▫️من از شبهای تاریک بدون ماه می ترسم
▪️نه از شیرو پلنگ، از این همه روباه میترسم 

▫️من از صد دشمن دانای لامذهب نمیترسم
▪️ولی از زاهد بی عقلِ نا آگاه میترسم 

▫️پی گمگشته ام در چاه نادانی نمی گردم 
▪️اصولا من نمیدانم چرا از چاه میترسم  

▫️اگر چه راه دشوار است و مقصد ناپدید اما
▪️نه از سختی ره از سستی همراه میترسم

▫️من از تهدیدهای ضمنی ظالم نمیترسم 
▪️من از نفرین یک مظلوم،از یک آه میترسم

▫️من از عمامه و تسبیح و تاج و مسند شاهی 
▪️اگر اُفتد بدست آدم خودخواه میترسم

▫️من را از جنگ رو در روی در میدان گریزی نیست
▪️من از قداره بندان مریدِ شاه میترسم

▫️نمیترسم ز در گاه خدای مهربان، اما
▪️ز برخی از طرفداران این درگاه میترسم

▫️چو کیوان بر مدار خویش میگردم
▪️ولی از دوستان آب زیرِ کاه می ترسم

🔖شعر از : کیوان هاشمی

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۸ساعت ۶:۲۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |