دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد......



دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!!



ولی هیچوقت نفهمیدند



کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا!.....



یک هفته در تب ســـــــوخت .....


این زنــدگی قشنــگ من مــال شما

ایـــام سپیـــد رنـگ مـن مــال شما

بـابـای همیشـه خوب مـن را بدهیـد

این سهمیه های جنگ من مال شما....



+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ساعت ۸:۲۱ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 


یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ...

مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...

طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد ...

مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ...

اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ...

مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره ...

توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...

مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت ...

مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...

مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت!

بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم!

نتیجه اخلاقی : در همه حال منصفانه رفتار کنیم و بی جهت تلاش مذبوحانه نکنیم !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ساعت ۱۱:۲۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 


عده ای با نامتان نان می خورن          ای شهیدان خونتان را می خورن



جنگ رفت و شهر ما تاریک شد                راه وصل عاشقان باریک شد



شما رفته مردم ریایی شدند                   و برخی دگر شیمیایی شدند



نه ان شیمیایی که در جنگ بود          نه ان گاز سمی که بی رنگ بود



همانان که رنگ ریا می زنن         همانان که بر سینه سنگ خدا میزنند



همانان که یادی زدین می کنن                   فضا را پر از ادکلن می کنن



به یک چک رشوه خور میشوند            به یک حکم مسئول کل میشوند



همانان که در بی حجابی تکند                     سزاوار یک قبضه نارنجکند



به سنگ تهاجم محک می شوند               به مثل عروسک بزک میشون



از اینها بپرسید که مهران کجاست     شلمچه حلبچه فاو مریوان کجاست؟



از اینها بپرسید همت که بود ؟                 از این ها بپرسید باکری که بود ؟



از این ها بپرسید که بابایی که بود؟         رجایی حسنپور اللهیاری که بود ؟



کسی فکر گلهای این باغ نیست             کسی مثل ان روزهای داغ نیست



همه ناگهان عافیت خو شدند             به یک شب از این رو به ان رو شدند



کسی بر شهیدان سلامی نگفت                      رضای خدا را کلامی نگفت



بیایید مردم که بهتر شویم                          در این ابشار خدائی تر شویم



بیایید تجدید پیمان کنیم



نگاهی به قبر شهیدان کنیم



شادی روح امام و شهدا صلوات




موضوعات مرتبط: دفاع مقدس- شهدا، شعر و مداحی
برچسب‌ها: شعر, دفاع مقدس, شهدا, شعر دفاع مقدس, شعر شهدا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ساعت ۱۰:۱ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

ز لیلایی شنیدم  یا علی گفت     به مجنون چون رسیدم یا علی گفت


مگر این وادی دارالجنون است        که هر دیوانه دیدم یا علی گفت


نسیمی غنچه ای را باز می کرد         به گوش غنچه کم کم یا علی گفت


چمن با ریزش باران رحمت             دعایی کرد و او هم یا علی گفت


یقین پروردگار آفرینش                  به موجودات عالم یا علی گفت


دلا بایست هر دم یا علی گفت          نه هر دم بل دمادم یا علی گفت


به هر روز و به هر شب یا علی گفت     
به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت


خمیر خاک آدم را سرشتند            چو بر می خواست آدم یا علی گفت


علی در کعبه بر دوش پیمبر               قدم بنهاد وآن دم یا علی گفت


عصا در دست موسی اژدها گشت            کلیم آنجا مسلّم یا علی گفت


ز بطن حوت ، یونس گشت آزاد         ز بس در ظلمت یم یا علی گفت


به فرقش کی اثر می‌کرد شمشیر            شنیدم ابن ملجم یا علی گفت


مگر خیبر ز جایش کنده میشد              یقین آن دم علی هم یا علی گفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ساعت ۱۰:۳۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

در پیست اسکی از خود محافظت کنیم
اسکی کردن در ارتفاعات فعالیتی پرتنش و پراسترس به شمار می رود. فعالیت زیاد در ارتفاع از طرفی و عکس العمل های ناگهانی و سرعت بالای این فعالیت از سوی دیگر موجب می شود تا بدن متحمل فشارهای زیادی شود. این مساله می تواند باعث وارد آمدن آسیب های جسمی شود. مصدومیت های ناشی از ورزش اسکی به گونه های مختلفی تقسیم می شود.
● خستگی
خستگی یکی از عوامل مهم است که در بسیاری از ورزش ها به آسیب های جسمی برای ورزشکار می ا نجامد. خستگی باعث می شود که سطح مهارت های فرد کاهش یابد و نهایتا شرایطی را به وجود می آورد که کنترل او را در انجام عکس العمل های مناسب مختل می کند. در پرداختن به اسکی نیز مانند هر ورزش دیگری شما نیاز دارید تا بدنتان از قبل آماده شده باشد. ذیلا مواردی را ذکر می کنیم که به شما کمک خواهد کرد تا بهتر و مسلط تر به اسکی بپردازید.
● تمرینات هوازی (آیروبیک)
تمرینات و نرمش های هوازی برای بالا بردن سطح آمادگی جسمی بسیار ضروری است. یک اسکی باز حداقل سه نوبت در هفته و به مدت سی دقیقه نیاز دارد تا به فعالیت های هوازی بپردازد. این تمرینات باید به میزان شصت تا هفتاد درصد سرعت ضربان قلب را به مدت سی دقیقه بالاتر ببرد. اسکی باز باید این را در نظر داشته باشد و هرچه این تمرینات در ارتفاع بیشتر از سطح دریا و فشارهوای کمتر انجام شود، موثرتر و به شرایط بدن در حالت اسکی نزدیک تر خواهد بود.
● قدرت ماهیچه ها
بالا بردن توان ماهیچه های پا ریسک صدمات ناشی از اسکی را کم می کند. عضلات ساق، چهارسر ران و بالای ران بسیار مهم هستند. تا جای ممکن باید به انجام تمریناتی پرداخت که به تقویت این گروه ماهیچه ای کمک کند. از طرف دیگر ماهیچه هایی که به ایستایی بدن فرد کمک می کند (ماهیچه های ناحیه شکم، کمر و لگن) نیز مهم هستند. این امر به اسکی باز امکان می دهد که بر روی حرکات بدن خود کنترل داشته باشد و بتواند انتقال نیروی موثری بین پاها و بالاتنه اش داشته باشد.
● انعطاف
انعطاف بدن اسکی باز بسیار مهم است و مانع از آسیب های جسمی می شود. قبل از اسکی، باید حرکات کششی را انجام داد و بعد از تمام شدن آن نیز باید به حرکات کششی پرداخت.
● تعادل و چابکی
این دو مولفه برای بهتر و زیباتر اسکی کردن باید مورد توجه قرار بگیرد و تقویت شود. ترکیب این دو توانایی در کوهستان شما را به اسکی بازی متمایز نسبت به دیگران تبدیل می کند.
● تغذیه
قرارگرفتن در ارتفاعات نیاز بدن را به هیدروکربن ها به عنوان منبع انرژی بدن افزایش می دهد. بنابراین جبران و جایگزینی انرژی در ارتفاع باید به همان میزان افزایش پیدا کند تا بدن سوخت وساز بدن کاهش نیابد و سطح هوشیاری و توانایی ماهیچه ای فرد هم دچار رکود نشود.

کاهش کربوهیدرات های مورد نیاز بدن باعث سنگینی ماهیچه ها و تحلیل بدنی و تخلیه زودهنگام انرژی اسکی باز می شود. آنچه برای تغذیه در ارتفاعات قبل از پرداختن به اسکی توصیه می شود غذاهایی مانند نان، پاستا، نودلیت، سیب زمینی، برنج، ماست و کشک و میوه هایی مانند موز است.

کاهش آب بدن و پایین آمدن سطح قند خون نیز از عوامل شایعی است که در هنگام فعالیت های شدید در ارتفاعات بروز می کند. مساله ای که در صورت کوتاهی و سهل انگاری می توانند خطرات بسیار جدی به همراه داشته باشد. استفاده از نوشیدنی های متداولی که ورزشکاران استفاده می کنند می تواند از بروز این خطر جلوگیری کند.
● الکل
مضرترین و به عبارتی خطرناک ترین چیزی که یک اسکی باز می تواند مصرف کند الکل است. الکل علاوه بر اینکه سطح هوشیاری و سرعت عکس العمل را پایین می آورد، باعث کاهش آب بدن و اتلاف دمای بدن می شود و خطرات بسیار جدی را برای اسکی باز رقم خواهد زد.
● پشگیری از خستگی
اسکی باز باید از میزان واقعی توانایی خود آگاه باشد و مسیر و زمان واقع بینانه ای را برای خود انتخاب کند. تن دادن به فعالیتی که بیشتر از حد ظرفیت بدنی اسکی باز است، کاری پرریسک به حساب می آید. در اسکی حتما زمان های مرتبی را به استراحت و تجدید قوا اختصاص دهید و در نظر داشته باشید اسکی ورزشی نیست که بخواهید در آن قدرت بدنی خود را با قعالیت بی وقفه و سنگین به دیگران ثابت کنید.
● صدمات
اسکی نیز مانند هر ورزش دیگرخالی از ریسک آسیب دیدگی و صدمات جسمی نیست. یک اسکی باز باید به انواع آسیب های محتملی که او را تهدید می کند و روش های کاهش احتمال این پیشامدها آگاه باشد. آسیب دیدگی های ورزش اسکی با توجه به تغییر سن افراد تغییر می کند. به عنوان مثال ریسک صدمات ماهیچه های ران یا آسیب های ساق در افراد بالای ۳۰ سال کاهش می یابد؛ در عوض احتمال صدمات زانو با بالا رفتن سن بسیار افزایش پیدا می کند. با این وجود آسیب دیدگی در دوره سنی ۷ تا ۱۷ سال، بالاترین آمار را به خود اختصاص داده است. همچنین درصد آسیب دیدگی مردان نسبت به زنان بیشتر است.
● آسیب های زانو
صدمات وارد شده به زانو از شایع ترین آسیب هایی است که اسکی بازان با آن روبه رو می شوند. تقریبا ۴۰ درصد صدمات جسمی اسکی مربوط به آسیب دیدگی های زانو می شود و این امر می تواند به کاهش توانایی فرد در این ورزش بیانجامد یا نهایتا فرد با دنیای اسکی خداحافظی کند. با توجه به اینکه نیروی زیادی از طریق ماهیچه های پا به بدن اسکی باز منتقل می شود، نقش زانوها در برقرار کردن تعادل و ارتباط در این انتقال نیرو بسیار پررنگ می شود. از این رو زانوها در معرض ریسک بالای آسیب پذیری قرار می گیرند.
● آسیب های سر و صورت
تقریبا ۲۰ درصد از صدماتی که در اسکی به فرد وارد می شود مربوط به ناحیه سر و صورت می شود. این میزان در دوره سنی ۷ تا ۱۷ سال به ۵۰ درصد موارد آسیب دیدگی ها می رسد.
● آسیب های شانه
آسیب دیدگی شانه ها نزدیک به ۱۰ درصد موارد گزارش شده را شامل می شود. در رفتگی یا آسیب های مفصل موارد شایعی است که برای شانه ها ممکن است پیش بیاید که بر اثرسقوط یا افتادن اسکی باز رخ می دهد.
●آ سیب دیدگی شست ها
صدماتی که به شصت افراد وارد می شود در بین کسانی که به تازگی اسکی را شروع کرده اند بیشتر رخ می دهد. این مساله غالبا به خاطر گرفتن غیراصولی و ناصحیح چوب دست به وقوع می پیوندد. هنگامی که شست به دور چوب دست حلقه شده باشد و اسکی باز در شیب یا چاله ای پیش بینی نشده بیفتد که ممکن است به دررفتگی انگشت یا کشیده شدن و پاره شدن تاندوم های آن بیانجامد.
خلاصه نکته های اسکی عبارت است از ترکیبی از:آمادگی جسمانی، تجهیزات استاندارد، احترام به طبیعت و شناخت شرایط کوهستان، آگاه بودن به ظرفیت ها و تواناهی های فردی، تغذیه مناسب، انتخاب کفش مناسب، رعایت برنامه استراحت در طول اسکی و هوشیاری درباره کاهش ریسک صدمات احتمالی.

منبع: donya e eqtesad.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ساعت ۱۱:۲۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن



موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود



بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن



پرستار پرسید چی شده ؟



با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید :



نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟



پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟



در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد :



خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه



شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم .



و باز گریه کرد



از پنجره به بیرون نگاه کردم



آسمون هم تاب شنیدن نداشت . شروع کرد به باریدن



منبع: http://www.afsaran.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ساعت ۹:۲۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

خدا را شکر که مهمان حسینیم


به لطف تو سر خوان حسینیم


خدا را شکر هیئت خانهء ماست


پذیرای محبــــــان حسینیم


ز طفلی شیر با عشق تو خوردیم


و حالا مـرد میــــدان حسینیم


طعـام روضه هــا در ما اثـر کرد 


نمک پـرورده نـــــان حسینیم


اگر مؤمن شدیم از رحمت اوست


مسلمانان ، مسلمـــان حسینیم


همین که سینه زن هستیم، یعنی؛


وفــاداران پیمـــــــان حسینیم


میــــان روضــــهء جــدّ غریبـت


به همراه تو گریـــــان حسینیم 


فـراق کربــلا بی طــــاقتم کرد


ببین بیمار هجــــران حسینیم


بیا مــا را ببر تـــا محضـر یـــار


که محتاجان درمــان حسینیم


خوشا آنان که سر دادند و گفتند؛


تن بی سـر ز یـــاران حسینیم


التماس دعاي خير

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ساعت ۹:۲۳ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

دانشگاه انتظار بعد از 1300 سال همچنان دانشجو می پذیرد , متاسفانه این دانشگاه


هنوز 313 فارغ التحصیل هم نداشته است , این دانشگاه در تمام شبانه روز از شما آزمون



به عمل می آورد . مدارک لازم برای ثبت نام :



1. نماز اول وقت


2 . ولایت مداری


3 . دائم الوضو بودن


4 . دلی پر از ثواب و قلبی آکنده ازیاد خدا داشتن


5 . پرهیز از گناه


به امید قبولی همه ی ما در این دانشگاه



«اللهم عجل لولیک الفرج»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ساعت ۹:۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 


ادعیه‌ها و اذکار بعد از نمازهای فرض:

أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ (یقولها ثَلاثًا).

از خدا آمرزش می‌طلبم (سه بار).

اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلامُ وَمِنْکَ السَّلامُ تَبَارَکْتَ یَا ذَا الْجَلالِ وَالإکْرَامِ (۳).

خدایا تو سلامى و سلامتى از توست؛ بسیار با برکتى تو اى صاحب بزرگى و بخشایش.

 

لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ، لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ، لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَلا نَعْبُدُ إِلاَّ إِیَّاهُ، لَهُ النِّعْمَةُ وَلَهُ الْفَضْلُ وَلَهُ الثَّنَاءُ الْحَسَنُ، لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَلَوْ کَرِهَ الکَافِرُوْنَ (۲).

معبودی به حق نیست مگر خدای یکتا؛ یگانه است، شریکى ندارد، پادشاهى از آن اوست و ستایش از آن او. و او بر هر چیز تواناست، توانایى و قدرتى در دوری از گناه و در پایداری بر طاعت نیست، مگر با یاری خدا. معبودی به حق نیست مگر خدای یکتا؛ جز او کسى را نمى‌پرستیم و نعمت و احسان و مدح و نیکویى، از آن اوست معبودی به حق نیست مگر خدا، عبادت ما خالص برای اوست، هر چند کفار را خوش نیاید.

.

لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ، اللَّهُمَّ لا مَانِعَ لِمَا أَعْطَیْتَ وَلا مُعْطِیَ لِمَا مَنَعْتَ وَلا یَنْفَعُ ذَا الْجَدِّ مِنْکَ الْجَدُّ (۳).

نیست معبودی به حق، مگر خدای یکتا. شریکى ندارد، پادشاهى از آن اوست و ستایش از آن او. و او بر هرچیز تواناست. الهى! بازدارنده‌اى نیست از آن چه خواهى عطا فرمایى و نه دهنده‌ای از آن چه خواهى منع نمایى. و توانگری سود ندهد نزد تو توانگرىاش را.

.

افرون بر آن چه گفته شد، دعاهاى زیر را ده بار پس از نماز صبح و مغرب، تکرار مى‌کند:

لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، یُحْیِی وَیُمِیتُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ)) بعد الفجر وکذلک بعد المغرب، عَشْرَ مَرَّاتٍ(۴).

نیست معبودی به حق مگر خدای یکتا، شریکى برای او نیست، پادشاهى از آن اوست و ستایش از آن او. زنده مى‌کند و مى‌میراند و او بر هر چیز قادر است.

.

یُسَبِّحُ اللَّهَ ثَلاثًا وَثَلاثِینَ وَیحَمَِدُ اللَّهَ ثَلاثًا وَثَلاثِینَ وَیُکَبِّرُ اللَّهَ ثَلاثًا وَثَلاثِینَ، فَتْلِکَ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ، ثمّ یقولُ تَمَامَ الْمِائَةِ: لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (۵).

۳۳بار سبحان الله، ۳۳بار الحمد لله و۳۳ بار الله اکبر مى‌گوید که روی هم ۹۹بار مى‌شود. سپس با گفتنِ (لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ) عددِ (۱۰۰) را کامل مى‌کند.

.

سپس آیَةَ الکرسِیِّ مى‌خواند: اللَّهُ لاَ إِلَهَ إلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَوودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ(۲۵۵) [البقرة/ الآیة ۲۵۵](۶).

خدای یکتاست که جز او خدایى نیست، زنده و پاینده است، هرگز او را کسالت خواب فرا نگیرد، تا چه رسد که به خواب رود، اوست مالک آن چه در آسمان‌ها و زمین است، که را جرأت است که در پیشگاه او به شفاعت برخیزد مگر به فرمان او، علم او محیط است به آن چه پیش نظر خلق آمده است و آن چه سپس خواهد آمد و خلق به هیچ مرتبه‌ی علم او احاطه نتوانند کرد، مگر به آن چه او خواهد؛ قلمرو علمش ازآسمان ها و زمین فراتر و نگهبانىِ زمین و آسمان بر او آسان و بى‌زحمت است، چه او دانای بزرگوار و توانای باعظمت است.

.

سپس با این سوره‌ها به پایان مى‌رساند: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(۱) اللَّهُ الصَّمَدُ(۲) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ(۳) وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ(۴) [سورة الإخلاص].

ای پیامبر خدا! به کسى که درباره ی صفت پروردگارت از تو پرسید، بگو: الله آن خدای یکتا پاک و منزه از ترکیب و تعداد است، او یکتای یکتاست، خدای یکتاست که همه‌ی بندگان برای انجام و بر آورده شدن نیازهای خود، به او روی مى‌آورند و از او مدد مى‌جویند؛ بى‌نیاز است و مقصود فقط ذات پاک اوست، نزاید و زاده نشود برای اینکه زادن و زاده شدن، نشانه‌ی مخلوق بودن است که محل تغییر و دگرگونى هستند و نباشد برای او همتایى؛ کسى نیست که بتواند همتای خدا باشد، خدا نه مانندی دارد، نه کسى که بتواند در مقابل او قرار گیرد.

.

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ(۱) مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ(۲) وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ(۳) وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ(۴) وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ(۵) [سورة الفلق].

ای پیامبرما بگو: من از شر آفریده‌ها به خدای فروزنده‌ی صبح روشن پناه مى‌برم و از شرّ شبِ تار هنگامىکه در آید و از شرّ زنان افسونگر چون به جادو در گره‌ها بدمند و از شر حسود بدخواه چون آتش رشک و حسد برافروزد.

.

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ(۱) مَلِکِ النَّاسِ(۲) إِلَهِ النَّاسِ(۳)مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ(۴) الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ(۵) مِنْ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ(۶) . [سورة الناس](۷).

ای پیامبر ما بگو: من به پروردگـار آدمیان پناه مى‌برم، پادشاه آدمیان، خدا یکتا معبود آدمیان از شر وسوسه‌ی شیطان، آن شیطان که در دل مردم وسوسه و اندیشه‌ی بد افکند، چه آن شیطان از جنس جن باشد یا از نوع انسان.

سپس مؤمن پس از فراغت از نمازهای صبح و عصر، به ذکرها و دعاهای صبح و شام مشغول مى‌شود، که آن را به طور مشروح إن شاء الله در فصل بعد ذکر خواهم کرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱) مسلم؛ المساجد؛ باب: استحباب الذکر بعد الصلاة وبیان صفته؛ حدیث (۵۹۱) از ثوبان رضی الله عنه. واما چگونگى استغفار: امام الأوزاعی رحمه الله درهمان روایت چنین ذکر کرده‌اند که بگوید: (أستغفر الله، أستغفر الله).

(۲) همان کتاب؛ حدیث (۵۹۴) از عبدالله بن زبیر رضی الله عنه.

(۳) البخاری؛ الأذان؛ باب: الذکر بعد الصلاة؛ حدیث (۸۴۴) از مغیرة بن شعبة رضی الله عنه ومسلم؛ المساجد؛ باب: استحباب الذکر بعد الصلاة وبیان صفته؛ حدیث (۵۹۳) هم از او.

(۴) ثابت بودن آن در سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم سماحة العلاّمة ابن باز رحمه الله در تحفة الأخیار وثابت بودن آن را پس از نماز صبح آورده است. الترمذی در الدعوات؛ باب: فی ثواب کلمة التوحید؛ حدیث (۳۴۷۴) از ابى‌ذر رضی الله عنه. وقال الترمذی: هذا حدیث حسن صحیح غریب . ا هـ . و اما ثابت بودن آن پس از نماز مغرب؛ همچنین در سنن الترمذی؛ الدعوات؛ باب: فی تساقط الذنوب؛ حدیث (۳۵۳۴) از عمارة بن شبیب السبائی رضی الله عنه. وقال أبوعیسی الترمذی: هذا حدیث حسن غریب . ا هـ .

(۵) مسلم؛ المساجد؛ باب: استحباب الذکر بعد الصلاة وبیان صفته؛ حدیث (۵۹۷) از ابى‌هریره رضی الله عنه.

(۶) النَسائی در سنن الکبرى؛ حدیث (۹۹۲۸) و در عمل الیوم واللیلة؛ حدیث (۱۰۰) وهمچنین ابن السنّی؛ حدیث (۱۲۱) .

(۷) أبوداود؛ الوتر؛ باب: فی الاستغفار؛ حدیث (۱۵۲۳) از عقبة بن عامر رضی الله عنه و همچنین الترمذی؛ فضائل القرآن؛ باب: ما جاء فی المعوّذتین حدیث (۲۹۰۳) از او با بسنده و اکتفا کردن به جمله ی (المعوّذتین)


برچسب‌ها: ادعیه‌ها و اذکار

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ساعت ۲:۵۴ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 


همه شب نماز خواندن،همه روز روزه رفتن


همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن


زمدینه تا به کعبه سر وپا برهنه رفتن


دو لب از برای لبیک به گفته باز کردن


شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن


ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن


به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن


ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن


به حضور قلب ذکر خفی و جلی گرفتن


طلب گشایش کار ز کارساز کردن


پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن


گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن


به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن


ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن


به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد


که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن


به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد


که به روی نااميدي در بسته باز کردن


 "شیخ بهایی

 



پیرزنی در خواب , خدا رو دید و به او گفت



))خدایا من خیلی تنهام . آیا مهمان خانه من می شوی ؟



خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد رفت



پیرزن از خواب بیدار شد با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد


رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود پخت


سپس نشست و منتظر ماند.


چند دقیقه بعد در خانه به صدا در آمد
.


پیر زن با عجله به طرف در رفت آن را باز کرد پیر مرد فقیری بود
.


پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهد


پیر زن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست
.


نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا در آمد. پیر زن

دوباره در را باز کرد
.


این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست

تا از سرما پناهش دهد
.


پیر زن با ناراحتی در را بست و غرغر کنان به خانه بر گشت


نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا در آمد
.


این بار نیز پیرزن فقیری پشت در بود
. زن از او کمی پول


خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذا بخرد
.


پیر زن که خیلی عصبانی شده بود با داد و فریاد پیر زن را دور کرد
.


شب شد ولی خدا نیامد پیرزن نا امید شد و رفت که

بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید
.


پیرزن با ناراحتی
گفت:


خدایا مگر تو قول نداده بودی که امروز به دیدنم خواهی اومد ؟((


خدا جواب داد
:


بله من سه بار آمدم و تو هر سه بار در را به رویم بستی


مطالب ارسالی از دوست عزیزم دکتر قاسم نیک زاد


التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ساعت ۳:۲۱ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

سرم را می زنم از بی کسی گاهی به درگاهی

نه با خود زاد راهی بردم از دنیا، نه همراهی

 

اگر زاد رهی دارم همین اندوه و فریاد است

"نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی"

 

غروبی را تداعی می کنم با شوق دیدارش

تماشا می کنم عطر تنش را هر سحرگاهی

 

دلم یک بار بویش را زیارت کرد... این یعنی

نمی خواهد گدایی را براند از درش شاهی

 

نمی خواهم که برگردد ورق، ابلیس برگردد

دعای دست می گویی، چرا چیزی نمی خواهی؟

 

از این سرگشتگی سمت تو پارو می زنم مولا!

از این گم بودگی سوی تو پیدا می کنم راهی

 

به  طبع طوطیان هند عادت کرده ام ، هندو

 همه شب  رام رامی گفت و من الله اللهی

 

هلال  نیمه ی شعبان رسید و داغ دل نو شد

دعای آل یاسین خوانده ام با شعر کوتاهی

 

اگر عصری ست یا صبحی تو آن عصری تو آن صبحی

اگر مهری ست یا ماهی  تو آن مهری تو آن ماهی

 

دل مصر و یمن خون شد ز مکر نابرادرها

یقین دارم که تو آن یوسف افتاده در چاهی


شعر علیرضا قزوه برای امام زمان(عج)


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ساعت ۱۱:۵۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 


سلام.


از راه دور این نامه را می نویسم به روی گل ضریحتان .


این بار نه خواسته ای باشد که عرضه ای شود ، نه نذری که برآورده شود .


این بار تنها نامه ایست که به خدمت شما می رسد جهت ابراز ارادت .


 نه اینکه غمی نباشد که هست ؛ نه اینکه خواسته ای نباشد که هست ؛


نه اینکه همه کارهایمان در این خزان گلدار باشد که نیست ؛


 تنها دلتنگی کوچکیست که این نامه از ما برای شما .


 برای شما که بودنتان بزرگترین هدیه ایست و سرخی شما از ماست .


سرخی شما از ما . از ما می شود کنار ظرف گناهانمان .


لطفتان آبروی ما .


چشممان به امیدتان و دلمان شب یلداست بی نگاهتان . سیاه و سرد و طولانی .


سلام از راه دور به شما که نزدیکترین امام مایید


در همین ایران ، ایران بزرگ . در همین خاک که روزی به قدم های شما تبرک یافت .


السلام و علیک یا علی بن موسی الرضا



التماس دعاي خير


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ساعت ۱۰:۲۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 


۱ـ دعا برای شناخت امام زمان (علیه السلام)

معرفت و شناخت امام زمان، امری حتمی و ضروری است، چرا که طبق حدیث نبوی مرگ کسی که نسبت به امام زمانش آگاهی ندارد، مرگ جاهلیت است. بنابراین یکی از وظایف یک مسلمان این است که امام زمانش را بشناسد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزد. از جمله کوشش‌ها دعا برای شناخت امام از حضرت حق تعالی است که از خدا استعانت بجوید و بخواهد که معرفت امام را برای او میسر و مقدور نماید.

در این مورد دعای معروفی است که مرحوم کلینی در کتاب اصول کافی نقل کرده است. در این دعا پس از درخواست معرفت خدا و معرفت رسول خدا. معرفت امام مسئلت می شده و دستور مواظبت آن به مۆمنان و منتظران ظهور حضرت داده شده است:

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ‏؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ‏؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی‏.
اى خدا تو مرا به خود شناسا کن که اگر تو شناسایم به خویش نفرمایى رسولت را نخواهم شناخت؛ اى خدا تو رسولت را به من بشناسان و گرنه حجتت را نخواهم شناخت؛ خدایا تو حجتت را به من بشناسان و گرنه از دین خود گمراه خواهم شد.

کسی که شیفته واقعی امام زمان (علیه السلام) است در دعا برای ظهور مولایش اسیر الفاظ و گرفتار عبارت پردازی نیست، بلکه از عمق جان دعا می کند و با تمام وجود گمشده اش را می طلبد، تنها زبانش سخن نمی‌گوید، بلکه قلبش در هجران یار می سوزد، دلش در فراق محبوب مضطرب است و دیدگانش در انتظار دیدار اشکبار است
بزرگان دین به دوستان و مۆمنان و عاشقان حضرت مهدی دستور مواظبت این دعا را برای همیشه داده‌اند، بنابراین می‌توان آن را یکی از وظایف شمرد.

۲ـ دعا برای سلامتی امام زمان (علیه السلام)

یکی از وظایف دوستان امام این است که برای سلامت و صیانت حضرت از خطرات و بلایایی که جان امام را تهدید می کند، با هر زبانی که بدان مسلط‌اند، دعا کن‌اند و بهتر آن است که دعاهای مأثور را بخوان‌اند (مانند: دعای اللهم کن لولیک…) و ادعیه دیگر که در مفاتیح الجنان آمده است.

۳ـ دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان (علیه السلام)

یکی از وظایف مسلم شیعیان در زمان غیبت امام زمان، دعا برای قرب ظهور و درخواست تعجیل در قیام آن حضرت است. شیعه راستین و دلباخته امام زمان کسی است که در هر صبح و شام و با هر نماز و نیاز دست حاجت به پیشگاه خدای رۆوف دراز کرده و از او ظهور مولایش را بطلبد.
عاشق دلباخته صبح و شام نمی‌شناسد و در تمام ساعات منتظر ظهور یار و مشتاق دیدار جمال محبوب است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً
باید در هر صبح و شام در انتظار ظهور صاحب خود باشی.

و در حدیث دیگر فرمودند:

وَ تَوَقَّعْ اَمْرَ صَاحِبِکَ لَیْلَکَ وَ نَهارَکَ
باید شب و روز منتظر فرار رسیدن ظهور صاحب خود باشی.

بنابراین بر همه شیفتگان آن حضرت لازم است دائم به یاد آن امام همام بوده و برای تعجیل در ظهورش دعا کن‌اند و از خدا ظهور او را هر چه سریع تر بخواهند، چرا که با آمدن او تمام ملل نجات می یابند و شیعه به اوج عزت وعظمت خود می رسد.

یقیناً در دولت اهل بیت پیامبر شیعیانشان به اوج عزت خواهند رسید و دشمنانشان به حضیض ذلت، چنانکه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) فرمودند:

أکْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ
برای فرج ما بسیار دعا کنید چرا که فرج شما در آن است.



التماس دعاي خير

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ساعت ۸:۳۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

یا به طور دقیق‌تر تبخال لب در اصل یک عفونت عودکننده ویروسی است بدین معنا که ویروسی در ابتدا وارد بدن شده و بعد هر چند وقت یکبار بیماری عود کرده و علائم آن بروز می‌کند. یکی از بهترین نمونه‌های بیماری‌های عفونی عودکننده همین تبخال لب است. بیماری تبخال به وسیله یکی از اعضای خانواده ویروسی هرپس ایجاد می‌شود. ویروس تبخال لب HSV1 نام دارد و نوع دیگر این ویروس یعنی HSV2 عامل ایجاد تبخال دستگاه تناسلی است که شباهت فراوانی به همین زخم تبخال دهانی دارد. البته هر کدام از این ویروس‌ها می‌توانند به‌جای یکدیگر نیز باعث بروز تبخال شوند.

 

بیماری تبخال یک بیماری مسری است و ویروس آن مثل ویروس سرماخوردگی یا آنفلوآنزا باید از شخص دیگری وارد بدن شود. در مورد تبخال هرگونه تماس با فردی که زخم تبخال روی صورتش وجود دارد(مثلا روبوسی) می‌تواند باعث انتقال ویروس و ابتلا به این بیماری شود. یکی دیگر از راه‌های شایع انتقال تبخال استفاده از لوازم غذاخوری، تیغ یا حوله دیگران است. نکته اینجاست که حتی در زمانی که تبخال از آن حالت پر آب خارج شده و اصطلاحا دلمه بسته، باز هم به‌شدت مسری است و می‌تواند باعث انتقال بیماری شود.

 

 

 

وقتی ویروس پنهان می‌شود

 

بعد از انتقال ویروس، علائمی شبیه یک سرماخوردگی شدید بروز می‌کند. بیمار دچار گلودرد شده و در برخی موارد بلع با اشکال روبه‌رو می‌شود. در داخل دهان زخم‌هایی در ناحیه گونه و روی لثه‌ها ایجاد می‌شود که ملتهب و قرمز رنگ هستند. بیمار معمولا دچار سردرد، سرگیجه، حالت تهوع و تب است. این بیماری معمولا خودبه‌خود و بدون بروز مشکلی حداکثر تا 2 هفته بهبود می‌یابد.

 

اما این همه ماجرا نیست. بعد از رفع علائم بیماری تبخال اولیه، ویروس تبخال در بدن باقی مانده و به طرف عقده‌های عصبی حرکت می‌کند. سپس ویروس در سلول‌های عصبی مستقر شده و اگر شرایط مناسب شود مجددا فعالیت خود را این‌بار به شکلی خفیف‌تر از حالت اولیه ادامه می‌دهد. از اینجا به بعد است که زخم تبخال معروف بروز می‌کند.

 

 

 

چرا تبخال می‌زنیم؟

 

بعد از ابتلا به بیماری تبخال اولیه بسیاری از افراد مستعد تبخال ثانویه یا همان تبخال عودکننده لب می‌شوند. البته تعدادی از بیماران هم باوجود ابتلا به تبخال اولیه و سیستمیک هرگز دچار تبخال عودکننده نمی‌شوند. اغلب افراد به دنبال ضعف سیستم ایمنی دچار تبخال عودکننده می‌شوند. عواملی مثل تب، قاعدگی، استرس‌های روحی و جسمی، خستگی و قرارگیری بیش از حد در معرض نور آفتاب همه می‌توانند باعث عود تبخال شوند.

 

 

 

چه علائمی دارد؟

 

اغلب شما با علائم تبخال دهانی آشنایی دارید. با این حال مرور آن خالی از فایده نیست. تبخال لب همانطور که از اسمش هم مشخص است، معمولا همیشه در نقطه خاصی از لب و دهان ایجاد می‌شود. فرد یکی، 2 روز قبل در آن نقطه یا به طور گسترده در اطراف دهان احساس خارش، سوزش یا گزگز می‌کند، سپس یک برجستگی کوچک پر از مایع شبیه یک جوش کوچک در لبه بیرونی لب روی پوست ظاهر می‌شود.

 

البته ممکن است این برجستگی در اطراف بینی یا چانه یا گونه هم ایجاد شود. مایع درون این برجستگی به‌شدت عفونی و مملو از ویروس تبخال است. در صورت پاره شدن و رسیدن آن به بخش‌های دیگر پوست به‌راحتی ممکن است آن نواحی را نیز آلوده کرده و باعث ایجاد تبخال در آن مناطق نیز شود. بعد از چند روز برجستگی سوراخ شده و ترشح می‌کند. این حالت معمولا در روز چهارم یا پنجم اتفاق می‌افتد و بیشترین احتمال آلودگی در سایر مناطق بدن یا سرایت به سایر افراد مربوط به همین مرحله است. در این مرحله گاهی بیمار دچار تب و برجستگی غدد لنفاوی زیر فک نیز می‌شود. سپس به مرور روی زخم اصطلاحا دلمه می‌بندد و پوست جدید از زیر دلمه تشکیل می‌شود. بعد از گذشت چند روز این دلمه کنده شده و زخم بدون برجای گذاشتن اثری (بدون اسکار) ناپدید می‌شود.

 

 

 

تبخال و دندانپزشکی

 

انجام درمان‌های دندانپزشکی برای بیمارانی که دچار تبخال هستند ممنوع است و درمان باید تا زمان برطرف شدن زخم به تعویق بیفتد. علت این مسئله احتمال پخش شدن ویروس در هوا و آلوده کردن محیط و خود بیمار و کادر پزشکی است، بنابراین اگر تبخال می‌زنید وقتی به دندانپزشک مراجعه کردید این را ذکر کرده و به دندانپزشک خود اطلاع دهید. همچنین اگر دچار تبخال شدید و همان وقت قرار بود تحت درمان‌های دندانپزشکی قرار بگیرید حتما به دندانپزشک خود اطلاع دهید.

