جمع شده و آب شرب بخش شرقی تهران و مناطق پایین دست سد
را فراهم می سازد. واین نکته دیگری است از اهمیت منطقه از
حیث آب و محیط زیست که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته
و دلیل این ادعا ساخت و ساز های بی شمار و احیانا خارج از قدرت
مدیریت مسؤلان است. ویا به واسطه درامد فعلی اثرات بعدی آن
نادیده انگاشته می شود و این بلای روزافزون گیربانگیر تمامی آبادی ها
و روستا ها ی منطقه شد.
برای رسیدن به دربند سر لاجرم می بایست جاده سمت چپ میدان
فشم را انتخاب کنیم و بعد از مسافتی به میگون می رسیم .
ورودی میگون تندیسی از کوهنورد نصب شده که بیانگر استعداد بالای
منطقه دراین زمینه می باشد. وبعد از آن به میدان اصلی آن می رسیم.
میگون از لحاظ وسعت و جمعیت شاید بزرگترین آبادی منطقه باشد که
خود به تنهایی قابلیت شهر شدن را دارد که محله های گوناگون و
مردمانی پرکار و تلاش دارد بیشتر میگونی ها اقامت دائم درآن را
بر مهاجرت به شهر را ترجیح دادند والبته اکثریت آنها درتهران نیز
مکانی برای زندگی خود و یا فرزندانشان دارند. به هر حال جای
خوبی است برای زندگی بی دغدغه شهری که همچون فشم از
امکانات خوبی نیز برخوردار است.
به راهمان همچنان ادامه می دهیم با این تفاوت که هرچه پیش
می رویم مظاهر طبیعی برایمان چشم نوازتر و برای تازه واردان
جذاب تر و کمی هم ترسناک می شود . چراکه گذر از خیابانی
که از میان صخره های بلند و پر پیچ وخو عبور کرده و در مناطقی
از زیر تاقدیس های صخره ای هم باید عبور کرد درعین اطمیان
از استواری آن کمی دلهره آور هم می باشد.
این منطقه که کمتر از دوکیلومتر می شود بهترین مکان برای صخره
نوردی درتابستان و یخ نوردی درزمستان می باشد که گروه هایی
هم درفواصل مختلف به این کار مشغول هستند و حتی مدارس
تعلیم وآموزش رسمی هم برای اینکار ایجاد شده است.
یکی دیگر از مناظر طبیعی منطقه میگون غاری است زیر زمینی
و طولانی بنام " هملون" که همه ساله غارنوردان و کوهنوردان
حرفه ای را به سمت خود جذب می کند. وبا کمی تبلیغ و هزینه
برای معرفی و دسترسی به آن، امکان جذب توریست و گردشگر
داخلی و خارجی را هم می تواند فراهم ساخت.
یکی دیگر از کارهای خوبی که درچند ساله اخیر درهمین منطقه
صخره ای صورت گرفت ایجاد دو باب رستوران در دل صخره هاست
که بواسطه نو بودن و بکر بودن فضای ایجاد شده همه روزه پذیرای
میهمانان زیادی است . البته تنگی معبر و نبود پارکینگ از یک طرف
و احساس آزادی و بی بند وباری برخی از مراجعین محیط منطقه
آلوده و مزاحمت زا شده است. واصل این ابتکار خوب را زیر
سؤال برده است.به هر حال اگر ازمیان این صخره ها و
خودروهایی که برای استراحت دررستوران کوهستان عبور کردید
به فضای باز تری مس رسید که دروهله اول تلاش ماشین آلات
سنگین برای جمع آوری و تهیه سنگ از دل صخره ها را مشاهده
می کنید که درعین کارآفرینی برای صاحبان و شاغلان آن
درآمدزا هم می باشد .با کمی پیشروی به روستای کوچک
و زیبای جیرود می رسیم . با اینکه این آبادی از لحاظ جغرافیایی
و فرهنگی و اقلیمی جدای از شمشک قرار گرفته همیشه این
تعجب را برای من بوجود می آورد که چرا خودشان را جزئی
از شمشک می دانند. اگرچه از فواید آن غافل نیستم ولی همیشه
دوست داشتم این روستا را مستقل از شمشک ببینم . با این همه
اکنون پیوندی ناگسستنی میان این روستا و شمشک وحتی
دربندسر وجود دارد که این قرابت میان آبادی های همسایه
درهمه جای دنیا غیر قابل انکار است.
بعد از جیرود وباغ های زیبای کنار جاده به روستای کوچک دورود
می رسیم و درکنار آن به دوراهی برخورد می کنیم که مسیرمان
را از جاده اصلی جدا می سازد . ادامه جاده درسمت راست مارا به
شمشک و پیست اسکی معروف آن می رساند . البته شهرت
شمشک قبل از آنکه به پیست اسکی قدیمی آن مربوط باشد
به معادن زغال سنگ آن ربط دارد چراکه این معادن به همراه
معادنی که دردربند سر و منطقه گاجره فعال بودند، درسال های
جنگ جهانی دوم موتور محرکه متفقین را به حرکت درمی آورد
و چند دهه بعد از آن کوره های کارخانجات ذوب آهن و دیگر صنایع
که با زغال سنگ کار می کردند روشن نگه می دارند . بسیاری از
مردم بخصوص قدیمی ها معتقدند امتداد جاده از میگون به سمت
شمشک و دربند سر با آن سختی دردوران جنگ جهانی اول که
کمتر دولت وقت به فکر آباد کردن کشور بخصوص این مناطق دورافتاده
به لحاظ وجود همین معادن زغال سنگ بود . از همه آن معادن فعال
امروزه تنها یک معدن روبروی روستای جیرود فعال است .که آن هم
توان اشتغال زایی برای مردم منطقه را ندارد و صد البته مردم بومی
نیز بواسطه ظلمی که درآن سالهای کار درمعدن از سوی خوانین و
صاحبان معادن به آنها رواشده است به طور کامل تمایلی به کار
درمعدن از خود نشان نداده اند .
آنگونه که استنباط می شود تمامی کارگران همین معدن فعال هم
از خارج از منطقه اعزام شده اند. درآن سالها البته بواسطه گستردگی
کار سیل کارگران مهاجر که اغلب از ترک ها و آذری زبان هابودند به
سمت منطقه روان شدند و به همین منظور اقامتگاه های زیادی هم
درشمشک برای آنان ایجاد شده بود . حضور این حجم از کارگران
غیر بومی نیز تأثیرات مثبت و منفی زیادی در فرهنگ بومی داشت .
به طور مثال برخی از آنها با ازدواج دراین محل ، ترک وطن کرده و
دراینجا ماندگار شدند و یا با اقامت طولانی خود و خانواده درحال
حاضر جزئی از مردم منطقه شده اند.
قرابت و نزدیکی زیادی میان مردم شمشک و دربند سر وجود دارد .
به گونه ای که امروزه بسیاری خانواده های دو روستا به صورت
سببی ونسبی ارتباط فامیلی برقرار کرده و دربسیاری از محافل و
مجالس به صورت مشترک همدرد و همنوا می باشند. از این
حیث فرهنگ و تاریخی مشترک دارند.
به این ترتیب بخش های زیادی از مسائلی که درمورد دربند سر
التماس دعای خیر
+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد ۱۳۹۲ساعت ۲:۲۰ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد
|
|