 

 

 

آژیر قرمز

 

تبخال اگرچه بیماری آزاردهنده‌ای است اما اصولا خطرناک نیست و بدون برجای گذاشتن اثری حداکثر تا 2 هفته بهبود می‌یابد. اما اگر تبخال شما بعد از گذشت 2 هفته هنوز خوب نشده بهتر است با یک پزشک مشورت کنید. همچنین کسانی که به هر دلیلی دچار ضعف سیستم ایمنی هستند(مثل مبتلایان به ایدز، بیماری‌های خونی، بیمارانی که داروهای شیمی‌درمانی مصرف می‌کنند، مصرف‌کنندگان داروهای سرکوبگر سیستم ایمنی، کسانی که مدت طولانی است کورتون دریافت می‌کنند)بهتر است هنگام ابتلا به تبخال به پزشک مراجعه کنند چون این احتمال وجود دارد که ویروس ارگان‌های حیاتی بدن از قبیل ریه، کبد و مغز را درگیر کند. عفونت این اعضای بدن با ویروس تبخال می‌تواند مرگبار باشد. از سوی دیگر اگر بیماری تبخال بخش‌های دیگری از بدن را درگیر کرد و ترشحات آن به‌خصوص به چشم یا نوک انگشتان دست رسید و شما در این نواحی احساس سوزش و درد داشتید فورا به پزشک مراجعه کنید. اگر ویروس وارد چشم شود و در این ناحیه زخمی ایجاد کند به نابینایی منجر می‌شود.

 

 

 

پیشگیری و درمان

 

تبخال عودکننده لب از معدود بیماری‌هایی است که عملا قابل پیشگیری نیست. اگر ویروس تبخال وارد بدن شما شود و زخم‌های عودکننده ایجاد کند در صورت وجود عوامل مستعد کننده، زخم تبخال به هرحال تشکیل می‌شود. در این حالت تنها راه کاهش علائم بیماری است. همه کسانی که تبخال می‌زنند با علائم هشداردهنده شروع بیماری آشنا هستند (سوزش و درد دور دهان یکی دو روز قبل از تبخال). پیشنهاد می‌شود وقتی این علائم ظاهر شد در ناحیه ایجاد زخم پماد ضد ویروسی آسیکلوویر بمالید. انواع متنوعی از این دارو به‌صورت پماد در داروخانه‌ها در دسترس است. استفاده مرتب از این پماد پیش از شروع زخم، علائم تبخال را به شکل قابل ملاحظه‌ای کاهش داده و دوره بیماری را نیز کوتاه‌تر می‌کند. قرص‌هایی از ترکیبات این دارو نیز موجود است. جدا از داروهای ضد ویروسی گذاشتن یخ روی زخم در کاهش علائم تبخال موثر است.

 

اما کسانی که ویروس تبخال در بدن‌شان وجود ندارد با رعایت بهداشت شخصی و عدم تماس با افرادی که تبخال دارند، می‌توانند از ابتلا به این ویروس در امان باشند. شستن مرتب دست‌ها به‌خصوص قبل از خوردن غذا و دست نزدن به چشم‌ها با دستان کثیف، پرهیز از استفاده از لوازم شخصی دیگران به خصوص کسانی که تبخال می‌زنند از دیگر عوامل پیشگیری از ابتلا به بیماری تبخال است.


التماس دعاي خير

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت ۱۰:۱۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 




دخترک 6ساله که سرطان داشت قبل از ورود به


اتاق عمل با چشمای لرزون رو به پرستار  گفت:


من مامان بابام پول ندارن...میشه قبل از عمل


بمیرم....


بیایدبرای همه کودکان سرطانی دعا کنیم...


باقراردادن این مطلب توی وبلاگتون تعداد بیشتری


برای کودکان سرطانی دعا میکنند...



التماس دعاي خير

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت ۲:۲ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 


دکتر هانرى کُربن، اسلام شناس معروف فرانسوى، سخن جالبى درباره قرآن دارد. وى مى‏گوید:

«اگر قرآن خرافى بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرأت نمى‏کرد که بشر را به علم و تعقل و تفکر دعوت کند. هیچ اندیشه‏اى به اندازه قرآن محمّد(ص) انسان را به دانش فرا نخوانده است تاآن جا که نزدیک به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فکر سخن رفته است»


مهاتما گاندى، رهبر فقید هند هم اعتقاد داشت:

«از راه آموختن علم قرآنى، هر کس به اسرار وحى و حکمت‏هاى دین، بدون داشتن هیچخصوصیت ساختگى دیگرى پى مى‏برد. در قرآن هیچ اجبارى براى تغییر دین و مذهبانسان‏ها دیده نمى‏شود. قرآن به راحتى مى‏گوید: هیچ زور و اکراهى در دین وجود ندارد».


ویل دورانت، دانشمند امریکایى شرق‏شناس، مى‏گوید:

«در قرآن، قانون و اخلاق یکى است. رفتار دینى در قرآن، شامل رفتار دنیوى هم مى‏شود و همه امور آن از جانب خداوند و به طریق وحى آمده است. قرآن در جان‏هاى ساده عقایدى آسان و دور از ابهام پدید مى‏آورد که از رسوم و تشریفات ناروا آزاد است ».


كارلتون اس گون: (استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا)

یكی از مزایای عظیم قرآن بلاغت آن است قرآن هنگامی كه درست تلاوت شود چه شنونده به لغت عربی آشنایی داشته آن را بفهمد یا نفهمد تاثیری شدید در او گذاشته ودر ذهنش جای گیر می شود این مزیت بلاغتی قرآن قابل ترجمه نیست.

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ساعت ۵:۴۱ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ساعت ۸:۵۱ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 


گفتگو با شهيد صياد شيرازي:حالت خاصی بر ما حاکم شده بود. زیاد خودمان را پایبند مقررات و فرمول های جنگ نمی کردیم که این کار بشود یا نشود، گفتم، بزنید! ایشان زد، یک ساعت هم طول نکشید. ساعت 8 صبح بود که فریاد آنها بلند شد...  

 آمده ایم از عملیات بیت المقدس برایمان بگویید، طرح ریزی عملیات برمی گردد به چه زمانی؟
- درست به آبان ماه سال .1360 آن سال این طور تشخیص دادم که دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش به طور موقت تعطیل و استادان آن به مناطق عملیاتی مأمور شوند.

  این دستور فرماندهی نیروی زمینی وقت ارتش که شما باشید چه نتیجه ای داشت؟
- این تصمیم تقویت قرارگاه های مقدم نیروی زمینی ارتش در جنوب، غرب و تشکیل گروه های طرح ریزی را به همراه داشت. پس از آن طی هماهنگی که بین ارتش و سپاه به عمل آمد، مقرر شد طرح ریزی سه عملیات عمده که مکمل عملیات پیرزومند ثامن الائمه به حساب می آمد به طور همزمان شروع و به ترتیب تقدم اجرا شوند: طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس.

  با وجود استحکامات و تجهیزات بالای عراق در خرمشهر، به نظر شما چه چیزی باعث پیروزی رزمندگان در این عملیات شد؟
- کلید پیروزی اخلاص در رزمندگان، وحدت، یکپارچگی، استقامت و اطاعت از ولایت؛ توکل به خدا هم باشد. در این صورت مطمئناً پیروزند و هیچ قدرتی نیست که در مقابل نیروی حق و نیروی اسلام بایستند. ضمناً اشتباه بزرگ تاکتیکی دشمن در گسترش نیروهایش نیز نقش به سزایی در این موفقیت داشت.

  عملیات قرار بود در چه مناطقی انجام شود؟
- منطقه ای که عملیات بیت المقدس در آن طرح ریزی شد، از شمال محدود می شد به رودخانه کرخه کور و نیسان، از شرق به کارون، جنوب به خرمشهر و اروندرود، از غرب هم به کرانه های هورالعظیم و شط العرب.

این اولین عملیات مشترک ارتش و سپاه بود؟
- نه قبل از این هم عملیات های مختلفی داشتیم. مثل ثامن الائمه، فتح المبین و طریق القدس. در این عملیات هم مثل عملیات های قبل قرارگاه کربلا تقسیم کار کرد: قرارگاه قدس در شمال، خاتم در مرکز و نصر را در جنوب سازمان داد. در هر قرارگاه رزمندگان ارتش و سپاه دست واحدی شدند، فرماندهی واحدی پیدا کردند و تحت امر قرارگاه کربلا آماده عملیات شدند.

  عملیات همان طور که برنامه ریزی کرده بودید پیش رفت؟
- حتی بهتر از آنچه که پیش بینی می کردیم؛ همان شب اول به لطف خداوند متعال رزمندگان موفق شدند به غیر از اهداف پیش بینی شده ما 12 کیلومتر دیگر هم پیشروی را ادامه دهند. تمام نیروهایی را هم که در مسیرشان بودند تار ومار کردند. مخصوصاً در این مرحله تعداد زیادی تانک به غنیمت گرفتیم. آن قدر سرعت تک بالا بود که بعد از یکی دو روز متوجه شدیم در بعضی از جاها، خط اول ما به جای اینکه روی دژ خودمان باشد روی دژ عراقی هاست، یعنی خیلی بیشتر ازآ نچه فکر می کردیم در منطقه جلو رفته بودیم.

  پس هر سه قرارگاه توانسته بودند به مواضع مورد نظر برسند؟
- همه شان که نه، فقط محور فتح موفق عمل کرد. محور نصر به کمک قرارگاه فتح آمده بود نرفته بود سراغ هدف خودش. در نتیجه ما به صورت یک پیکان جلو می رفتیم؛ برآورد داشتیم دشمن با این نحوه حرکت ما تصور کند نوک پیکان حمله به طرف بصره است.


  همین طور هم شد؟
- بله، این همان موضعی بود که دشمن سعی زیادی در نگهداری اش داشت. در این مرحله از عملیات پس از اینکه رزمندگان 12 کیلومتر پیشروی کردند و رفتند به طرف مرز، عراق هم به وحشت افتاد و مواضع را خالی کرد.

  از خود شما شنیدیم، تمام عملیات یک طرف، آزادی خونین شهر یک طرف؟
- با وجود اینکه حدود 5 هزار کیلومتر از عمده استان خوزستان آزاده شده بود و حدود 5 هزار نفر اسیر گرفته بودیم ولی مردم مرتب از پشت جبهه تماس می گرفتند که خرمشهر چی شد؟ در شرایطی که همه منتظر آزادسازی خرمشهر بودند و موقعیت فعلی ما و 23 شبانه روز نبرد را نمی توانستند بفهمند، مسئولیت ما بالا می رفت و کار، بیشتر روی شانه هایمان سنگینی می کرد.

  راهکاری هم به ذهنتان رسید؟
- به فرماندهان فشار آوردیم که در شلمچه دشمن را قطع کنند؛ دو شب پشت سر هم حمله کردیم. تلفات سنگینی هم وارد کردیم، ولی موفق نشدیم، حتی تلفات هم دادیم، تا جایی که یکی از فرمانده لشکرها گفت دیگر به ما نگویید فرمانده لشکر! بگویید فرمانده گردان! گفتم «چطور؟!» گفت: «این قدر لشکرم کوچک شده که دیگر توانایی ماموریت لشکر را ندارم.»

  در این شرایط بهتر نبود عملیات متوقف می شد؟
- مطالبی که فرماندهان از وضع یگان هایشان می گفتند نمایان می ساخت که باید به سرعت نیروها را بازسازی کنیم، یعنی باید عملیات را متوقف می کردیم و می رفتیم بازسازی کنیم توان و رمقی برای واحدها نمانده بود.

  نظر شما و سردار رضایی چه بود؟
- ما در قرارگاه کربلا کلی روی این قضیه فکر کردیم. حداقل دو ماه فرصت لازم بود برای بازسازی تا آمادگی حمله به خرمشهر را پیدا کنیم. هرچه فکر کردیم به نتیجه نرسیدیم. می دانستیم دشمن از این فرصت بهتر از ما استفاده می کند؛ خودش را در معرض خطر می بیند، قطعاً محکم کاری کند و ما دیگر نخواهیم توانست. به سنگرهای آنها دست پیدا کنیم.

  مگر راهی غیر از آنچه فرمانده لشکرها می گفتند برایتان مانده بود؟
- راه را خدا پیش ما گذاشت. خداوند یک امداد عظیم نصیب من و سردار رضایی کرد. در سراسر مدتی که در جبهه بودم، امدادی بالاتر از آن احساس نکردم. در این امداد به یک طرح رسیدیم، وقتی که با هم در میان گذاشتیم، بین ما یک ذره بحث هم در نگرفت که نقطه نظر مختلفی داشته باشیم؛ اصلا یک فکر و یک طرح واحد داشتیم. به برکت سعی و اخلاص رزمندگان، یاری خداوند هم نصیبمان شده بود.

  فکر نمی کنم این طرح با خواسته فرمانده ها مطابقت داشته باشد؟
- مشکل کار هم همین بود. نمی دانستیم چطور فرمان را به آنها ابلاغ کنیم. کلی با آنها بحث کرده بودیم و حالا می خواستیم یک طرح دیگر را مطرح کنیم. حتماً با خودشان می گفتند پس طرحهای ما چی شد؟می دانستیم قبول کردن این طرح برایشان سنگین است.

مطمئنا کار سختی است، مسئولیت ابلاغ را شما به عهده گرفتید یا سردار رضایی؟
- من، ایشان هم قبول کرد و گفت: ازطرف من شما به سپاه و ارتش ابلاغ کنید.

و در آن جلسه؟
- آن هم یکی از تاریخی ترین جلسات. مقدمه را طوری گفتم که احساس کنند فرصتی برای بحث نیست و به عبارت دیگر این دستور است که ابلاغ می شود و باید فقط برای اجرا بروند. وقت کم بود و اگر می خواست فاصله بین عملیات بیفتد، طرح خراب می شد.

  پس دستور، دستور یک فرمانده بود؟
- خودم را هم به عنوان یک مأمور قلمداد کردم. بهشان گفتم من مأموریت دارم. گفتم: «تصمیم فرماندهی قرارگاه کربلا را به شما ابلاغ می کنیم. خوب گوش کنید، اگر سؤال داشتید بپرسید تا روشن تر توضیح بدهم، مأموریت را بگیرید و سریع بروید برای اجرا.» وقتی مأموریت را ابلاغ کردم، در یک لحظه همه به هم نگاه کردند و آن حالتی که فکر می کردیم، پیش آمد؛ اعتراضات زیاد بود. احمد متوسلیان، حسین خرازی، احمد کاظمی، همه اعتراض کردند. حتی یکی از سرهنگ های ارتش گفت: «ببخشید، جناب سرهنگ! ما راهکارهای زیادی برای عملیات دادیم، این جزو هیچ کدام از راهکارها نبود. «فی البداهه خداوند بر زبانم چیزی آورد گفتم: «تصمیم فرمانده درمقابل راهکارهایی که ستادش به او می دهد از سه حالت خارج نیست، یا یکی از راهکارها را قبول می کند و دستور صادر می کند، یا تلفیقی از راهکارها را به دست می آورد و آن را ابلاغ می کند یا هیچ کدام از آنها را انتخاب نمی کند و خودش تصمیم می گیرد؛ چون او بایستی به مسئولین بالا و خدا جواب بدهد. فرمانده ملزم به تصمیم گیری و اتخاذ تدبیری است که پیش خدا جوابگو باشد نه پیش انسان های دیگر، این حالت سوم است. خداوند متعال می فرماید: «فان مع العسر یسرا (سوره الانشراح آیه4) و ما را کشاند تا نقطه اوج سختی و یک دفعه آسانی را نازل کرد، بدون این که خودمان نقش زیادی داشته باشیم.» جریان جلسه یک دفعه برگشت؛ همه شان بلند شدند و گفتند «خیلی عذر می خواهیم که این مطلب را بیان کردیم، ما تابع دستور هستیم و الان می رویم دنبال اجرا.» با هم هماهنگ کردند وشروع کردند به فرماندهی.

طرح تان چه بود؟
- طرحی که به عنوان جرقه امید و امداد الهی در ذهن خود احساس کردیم این بود که گفتیم درست است که ما 25 روزاست درحال جنگیم و فرماندهان می گویند که بریده ایم و نیروهایمان باید بازسازی شوند، ولی این را نمی توانیم نادیده بگیریم که اگر قرار باشد خونین شهر آزاد شود؛ الان باید آزاد شود. این را هم می دانیم که نیرویش را نداریم که آزادش کنیم، ولی حداقل می توانیم خونین شهر را محاصره کنیم؛ یعنی از یک جا برویم بین خونین شهر و شلمچه. آن دفعه که نتوانستیم از شلمچه برویم حالا از یک جای دیگر می رویم که آسان تر باشد و اعلام کنیم خونین شهر را محاصره کردیم. همین باعث می شود نیروها بیشتر و زودتر به جبهه بیایند و ما تقویت شویم.

پس به طرح تان خیلی مطمئن بودید؟
- باید این طور می شد ولی جلسه که تمام شد، تمام وجودم را اضطراب فراگرفت. با خود زمزمه کردم که خدایا! این چه اضطرابی است که در وجودم آمده؟ ما هرچه داشتیم و نداشتیم را پشت سر این فرمان گذاشتیم؛ هرچه آبرو، حیثیت، مقام مسئولیتی و شناختی که این برادران از ما داشتند، خوب اگر نگیرد چه می شود، دفعه بعد توی اتاق های جنگ نمی شود این طور دستور داد چون یاد صحنه های قبلی می کنند.

  طبق محاسباتی که با آقای رضایی داشتید خرمشهر آزاد می شد؟
- نه اصلا، آنچه توی ذهن ما بود تصویری از آزادسازی نبود، بلکه محاصره خونین شهر بود تادر قدم بعدی شهر آزاد شود. عمق عملیات 5- 4 کیلومتر بیشتر نبود. باید از جاده خرمشهر به اهواز و شرق آن یعنی رودخانه عرایض رد می شدیم و خودمان را به اروند می رساندیم تا اعلام کنیم خونین شهر را محاصره کرده ایم. آن هم درحالی که محاصره کامل نبود، یک بخش از خونین شهر. جنوب شهر را اروندرود تشکیل می داد که آن طرفش دشمن بود، می توانست به راحتی با توپخانه از آن طرف بکوبد. با داشتن جزایر ام الرصاص و سهیل، خیلی راحت می توانست پشتیبانی هایش را انجام دهد، ولی ما همین را هم پیروزی می دانستیم.

هر سه قرارگاه را وارد عمل کردید؟
- به طور کامل نه، گفتیم از بین لشکرهای سپاه و ارتش، نیروهایی را که توانشان بالاتر است انتخاب می کنیم؛ دیگر نمی گوییم قرارگاه فلان بجنگد. ببینید توی لشکرها کدام واحدها وضعشان بهتر است، آن را که سالم تر است به کار می گیریم. تیپ های انتخابی سه محور را تشکیل دادند. محور غربی، یعنی سمت راست را حضرت رسول(ص) با تیپ یک از لشکر 21، محور وسطی را تیپ 3لشکر 77و یک تیپ از سپاه، محور سمت چپ که به خونین شهر وصل می شد، تیپ 8 نجف. البته محور سمت راست و چپ اصلی بودند؛ محور وسط فقط یک مقدار تعرض می کرد؛ سمت راست و چپ با دشمن تماس داشتند ولی وسطی از جلو با دشمن تماس داشت و به آب می خورد.
قرار شد هر سه محور با هم تک کنند و کار را انجام بدهند. اما از همان شب اول محور سمت راست توان دشمن را برید، شکاف را ایجاد کرد و رفت جلو، ولی خیلی جلو رفت احمد متوسلیان می گفت: هنوز سمت چپ من آزاد است. من دارم هم از راست می خورم و هم از چپ. دو محور دیگر جلو نمی رفتند.

  فکر می کنیم حالا وقت این است که عملیات را کنار بگذاریم و در چنین شرایط حساسی، صحبت های شما را به عنوان فرمانده بشنویم؟
- همه این اتفاقات 25روز یک طرف و این یک دو ساعت یک طرف. ساعت 10شب عملیات شروع شده بود و حالا 30/4 صبح بود. هر کار کردیم دو محور را بگیریم، نشد. به صبح که می رسیدیم دیگر اوضاع ما به هم می ریخت و هیچ کاری نمی توانستیم بکنیم. آن هایی هم که جلو رفته بودند باید بر می گشتند. بچه ها همه از شدت خستگی از حال رفته بودند. حدود نماز صبح بود، نمازم را که خواندم، گفتم: «بخوابم». ولی دلم نمی آمد از کنار بی سیم جایی بروم. در همان اتاق جنگ زیر نورافکن ملحفه ای پهن کردم، گفتم دراز بکشم. یک مقدار آرامش پیدا کنم. حالم خیلی گرفته بود گفتم: «دیگر امیدی نیست، هر کاری از دستمان بر می آمد انجام دادیم، خدایا خودت می دانی! دریغی نکرده ام، هیچ کس دریغی نکرده، پس کمکمان کن.»
بلافاصله خواب سیدعالیقدری را دیدم که با عمامه مشکی آمد داخل قرارگاه ما، چهره اش گرفته و غمناک بود. همه یکپارچه احتراممان برانگیخته شد. ایشان مثل اینکه کارش را انجام داده باشد و کار دیگری نداشته باشد گفت «می خواهم بروم، کسی نیست مرا راهنمایی کند؟» بلافاصله دویدم جلو و گفتم «من آمادگی دارم! به حالت تبسم به من نگاه کردند؛ این اظهار محبت، خیلی من را متأثر کرد و به گریه افتادم، گریه ام آن قدر شدت داشت که از خواب پریدم، 20دقیقه از زمانی که خواب دیده بودم گذشته بود ولی انگار اصلا خوابم نمی آمد، حالت خاصی را احساس کردم. همان موقع توی بی سیم داشتند تکبیر می گفتند؛ دو محوری که گیر کرده بودند، باز شده و رسیده بودند به اروند. یعنی سه محور با هم رسیده بودند به اروند و به لطف خدا تمام مشکلات ما در پیشروی حل شده بود.

  می شود گفت دیگر خرمشهر را محاصره کرده بودید، نمی خواستید وارد شهر بشوید؟
- ریسک بزرگی بود. اتفاقا برادر خرازی با کد و رمز اطلاع داد وضعیت ما خوب است و گفت، توانسته ایم حدود 700 نفر از نیروها را متمرکز کنیم، اگر اجازه بدهید از جایی که عراقی ها خط محکمی ندارند بزنم به خط دشمن، توی خونین شهر. اما 700نفر نیروچی بود که ما می خواستیم به خونین شهر حمله کنیم؟!

  دوباره یک تصمیم و یک دستور سرنوشت ساز؟
- حالت خاصی بر ما حاکم شده بود. زیاد خودمان را پایبند مقررات و فرمول های جنگ نمی کردیم که این کار بشود یا نشود، گفتم، بزنید! ایشان زد، یک ساعت هم طول نکشید. ساعت 8 صبح بود که فریاد آنها بلند شد، گفتند «ما زدیم، خوب هم گرفته، عراقی ها جلوی ما دست ها را بالا برده اند ولی تعداد آنها دست ما نیست.

  آقای خرازی توانست با 700 نفر نیرو آن همه اسیر را جمع کند؟
- بله اما نمی شد که به عراقی ها بگوییم شما بروید توی سنگر ما نیرو نداریم! باز خداوند یاری کرد و تدبیری اتخاذ شد که جالب بود. اما به نیروهایی که در خط داشتیم گفتیم به صورت دشتبان، به صورت صف یعنی طرف غرب بایستند؛ منظورمان این بود که اینها را هدایت کنیم بیایند روی جاده و از طریق جاده فعلا پیاده بروند به طرف اهواز. آمدنشان تا بعدازظهر طول کشید، 14هزار و پانصد نفر اسیر گرفتیم. بالاخره رفتیم داخل خونین شهر اما صف اسرا تمام شدنی نبود!

  با وجود مواضع و استحکامات عراق در خرمشهر تصور دشمنان ما و جهان غیر اسلام این بود که ما توان دفع عراقی ها را نداریم؟
- هیچ کس تصورش را نمی کرد. موقعی که خرمشهر آزاد شد، اصلا ورق برگشت. صدام هم کاملا تغییر موضع داد. صدامی که دم از قادسیه و پیروزی می زد، یک دفعه دم از پایان قادسیه زد خداوند متعال در این نمایش قدرت نشان داد و چه وحشت و رعبی در دل اینها انداخت. با اینکه هنوز عقبه شان قطع نشده بود و با این که توی سنگرهای مستحکم بودند و با اینکه اگر هم به آنها امکانات نمی رسید، اقلا 15- 10 روز دیگر می توانستند مقاومت کنند، ولی خداوند رعبی به دل آنها انداخت که حتی یک ساعت هم مقاومت نکردند.

  اگر از فتح خرمشهر که نقش کلیدی در تغییر جنگ داشت بگذریم، چرا شما معتقدید که نبردی عظیم تر از عملیات بیت المقدس نداریم؟
- ممکن است عملیات های دیگر سروصدا کرده باشد ولی بعد از عملیات بیت المقدس تمام منطقه عملیات تا پایان جنگ دست خودمان ماند. 170 کیلومتر طول جبهه ما بود، وسعت عملیات حدود 6هزار کیلومتر مربع بود، دشمن از آغاز تجاوز در این منطقه مستقر شده بود و بالاترین رقم اسیر در همین عملیات گرفته شد، حدود 20هزار نفر می توانیم بگوییم بالاترین رقم غنائم جنگی در این عملیات به دست آمد، طولانی ترین نبردی که شبانه روز جنگیدیم و پیشروی کردیم، در همین عملیات بود؛ حدود 25روز هیچ عملیاتی نداشتیم که به این اندازه از پل تاکتیکی به این سرعت استفاده کنیم، 5پل شناور زده شد و حدود 40هزار نفر یک شبه عبور کردند و بیش از 2 هزار خودرو سبک و سنگین و تانک و نفربر در همان شب عبور کردند. رهبر معظم انقلاب هم در نکته ظریفی فرمودند: پس از این عملیات صحنه سیاست به نفع جمهوری اسلامی برگشت.

و حرف آخر؟
- عظمتی که در عملیات بیت المقدس بود برای ما کلاس درس بود، درسش همین بود که هرگاه با توکل به خدا می جنگیم و دشمنان را سرکوب می کنیم، انتظار داریم خداوند هم ما را یاری کند تا پیروز شویم.



التماس دعاي خير

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ساعت ۸:۳۰ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 


        

ای پاسخ تمام اگرها وکاش ها



مادر نوشته اسم تو را روی آش ها



دارد برای آمدنت نذر می کند




دستش هميشه پر شده از اين تلاش ها



من ردّ پای آمدنت را کشيده ام




با رنگ های سبز و سپيد گواش ها



ما لقمه لقمه نان و نمک می خوريم و بعد -



دنيا گم ست بين بريز و بپاش ها



دين مرا دوباره به بازی گرفته اند



در گيرو دار همهمه ها اغتشاش ها



پايان جنگ های جهانی بدست توست




گل می شود گلوله ی داغ کلاش ها



تنها به عشق آمدنت شعر گفته است



امشب مداد آبی من با تراش ها



ای کاش صبح جمعه ی بعدی ببينمت



ای پاسخ تمام اگر ها و کاش ها



 

ساجده جبار پور

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ساعت ۱۱:۲۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 






فتنه‌گران از يادآوري حماسه 9 دي هراس دارند.



کشورهاي استکباري و در راس آنها آمريکا و رژيم صهيونيستي طي سال‌هاي


اخير توطئه‌هاي بسياري براي ضربه زدن به انقلاب اسلامي و انتقام گرفتن


از ملت ايران به کار بسته‌اند. دشمنان اسلام و انقلاب تصور مي‌کردند که


با گذشت بيش از سه دهه از عمر انقلاب، ديگر ملت ايران مانند روزهاي


نخست انقلاب براي پيگيري و تحقق آرمان‌ها و اهداف خود انگيزه ندارند.


اين تصور غلط و غيرمنطقي موجب شد که در سال 88 به بهانه نتايج


انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري عوامل مزدور خود در داخل را به


خيابان‌ها کشانده و با فريب برخي افراد،‌ پروژه براندازي نظام جمهوري اسلامي


را علني کنند. دشمنان خارجي اسلام و انقلاب و بدخواهان داخلي با


به راه‌انداختن فتنه 88 به طور مستقيم رو در روي ملت ايران قرار گرفتند



و تصور مي‌کردند با جنجال‌ و غوغاسالاري و كشته سازي مي‌توانند مردم ما


را مرعوب نمايند.


فتنه‌گران و عوامل فريب خورده دشمنان از يادآوري حماسه 9 دي هراس دارند،


 

چرا که در اين روز ضعف و زبوني آنها و همچنين اقتدار و



ولايت‌مداري ملت ايران اثبات شد.


التماس دعاي خير

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ساعت ۱۱:۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

ملاقات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم


با شیطان لعین


روزی شیطان در گوشه مسجد الحرام ایستاده بود. حضرت


رسول صلی الله علیه و آله هم سرگرم طواف خانه کعبه بودند.


وقتی آن حضرت از طواف فارغ شد، دید ابلیس ضعیف


و نزار و رنگ پریده، کناری ایستاده است.


فرمود: ای ملعون! تو را چه می شود که چنین ضعیف و رنجوری؟!


گفت: از دست امت تو به جان آمده و گداخته شدم.


فرمود: مگر امت من با تو چه کرده اند؟


گفت: یا رسول الله! چند خصلت نیکو در ایشان است، من هر چه


تلاش ‍ می کنم این خوی را از ایشان بگیرم نمی توانم.


فرمود: آن خصلت ها که تو را ناراحت کرده کدامند؟


گفت: اول اینکه هرگاه به یکدیگر می رسند سلام می کنند


و سلام یکی از نام های خداوند است. پس هر که سلام کند


حق تعالی او را از هر بلا و رنجی دور می کند و هر که


جواب سلام دهد، خداوند متعال رحمت خود را شامل حال او می گرداند.


             دوم اینکه، وقتی با هم ملاقات کنند به هم دست می دهند و آن را


چندان ثواب است که هنوز دست از یک دیگر برنداشته حق تعالی هر


دو را رحمت می کند.


سوم، وقت غذا خوردن و شروع کارها بسم الله می گویند و


مرا از خوردن آن طعام و شرکت در آن دور می کنند.


چهارم، هر وقت سخن می گویند: ان شاءالله بر زبان می آورند


و به قضای خداوند راضی می شوند و من نمی توانم کار آنها را


از هم بپاشم، آنان رنج و زحمت مرا ضایع می کنند.


پنجم، از صبح تا شام تلاش می کنم تا اینان را به معصیت بکشانم.


باز چون شام می شود، توبه می کنند و زحمات مرا از بین می برند


و خداوند به این وسیله گناهان آنان را می آمرزد.


ششم، از همه اینها مهم تر این است که وقتی نام تو را می شنوند


با صدای بلند صلوات میفرستند و من چون ثواب صلوات را می دانم،


از ناراحتی فرار می کنم؛ زیرا طاقت دیدن ثواب آن را ندارم.


هفتم هم اینکه ایشان وقتی اهل بیت تو را می بینند، به ایشان مهر


می ورزند و این بهترین اعمال است.


پس حضرت روی به اصحاب کرده و فرمودند: هر کس ‍ یکی از این


خصلت ها را داشته باشد از اهل بهشت است.


التماس دعاي خير

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ساعت ۸:۳۵ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست


دوصد ترانه به لبها یکی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی


هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست


نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع


که شهر ما نه محیای گام های تو نیست


نیا نیا گل نرگس به دعوت ما


هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند


قسم به نام نهادت دلی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه


کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست


نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش


که جای سجده گه ما هنوز مال تو نیست


نیا نیا گل نرگس نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا


کسی برای شهادت به کربلای تو نیست


نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست


ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست



نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا


به عصر عجبیبی که خواستار تو نیست


نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها


به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست



نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق


دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست


نیا نیا گل نر گس به مجلس ندبه


که ندبه،ندبه خرقه است و پایگاه تو نیست


نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟


نه این جماعت به اقتدای تو نیست


نیا نیا گل نرگس که حرف من میعاد


فقط بیان سرابی که انتظار تو نیست


"منتظران آگاه باشید...حسین را منتظرانش کشنتد"



30 هزار دینار طلا رقمی بود که یزید به هر نفر



خواص اهل کوفه داد و دینشان را خرید



و هر دینار امروزه 4/5 گرم هر گرم طلا 88



هزار تو مان و نزدیک به 12 میلیاردتومان



و اگر در آن زمان بودیم یار امام حسین (ع)



می ماندیم ؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ساعت ۶:۲۸ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

كودكی ده ساله كه دست چپش در یك حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود


 برای تعلیم فنون رزمی جودو به یك استاد سپرده شد


 پدر كودك اصرار داشت


 استاد از فرزندش یك قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت


 و به پدر كودك قول داد كه یك سال بعد می تواند


 فرزندش را در مقام قهرمانی كل باشگاه ها ببیند.


در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی كودك كار كرد


 و در عرض این شش ماه حتی یك فن جودو را به او تعلیم نداد


 بعد از 6 ماه خبررسید كه یك ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود


 استاد به كودك ده ساله فقط یك فن آموزش داد


 و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تك فن كار كرد


 سر انجام مسابقات انجام شد و كودك توانست


 در میان اعجاب همگان با آن تك فن همه حریفان خود را شكست دهد!


سه ماه بعد كودك توانست


 در مسابقات بین باشگاه ها نیز با استفاده از همان تك فن برنده شود


 و سال بعد نیز در مسابقات كشوری، آن كودك یك دست موفق شد


 تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری كشورانتخاب گردد


 وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل


 كودك از استاد رازپیروزی اش را پرسید


 استاد گفت: "دلیل پیروزی تو این بود كه اولاً به همان یك فن به

خوبی مسلط بودی ثانیاً تنها امیدت همان یك فن بود، و 

 

سوم اینكه راه شناخته شده مقابله با این فن


 گرفتن دست چپ حریف بود كه تو چنین دست نداشتی!


یاد بگیر كه در زندگی ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت

خود استفاده كنی راز موفقیت در زندگی ، داشتن امكانات نیست

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ساعت ۶:۱۹ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

                



پیامبر فرمودند: هر كس آیه الكرسی را بعد از نماز بخواند هفت


آسمان شكافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده


آیت الكرسی نظر رحمت افكند و فرشته ای را بر انگیزد كه از آن زمان


تا فردای آن كارهای خوبش را بنویسد و كارهای بدش را محو كند.


رسول اكرم (ص) فرمود: یا علی بر تو باد به خواندن آیه الكرسی بعد


از هر نماز واجب. زیرا به غیر از پیغمبر و صدیق و شهید كسی به


خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمی كند و هر كس بعد از هر


نماز آیه الكرسی را بخواند به جز خداوند متعال كسی او را قبض روح


نمی كند و مانند كسی باشد كه همراه پیامبران خدا جهاد كرده تا


شهید شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت می


شود و به جز انسان صدیق و عابد كسی بر خواندن آیه الكرسی


مواظبت نمی كند.


در روایتی از امام باقر آمده است:" هر كس آیه الكرسی را بعد از هر


نماز بخواند از فقر و بیچارگیدر امان شود و رزق او وسعت یابد و


خداوند به او از فضل خودش مال زیادی بخشد."


رسول اكرم فرمودندك هر كس آیه الكرسی را بعد از هر نماز واجب


بخواند نمازش قبول درگاه حق می گردد و در امان خدا باشد و خداوند


او را از بلاها و گناهان نگه دارد.


جهت نور چشم بعد از هر نماز دست بر چشم بگذارد و آیه الكرسی


بخواند و بگوید :" اعیذ نور بصری بنور الله الذی لا یطفی"


خداوند به موسی بن عمران وحی فرمود: كسی كه بعد از نماز


واجبش آیه الكرسی بخواند خداوند متعال به او قلب شاكرین – اجر


انبیا و عمل صدیقین را عطا فرماید و چیزی جز مرگ از داخل شدن او


به بهشت جلوگیری نمی نماید. مداومت نمی نماید به آن مگر پیامبر


یا صدیق یا كسی كه از او راضی شده ام و یا شخصی كه شهادت را


روزی او می نمایم.



التماس دعاي خير

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی ۱۳۹۲ساعت ۵:۱۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |