darbandsar88

 

 

شب یلدا قدم آرام بردار

 

کمی هم احترام ما نگه دار

 

تو میبینی ربابم غصه دار است

 

بنی هاشم هنوزم داغدار است

 

صدای العطش در گوش مانده

 

بدن ها بی کفن هرگوشه مانده

 

شب یلدا توهم چله نشین باش

 

سیه پوش غم سالار دین باش

 

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۵ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۸:۳۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

darbandsar88


دوست داشتن به دله، بی خیال ظاهر

بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟

گفت: آره ! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟

گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

گفت: چرا؟

براش یه مثال زدم:

گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟

بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟

گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

گفتم: پس حجابت….

اشک تو چشاش جمع شده بود

روسری اش رو کشید جلو

با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده

گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!

خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره

می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه

 

التماس دعای خیر

 وبلاگ عمارها


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ساعت ۲:۴۵ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

darbandsar88

 

گفتم کلید قفل شهادت شکسته است!

یا اندر این زمانه، در باغ بسته است؟

خندید و گفت: ساده نباش ای قفس پرست!

در بسته نیست، پال و پر ما شکسته است!


 

 

 

darbandsar88

 

يادمان باشد راه دراز است و مقصد بلند!

يادمان باشد اين جاده را چراغ خون شهدا روشن نگاه داشته

 تا ما به سلامت بگذريم!

يادمان باشد كه شهدا، تاوان فراموشى خاك را به قيمت

نفس‏هايشان پرداختند؛ تا امروز من و تو،

بر هم نهيب زنيم كه دارد دير می‏شود. بايد برخاست و صداى

 هميشه جارى شهيدان را دريافت

كه از مصدر عاشورا، ما را به حضورى پر رونق فرا می‏خوانند.

ویادمان باشد

جنگ به پایان نرسیده است! همان گونه که اُحُد نیمه‏ ای

پنهان داشت. مبادا غنیمت، هزیمت ما را

رقم بزند و زرق و برق سال‏های آرامش، چشم‏های

 نافذمان را کور کنند!

                                             

پس همیشه به یاد شهدا باشیم

 

التماس دعای خیر


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ساعت ۸:۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

 

شناسنامه عملیات

نام عملیات: کربلای 3

نوع عملیات: آفندی

تعداد مراحل: یک مرحله

رمز عملیات: حسبنا الله و نعم الوکیل

قرارگاه فرماندهی عملیات:              

تاریخ شروع عملیات: 11/06/1365

ساعت عملیات: 1:30 بامداد

مدت: یک روز     

 

منطقه:

استان: خوزستان شهرستان: خرمشهرمنطقه: شمال غربی خلیج فارس             

محورهای اصلی عملیات: اروند رود - بویه 8- اسکله الامیه

پیشینه عملیات:

دو اسکله الامیه و البکر قبل از جنگ تحمیلی ظرفیت صدور روزانه یک میلیون بشکه نفت را داشتند وازجمله اسکله‌های صادر کننده نفت عراق محسوب می‌شدند. باشروع جنگ ،این دو پایانه توسط تکاوران شجاع ارتش جمهوری اسلامی ایران منهدم شد ولی پس از بازسازی ، به چشم و گوش عراق در خلیج فارس مبدل می‌شوند و بسیاری از کشتیهای بازرگانی و نفتکشها در خلیج فارس، توسط دستگاه‌های موجود دراین پایانه‌ها ردیابی ومورد حمله هوایی و یا موشکی قرار می‌گرفتند. با انجام عملیات والفجر 8 و سقوط سه پایگاه موشکی در منطقه‌ی عملیاتی فاو، دشمن بعثی برای جلوگیری از تکرار این نوع عملیات، بیش از پیش به استحکامات این دو پایگاه می‌افزاید. ارتفاع 11 متری اسکله و سربازان مجهز مستقر در آن، خطری جدی بودند که می‌توانستند منطقه وسیعی را زیر آتش خود بگیرند. با وجود تمامی این مشکلات ، فرماندهان اسلام پس از شناسایی این منطقه،مصمم می‌شوند تا این کانون آتش افروزی را خاموش کنند و آرامش مورد نیاز را به خلیج فارس برگردانند.

 

مراحل عملیات:

رزمندگان اسلام متشکل از تکاوران تیپ دریایی یونس(ع) از لشکر 14 امام حسین(ع) ، ناو تیپ کوثر و ناو تیپ امیر المومنین (ع) سپاه پاسداران، سوار بر قایقهای موتوری لحظه به لحظه به پایانه‌های نفتی نزدیک می‌شوند. به لطف خداوند و به دلیل رطوبت زیاد هوای سطح دریا، رادارهای رازیت و دستگاه‌های الکترونیکی مستقر در اسکله، دچار اختلال شده و مسئولان عراقی مجبور می‌شوند برای حفاظت از دستگاه‌ها آنها را خاموش کنند. قوای اسلام ،موانع ایذایی را پشت سر گذاشته و به هدف نزدیک و موفق می‌شوند در نقاطی خود را به زیر پایانه الامیه برسانند و تا دشمن به خود بیاید ، رزمندگان از هر طرف پایانه را در محاصره می‌گیرند. نبردی سنگین آغاز می‌شود. با آتش موثر نیروهای اسلام ،تعدادی از بقایای تیپ 440 بازسازی شده عراق به هلاکت رسیده و عده‌ای هم تسلیم می‌شوند.باقیمانده نیروهای دشمن با کمک دستگاه‌هایی که سالم مانده، پیاپی تقاضای کمک می‌کنند ولی با نفوذ رزمندگان به اتاقهای فرماندهی ،اساس فرماندهی تیپ 440 که مامور دفاع از پایانه‌ی نفتی بود از هم پاشیده می‌شود. با سرکوب مقاومتهای مذبوحانه آنان، این هدف بسیار حساس به تصرف در می‌آید.رزمندگان در پی سقوط این پایانه دامنه عملیات خود را به سوی اسکله‌البکر گسترش داده وبا عبور از موانع ایذایی این پایانه را نیز به محاصره خود در می‌آورند. قایقهای مجهز به آتشبارهای نیمه سنگین وسنگین با تمام قدرت این مرکز جاسوسی را هدف قرار داده و آنرا به آتش می‌کشند. انفجارهای مهیب منطقه را به لرزه در می‌آورد. لحظه به لحظه آتش تاسیسات منهدم شده اسکله اوج می‌گیرد و هیبت آتشفشان دریایی را در خلیج فارس می‌نمایاند.

در این میان یک ناوچه "اوزا" که بدلیل عملیات والفجر 8 در فاو نتوانسته بود از این آبراه به مخفیگاه خود در شهر ام‌القصر بگریزد هدف آتش قرار گرفته و به قعر آبهای خلیج فارس می‌رود. در ادامه عملیات نیروی هوایی ارتش ایران با پرواز برمنطقه وهجوم ، عرصه را بر نیروهای عراق تنگتر می‌کند و یک فروند جنگنده‌ی این رژیم را مورد هدف قرار داده آنرا سرنگون می‌نمایند. در این میان رزمندگان اسلام کلیه تجهیزات ،رادارها و تجهیزات الکترونیکی اسکله الامیه را زیر پوشش عملیات نیروی هوایی، هلی کوپترهای هوا- دریای ارتش اسلام با پروازهای شجاعانه و نقل و انتقالات به نحو مطلوب، تخلیه می‌نمایند. بعثیان مستقر در اسکله البکر برای چندمین بار از فرماندهان خود درخواست کمک می‌کنند ولی قوای کمکی آنها هر بار به محض حرکت با آتش به موقع نیروهای اسلام وادار به عقب نشینی می‌شوند. آخرین تلاشهای دشمن برای کمک به محاصره شدگان ، با از دست داده تعدادی ناوچه عقیم می‌ماند و نیروهای ایران با عملیات روی پایانه البکر آخرین امید عراقیان را به یاس تبدیل می‌نمایند. سرانجام رزمندگان اسلام موفق می‌شوند با تخلیه‌ی کلیه غنائم و انهدام بقیه امکانات پیروزمندانه راه سواحل ایران را در پیش بگیرند.

 

اهداف تامین شده:

1-    انهدام کامل اسکله‌های البکر و الامیه  به عنوان مرکز جاسوسی عراق در خلیج فارس

2-    تخلیه کلیه تجهیزات ، رادارها و دستگاه‌های الکترونیکی جاسوسی عراق در اسکله‌های البکر و الامیه

 

 

شهدای شاخص عملیات:

مرتضی، امیدیان سوارباغی، مسوول تعاون لشکر 14 امام حسین (ع)، مکان شهادت: اسکله الامیه، زمان شهادت: 11/6/1365

 

خسارات و تلفات دشمن:

الف-کشته و زخمی : 440 نفر

ب- اسیر: 110نفر

ج- تجهیزات:

1- 2 فروند هواپیما

2- یک فروند یدک کش

3- یک فروند ناوچه موشک انداز "اوزا"

4- رادارها و دستگاههای پیشرفته اسکله البکر

5- کلیه تجهیزات اسکله الامیه وبخشی از اسکله البکر

د یگانهای منهدم شده دشمن:

تیپ 440 ازبقایای نیروی دریایی عراق

 

ه‍ - غنائم:

1-     12 قبضه توپ ضد هوایی

2-     2 دستگاه رادار هوایی

3-     یک دستگاه رادار رازیت

4-     2 قبضه موشک سهند

5-     انواع مین دریایی

6-     10 فروند قایق

7-     یک دستگاه رادار دریایی

8-     انواع سلاح سبک و نیمه سنگین

 

آثار منتشر شده :

کارنامه‌ی عملیات سپاهیان اسلام در8 سال دفاع مقدس، از صفحه 78 تا79، ناشر: سپاه پاسداران انقلاب، تهران، 1375

کارنامه‌ی توصیفی عملیاتهای 8 سال دفاع مقدس، تدوین: علی سمیعی، ازصفحه 316تا321، ناشر: نسل کوثر، تهران، 1382

نبرد الامیه(اولین عملیات دریایی سپاه)، نویسنده:محمداسحاقی، کل کتاب، ناشر:مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، تهران، 1379

در تدارک عملیات سرنوشت ساز، کل کتاب، ناشر: مرکزمطالعات و تحقیقات جنگ، تهران، 1378

ساحل وصال، نویسنده: مهدی مظاهری، کل کتاب، ناشر: لشکر14 امام حسین(ع)، اصفهان، 1375

یادگاران (کتاب غواصان لشکر14 امام حسین(ع))، نویسنده: فاطمه غفاری، کل کتاب، ناشر: روایت فتح، 1381

 

 التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱ساعت ۲:۵۴ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

 

darbandsar88


 

امام خامنه ای در جمع بسیجیان خراسان شمالی :

انتخابات نزدیک نیست ولی برخی از همین حالا وارد این

عرصه می‌شوند که اصلاً این مسأله را تأیید نمی‌کنم! زیرا

هر چیز باید در جای خود و وقت خود انجام شود.

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

 darbandsar88         

 

شهيد امير و روح الله محمد صالحي

 

 

باید به دنیا تبریک گفت که سي ساله که عزیزیزاني  مثل شما روی خاکش پا میذاره.

 

آسمون باید به خودش بباله که اکسیژن بنده ی خوبی مثل شما رو تامین میکنه.

 

و البته "فتبارک الله"   به این خدایی که توی اشرف مخلوقات رو به دنیا امانت داده.

 

و قربون خدایی برم که تو رو به من هدیه داد تا یه همچین روزی با عشق و احساس و با اعماق وجودم به عشقی مثل تو تبریک بگم که خدا دوستون داره و عمری زیبا و پر برکت بهتون داده.

 

برادران عزيزم تولدتون مبارک...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱ساعت ۸:۳۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

darbandsar88

رفتم بین بچه ها!

توجه م به طرفش جلب شد!

!!!قدوقوارش داد میزد بیشتر از12یا13سال نداره

نشستم کنارش!همونطور که پسته میخورد ازش پرسیدم دوست داری شهید بشی؟؟

...یه نیگاه به من انداخت و گفت خب معلومه از خدامه

پرسیدم بنظرت کی شهید میشی؟؟

این دفعه سرشو بالا نگرفت فقط یه جمله گفت که مو به تنم سیخ شد مونده بودم

 حیرون این همه عظمت

گفت : وقتی شهید میشم که

 حتی همین ""پسته خوردنم هم واسه رضای خدا باشه""

چند ساعت بعد دنبالش بودم اصلا از ذهنم پاک نمیشد سراغشو که

 گرفتم گفتن تو اون ماشینه

"جسدش آروم آروم بود مثل همون موقع که پسته هارو میخورد، البته برای رضای خدا"

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۳۰ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

اعمال

کارنامه‌ام

پر از تقلب و گناه

خط خطی سیاه

هیچ وقت درس خوان نبوده‌ام ولی

در شب تولد ت

مثل کاج

توی طاق آن محله کار کرده‌ام

شاخه‌های خشک داربست را

بهار کرده‌ام

*

راستی دو روز قبل

سرزده به خانه‌ی دل امید همکلاسی‌ام سر زدی

ولی چرا

به خانه‌ی حقیر قلب من نیامدی؟

رد شدم، قبول

ولی به من بگو

کی به من اجازه‌ی عبور می‌دهی؟

راستی اگر ببینمت

به من هر چه خواستم می‌دهی؟

کارنامه‌ی مرا

 به

دست راست می‌دهی؟ 

نا امید نیستم ولی به خاطر خدا!


از کنار نمره‌های زیر ده عبور کن!

ای عصاره گل محمدی!

فصل امتحان سخت ما ظهور کن!

ظهور کن!

          تو رو بجان فاطمه  ظهور کن.

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱ساعت ۵:۲۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا امیرالمومنین علی (ع)

 ای شیعه بزن ناله و فریاد امشب              از غربت آن غریـب کن یاد امشب 

مسموم شد از زهر، جواد بن رضا              در حجره در بسته‌ بغداد امشب

امام جواد (علیه السلام) می فرمایــند:  من أطاع هــــــــواه أعطی عــدوه مناه  (1)

كسی كه فرمان هـــوای نفس خویـــــش برد ، آرزوی دشمنــــــــش را بــرآورد .

آرزوی دشمن چیست؟!   آرزوی دشمن گرفتن حجاب و عفاف از جوانان ماست ! در مضامین دینی داریم : « لادین لمن لا عفاف له »  کسی که عفت نداشته باشد، دین ندارد!

آرزوی دشمن، خراب کردن حیثیت دینی جامعه ی ماست! 


یکی از مشاورین و جاسوسان کاخ سفید در گزارش خود نوشته است:

ما موفق شدیم چــــادر مشکی زن ایـــرانی را به چـــــادر توری و گلدار تبدیل کنیـــم. 

 چـــــادر توری و گلدار زنان مسلمان را به مانتو تبدیل کنیم!

    مانتو های بلند را به مانتوهای رنگین، تنگ و خیــــلی کوتاه.

        و اکنون از حجاب  یک زن مسلمان فقط یک روسری مانده است.

            آنان از اینکه با نامحرمان ارتباط داشته باشند، شرمنده نیستند!

                از این شرمنده اند که در محیطی نتوانند با نامحرم ارتباط مستقیم برقرار کنند.

                         اگر ما بتوانیم این روسری را هم از خانـــم های ایرانی بگیریم،  

                                چیزی از اســــلام و انـقــــلاب در ایران باقـــــی نــخواهد ماند!!

پس بیایید، با پیروی نکردن از نفس خویش!  آرزوی دشمن را برآورده نکنـــــــــــــیم .!

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱ساعت ۹:۴۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

آبروی حسین به کهکشان می ارزد ،

یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ،

 گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ،

گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

.

.

عالم همه قطره و دریاست حسین ،

خوبان همه بنده و مولاست حسین ،

 ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ،

 از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین


التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱ساعت ۹:۲۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

darbandsar88

یه نوجوان 16 ساله بود از محله های پایین شهر تهران

چون بابا نداشت خیلی بد تربیت شده بود

خودش می گفت: گناهی نشد که من انجام ندم

تا اینکه یه نوار روضه حضرت زهرا سلام الله علیها زیر و رویش کرد

بلند شد اومد جبهه

یه روز به فرمانده مون گفت:من از بچگی حرم امام رضا علیه السلام نرفتم

می ترسم شهید بشم و حرم آقا رو نبینم

یک 48ساعته به من مرخصی بدین برم حرم امام رضا علیه السلام زیارت کنم و برگردم ...

... اجازه گرفت و رفت مشهد

دو ساعت توی حرم زیارت کرد و برگشت جبهه

توی وصیت نامه اش نوشته بود:

در راه برگشت از حرم امام رضا علیه السلام ، توی ماشین خواب حضرت رو دیدم

آقا بهم فرمود: حمید! اگر همینطور ادامه بدهی خودم میام می برمت...

...یه قبری برای خودش اطراف پادگان کنده بود

نیمه شبا تا سحر می خوابید داخل قبر

گریه می کرد و می گفت:یا امام رضا علیه السلام منتظر وعده ام

آقا جان چشم به راهم نذار...

 

darbandsar88

توی وصیتنامه ساعت شهادت ، روز شهادت و مکان شهادتش رو هم نوشته بود

شهید که شد ، دیدیم حرفاش درست بوده

دقیقا توی روز ، ساعت و مکانی شهیـد شد که تو وصیت نامه اش نوشته بود...

خاطره ای از زندگی شهید حمید محمودی

راوی : حاج مهدی سلحشور ، همرزم شهید


التماس ذعای خیر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱ساعت ۲:۳۵ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

می گویند: روزی مولانا، شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد. شمس به خانه ی جلال الدین
 
 رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای
 
 من شراب فراهم نموده ای؟
 
مولانا حیرت زده پرسید: مگر تو شراب خوار هستی؟!

شمس پاسخ داد: بلی.

مولانا: ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!!

- حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن.

- در این موقع شب، شراب از کجا پیدا کنم؟!

- به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه کند.

- با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت.

- پس خودت برو و شراب خریداری کن.

- در این شهر همه مرا می شناسند، چگونه به محله نصاری نشین بروم و شراب بخرم؟!

- اگر به من ارادت داری باید وسیله راحتی مرا هم فراهم کنی چون من شب ها بدون شراب
 
 نه می توانم غذا بخورم، نه صحبت کنم و نه بخوابم.

مولوی به دلیل ارادتی که به شمس دارد خرقه ای به دوش می اندازد، شیشه ای بزرگ
 
زیر آن پنهان می کند و به سمت محله نصاری نشین راه می افتد.

تا قبل از ورود او به محله مذکور کسی نسبت به مولوی کنجکاوی نمی کرد اما همین که
 
 وارد آنجا شد مردم حیرت کردند و به تعقیب وی پرداختند. آنها دیدند که مولوی داخل
 
 میکده ای شد و شیشه ای شراب خریداری کرد و پس از پنهان نمودن آن از میکده خارج شد.


هنوز از محله مسیحیان خارج نشده بود که گروهی از مسلمانان ساکن آنجا، در قفایش به
 
راه افتادند و لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده شد تا این که مولوی به جلوی مسجدی که
 
 خود امام جماعت آن بود و مردم همه روزه در آن به او اقتدا می کردند رسید.
 
در این حال یکی از رقیبان مولوی که در جمعیت حضور داشت فریاد زد: "ای مردم! شیخ
 
جلاالدین که هر روز هنگام نماز به او اقتدا می کنید به محله نصاری نشین رفته و شراب
 
خریداری نموده است."
 

آن مرد این را گفت و خرقه را از دوش مولوی کشید. چشم مردم به شیشه افتاد
 
 مرد ادامه داد: "این منافق که ادعای زهد می کند و به او اقتدا می کنید، اکنون شراب
 
 خریداری نموده و با خود به خانه می برد!" 
 
سپس بر صورت جلاالدین رومی آب دهان انداخت و طوری بر سرش زد که دستار از سرش
 
 باز شد و بر گردنش افتاد. زمانی که مردم این صحنه را دیدند و به ویژه زمانی که مولوی را در
 
 حال انفعال و سکوت مشاهده نمودند یقین پیدا کردند که مولوی یک عمر آنها را با لباس
 
 زهد و تقوای دروغین فریب داده و درنتیجه خود را آماده کردند که به او حمله کنند و چه
 
 بسا به قتلش رسانند. 
 
در این هنگام شمس از راه رسید و فریاد زد: "ای مردم بی حیا! شرم نمی کنید که به
 
 مردی متدین و فقیه تهمت شرابخواری می زنید، این شیشه که می بینید حاوی سرکه
 
 است زیرا که هر روز با غذای خود تناول می کند."

رقیب مولوی فریاد زد: "این سرکه نیست بلکه شراب است."

شمس در شیشه را باز کرد و در کف دست همه ی مردم از جمله آن رقیب قدری از
 
 محتویات شیشه ریخت و بر همگان ثابت شد که درون شیشه چیزی جز سرکه نیست.

رقیب مولوی بر سر خود کوبید و خود را به پای مولوی انداخت، دیگران هم دست های
 
 او را بوسیدند و متفرق شدند.

آنگاه مولوی از شمس پرسید: برای چه امشب مرا دچار این فاجعه نمودی و مجبورم
 
 کردی تا به آبرو و حیثیتم چوب حراج بزنم؟

شمس گفت: برای این که بدانی آنچه که به آن می نازی جز یک سراب نیست، تو
 
فکر می کردی که احترام یک مشت عوام برای تو سرمایه ایست ابدی، در حالی که خود
 
 دیدی، با تصور یک شیشه شراب همه ی آن از بین رفت و آب دهان به صورتت انداختند و
 
 بر فرقت کوبیدند و چه بسا تو را به قتل می رساندند. این سرمایه ی تو همین بود که
 
 امشب دیدی و در یک لحظه بر باد رفت.پس به چیزی متکی باش که با مرور زمان و
 
 تغییر اوضاع از بین نرود.
 
التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۴۳ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
  darbandsar88

 

جاغ جاغ : 3031 متر شهرستان سمیرم

جام : 3650 متر ، مجاور سهند

جانستون : 4100 متر ، استان تهران ، فشم ، روستای آبنیک

جت نشانه : 3050 متر ، اراک

جَرها : 2915 متر ، تفت

جفتان : 3957 متر ، در شته کوه پلوار

جَم جَم : کوهی در راه مهاباد به ارومیه

جِمرد : 3200 متر ، استان مازندران ، نوشهر

جنگا : 3025 متر ، استان فارس  ،شهرستان اقلید

جِنگو : 3162 متر ، استان گلستان ، شهرستان علی آباد

جنو : ...... کوله جنو

جوپار بهرام گرد : .... کرمان

جوپار و بندگدار : جنوب غربی جوپار ... قسمت شمالی جوپار  4000 متر و قسمت جنوبی بندگدار 3850 متر

جوچال : 3211 متر ، استان البرز ، کرج ، آدران 

جهان بین : شهرکرد ، یلندترین قله چلیچه 3650 متر

جهان بین :  .... استان چهارمحال و بختیاری

جهان بین مرکزی : 3500 متر قله ایی در 8 کیلومتری شمال شرقی جونقان در مرکز رشته کوههای جهان بین 

جهان نما : 3187 متر ، استان سمنان ، مهدیشهر ، دهستان چاشم

جیران گله : قله کم ارتفاع در الوند

جیرجان : 3000 متر ، استان مازندران ، نوشهر


پ ن :

اگر کوهی از قلم افتاده ، بفرمایید اضافه می کنم ، اگر نیاز به اصلاح دارد بفرمایید اصلاح می کنم .

امیدوارم براتون جالب باشه

منابع : فرهنگ جغرافیای کوه های کشور
فرهنگ کوه نوردی و غار نوردی ایران داوود محمدی فر ....


 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱ساعت ۸:۵۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

 

وقتی حاجیان به شیطان سنگ می زدند،

 

 

شیطان می خندید و می گفت:

 


این جماعت که امروز به من سنگ می زنند،

 

 

 برسند تهران به من زنگ می زنند!

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۳۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

آموخته ام که همیشه کسی هست که به ما احتیاج دارد

 

آموخته ام که هیچ وقت  هیچ وقت قضاوت نکنم

 

آموخته ام که انسانهای بزرگ هم اشتباه می کنند

 

آموخته ام که همیشه همیشه بخندم

 

آموخته ام که که هرگز نگذارم کسی عصبانیتم را ببیند

 

آموخته ام که هرگاه که ترسیده ام شکست خورده ام

 

آموخته ام که غرور انسان ها رو هر گز نشکنم

 

آموخته ام که هر گز وابسته کسی نباشم

 

آموخته ام که زمان زیادی نیاز است تا به آن شخصی تبدیل

 

شوم که آرزویش ر ادارم

 

آموخته ام که گاهی اوقات از کسانی که اتنظار دارم در هنگام

 

شکست مرا یاری کنن سخت ترین ضربه را توسط آنها خواهم خورد

 

آموخته ام که گاهی اوقات حق دارم عصبانی شوم اما این حق را ندارم

 

که ظا لم و ستم کار باشم

 

آموخته ام که زندگی را از طبیعت بیاموزم

 

چون بید متواضع باشم  چون سرو قامت مثل صنوبر صبور  مثل بلوط مقاوم 

 

مثل رود روان  مثل خورشید با سخاوت  و مثل ابر با کرامت باشم.

 

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۸:۲۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 


جمعه ای آمد و رفت و خبری نیست ز تو


حیف و صد حیف که حتی اثری نیست ز تو


لحظه ها می گذرد ثانیه ها می آید


با خبر تا به کنون رهگذری نیست ز تو


یوسف گمشده ام منزل و کویت به کجاست


همه جا گشتم و آگه نفری نیست ز تو


روزها در پی هم بی رخ تو می آیند


لایق فیض تماشا نظری نیست ز تو


مهر رخشنده روی تو نتابیده هنوز


بخت ما خفته و روشن بصری نیست ز تو


بی تو این گردش دوران به بطالت گذرد


عمر بیهوده ما را ثمری نیست ز تو


نیستی تا که مرا زین قفس آزاد کنی


روح در بند مرا بال و پری نیست ز تو

 

شاعر : احمدی فر

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۹:۴۵ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

به این میگن:

 

 اقتدار و خودباوری

 

خبر اول رسانه‌های جهان

 

شکار دومین پهپاد آمریکایی توسط ایران

 

با فاصله اندکی از اعلام خبر شکار یک هواپیمای بدون سرنشین

آمریکایی توسط سپاه پاسداران در خلیج فارس، توجه تقریباً همه

رسانه ها و مطبوعات معتبر جهانی به این واقعه جلب شده

است، به ویژه با توجه به این که این دومین پهپاد آمریکایی است

که به تازگی به دست نیروهای ایرانی شکار می شود.

 

darbandsar88

 

darbandsar88

 

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۲:۵۲ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 


از اخبار اهل بيت عصمت وطهارت(ع) چنين استفاده مى شود که امام زمان(عج) اولاد زاده هاى

قاتلان حضرت سيد الشهدا(ع) را که به ظلم و ستم پدران و اجداد خود راضى هستند، و به آن

افتخار کرده و از روى نيت و گفتار و عمل به آنها شريک باشند، خواهد کشت.

اما نسبت به قاتلان آن حضرت دليل قطعى به ما نرسيده که آنها را زنده مى فرمايد و از آنها

انتقام مى کشد. اگر چه در روايات بسيارى که درباره رجعت وجود دارد، آمده است که خداوند

 عده اى از کفار را زنده مى فرمايد تا سلطنت آل محمد(ص) را ببينند، و از آنها انتقام کشيده

مى شود، و ممکن است قاتلان سيدالشهداء(ع) هم جزء آنها باشند.................

بنابراين ازجمله رواياتى که به انتقام گرفتن از قاتلان امام حسين(ع) تصريح دارد، روايتى است

که ابوحمزه ثمالى نقل مى کند که: از امام باقر(ع) پرسيدم: يابن رسول الله! مگر شما ائمه،

همه (قائم) نيستيد؟ فرمود: بلى. عرض کردم: پس چرا فقط امام زمان(ع) را (قائم)

ناميده اند؟ فرمود: (چون جدم امام حسين(ع) شهيد گرديد، فرشتگان، به درگاه الهى

ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا قاتلان بهترين بندگانت، و زاده اشرف برگزيدگانت را به حال

خود وامى گذارى؟ خداوند به آنها وحى فرستاد که اى فرشتگان من! آرام گيريد به عزت و

 جلالم سوگند از آنها انتقام خواهم گرفت، هرچند بعد از گذشت زمان ها باشد.

آنگاه پروردگار عالم، امامان از اولاد سيدالشهدا(ع) را به آنها نشان داد و فرشتگان مسرور و

شاد گشتند، يکى از آنها ايستاده بود و نماز مى خواند، خداوند فرمود: (بذلک القائم انتقم منهم)

يعنى، به اين قائم از آنها انتقام مى گيريم). (1)

پي نوشت:

(1) علل الشرايع، شيخ صدوق، ج 1، ص 129.


منبع: وب سايت شبستان

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۹:۳۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ: الِاشْتِهَارُ بِالْعِبَادَةِ رِيبَةٌ إِنَّ أَبِي حَدَّثَنِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيٍّ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ : امام صادق عليه السلام فرمود: شهرت بعبادت مايه بدگمانيست. پدرم از پدرش از جدش بمن باز گفت كه رسول خدا "صلي الله عليه و آله" فرمود:
أَعْبَدُ النَّاسِ مَنْ أَقَامَ الْفَرَائِضَ عابدترين مردم كسى است كه همان واجبات را بجا آورد.
وَ أَسْخَى النَّاسِ مَنْ أَدَّى زَكَاةَ مَالِهِ و سخى ترين مردم كسى است كه زكاة مالش را بدهد.
وَ أَزْهَدُ النَّاسِ مَنِ اجْتَنَبَ الْحَرَامَ و زاهدترين مردم كسى است كه از حرام بركنار شود.
وَ أَتْقَى النَّاسِ مَنْ قَالَ الْحَقَّ فِيمَا لَهُ وَ عَلَيْهِ و با تقواترين مردم كسى است كه در سود و زيان خود حق گويد.
وَ أَعْدَلُ النَّاسِ مَنْ رَضِيَ لِلنَّاسِ مَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ وَ كَرِهَ لَهُمْ مَا يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ و عاقلترين مردم آنكه بپسندد براى مردم آنچه براى خود پسندد و بد دارد براى مردم آنچه براى خود بد دارد.
وَ أَكْيَسُ النَّاسِ مَنْ كَانَ أَشَدَّ ذِكْراً لِلْمَوْتِ و زيركترين مردم کسي است كه بيشتر ياد مرگ باشد.
وَ أَغْبَطُ النَّاسِ مَنْ كَانَ تَحْتَ التُّرَابِ قَدْ أَمِنَ الْعِقَابَ وَ يَرْجُو الثَّوَابَ و رشك آورترين کس (که انسان به حال او غبطه مي خورد ) آنكه زير خاك است و از كيفر گناه آسوده و اميد ثواب دارد.
وَ أَغْفَلُ النَّاسِ مَنْ لَمْ يَتَّعِظْ بِتَغَيُّرِ الدُّنْيَا مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ و غافل ترين مردم آنكه از ديگرگونى جهان پند نپذيرد.
وَ أَعْظَمُ النَّاسِ فِي الدُّنْيَا خَطَراً مَنْ لَمْ يَجْعَلْ لِلدُّنْيَا عِنْدَهُ خَطَراً و معتبرترين مردم آنكه بدنيا اعتبارى ننهد.
وَ أَعْلَمُ النَّاسِ مَنْ جَمَعَ عِلْمَ النَّاسِ إِلَى عِلْمِهِ و داناترين مردم آنكه دانش مردم را با دانش خود جمع كند.
وَ أَشْجَعُ النَّاسِ مَنْ غَلَبَ هَوَاهُ و شجاع‏ترين مردم آنكه بر هواى نفس خود غالب آيد.
وَ أَكْثَرُ النَّاسِ قِيمَةً أَكْثَرُهُمْ عِلْماً و پربهاترين مردم دانشمندترين آنها است.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ قِيمَةً أَقَلُّهُمْ عِلْماً و كم‏بهاترين مردم كم‏دانش‏ ترين آنها است.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ لَذَّةً الْحَسُودُ و كم‏لذت‏ ترين مردم حسود است.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ رَاحَةً الْبَخِيلُ و كم راحت ‏ترين مردم بخيل است .
وَ أَبْخَلُ النَّاسِ مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ و بخيل ترين مردم آنكه بخل ورزد بدانچه خدا بر او واجب كرده است .
وَ أَوْلَى النَّاسِ بِالْحَقِّ أَعْلَمُهُمْ بِهِ و سزاوارترين مردم به حق داناترين مردم به حق است .
وَ أَقَلُّ النَّاسِ حُرْمَةً الْفَاسِقُ و کم حرمت‏ ترين مردم فاسق است.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ وَفَاءً الْمُلُوكُ و كم وفا ترين مردم پادشاهانند.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ صَدِيقاً الْمَلِكُ [صِدْقاً الْمَمْلُوكُ‏] و كم دوستترين مردم پادشاه است .
وَ أَفْقَرُ النَّاسِ الطَّمِعُ و درويش ‏ترين مردم، طمعكار تست .
وَ أَغْنَى النَّاسِ مَنْ لَمْ يَكُنْ لِلْحِرْصِ أَسِيراً و توانگرتر مردم كسى است كه اسير آز و طمع نيست.
وَ أَفْضَلُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً و برترين مردم در ايمان خوش‏ خلق‏ترين آنها است.
وَ أَكْرَمُ النَّاسِ أَتْقَاهُمْ و گرامي ترين مردم با تقواترين آنهاست.
وَ أَعْظَمُ النَّاسِ قَدْراً مَنْ تَرَكَ مَا لَا يَعْنِيهِ و با قدرترين مردم كسى است كه پيرامون كار بى ‏معنى نگردد.
وَ أَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كَانَ مُحِقّاً و پارساترين مردم كسى است كه جدال را ترک کند گرچه حق با او باشد.
وَ أَقَلُّ النَّاسِ مُرُوءَةً مَنْ كَانَ كَاذِباً و نامردترين مردم دروغگو است.
وَ أَشْقَى النَّاسِ الْمُلُوكُ و بدبخت ‏تر مردم پادشاهانند.
وَ أَمْقَتُ النَّاسِ الْمُتَكَبِّرُ و مبغوض ترين مردم متكبر است.
وَ أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ و مجاهدترين مردم آنكه گناهان را ترك كند.
وَ أَحْكَمُ النَّاسِ مَنْ فَرَّ مِنْ جُهَّالِ النَّاسِ و فرزانه‏ترين مردم آنكه از جهال بگريزد.
وَ أَسْعَدُ النَّاسِ مَنْ خَالَطَ كِرَامَ النَّاسِ و سعادتمندترين مردم آنكه با مردم گرامى رفت و آمد کند.
وَ أَعْقَلُ النَّاسِ أَشَدُّهُمْ مُدَارَاةً لِلنَّاسِ و خردمندترين مردم كسى است كه بيشتر مدارا كند.
وَ أَوْلَى النَّاسِ بِالتُّهَمَةِ مَنْ جَالَسَ أَهْلَ التُّهَمَةِ و سزاوارترين مردم به تهمت آنكه همنشين متهم باشد.
وَ أَعْتَى النَّاسِ مَنْ قَتَلَ غَيْرَ قَاتِلِهِ أَوْ ضَرَبَ غَيْرَ ضَارِبِهِ و سركش ‏ترين مردم آنكه جز قاتل خود را بكشد و جز ضارب خود را بزند.
وَ أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَةِ و سزاوارترين مردم به گذشت، آنكس است که تواناتر است بر كيفردادن.
وَ أَحَقُّ النَّاسِ بِالذَّنْبِ السَّفِيهُ الْمُغْتَابُ و سزاوارترين مردم به گناه نابخرد بدگو است.
وَ أَذَلُّ النَّاسِ مَنْ أَهَانَ النَّاسَ و خوارترين مردم آنكس است که به مردم اهانت كند.
وَ أَحْزَمُ النَّاسِ أَكْظَمُهُمْ لِلْغَيْظِ و محاسبه گر ترين مردم کسي که خشم خود بيشتر فرو خورد.
وَ أَصْلَحُ النَّاسِ أَصْلَحُهُمْ لِلنَّاسِ و صالحترين مردم خيرانديشتر آنهاست نسبت بمردم.
وَ خَيْرُ النَّاسِ مَنِ انْتَفَعَ بِهِ النَّاس‏ و بهترين مردم کسي است که به مردم سود رساند.
   أمالي صدوق ص 21

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۷:۵۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

دیروز از هر چه بود گذشتیم و امروز از هر چه بودیم!!!

آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز!!!

دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود!!!
 
جبهه بوی ایمان می‌داد و اینجا ایمانمان بو میدهد!!!

الهی:

نصیرمان باش تا بصیر گردیم!!!

              بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم!!!

                                   و آزادمان کن تا اسیر نگردیم.!!!


التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۱:۵۴ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

darbandsar88

غم این حماقت ها کم از عاشورا نیست هرچه از عاشورا رشته می کنیم این موجودات که نامشان عزادار است

 پنبه می کنند و رسانه های غیر شیعی هم با خوشحالی تمام ، این عکس ها را به عنوان ماهیت عاشورا به

 خورد پرسش کنندگان خود داده و این چهره را از شیعه ترسیم می کنند! لعنت خداوند بر تمام علمایی که این

 قمه زنی و عزاداری های خشن را تجویز کردند و بر تمامی کسانی که از شیعه تصویری زشت ساختند.

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۲:۱ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

زینبجان! شرمنده ایم که بهای

 

حسینی شدن ما "بی حسین" شدن

 

تو بود، و شرمنده تر آنکه تو بی حسین

 

 شدی و ما حسینی نشدیم.

 

التماس دعای خیر


 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۸:۵۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

دلمان به مستحبی خوش است که جوابش واجب است.

 

 السلام علیک یا صاحب الزمان...

 

التماس دعای خیر

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۸:۵۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

زنی هنگام بیرون آمدن از خانه، سه پیرمرد با ریش های بلند سفید را

دید که جلوی در نشسته اند.

زن گفت: هر چه فکر می کنم شما را نمی شناسم؛ اما باید

گرسنه باشید. لطفا" بیایید تو و چیزی بخورید.

آنها پرسیدند: آیا همسرت در خانه است؟

زن گفت: نه.

آنها گفتند: پس ما نمی توانیم بیاییم.

غروب، وقتی مرد به خانه آمد، زنش برای او تعریف کرد که چه

اتفاقی افتاده است.

مرد گفت: برو به آنها بگو من خانه هستم و دعوتشان کن.

زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. اما آنها گفتند: ما نمی توانیم

 باهمدیگر وارد خانه بشویم.

زن پرسید: چرا؟

 

یکی از پیرمردها در حالی که به دوست دیگرش اشاره می کرد، گفت:

 اسم این ثروت است و سپس به پیرمرد دیگر رو کرد و گفت: این یکی

موفقیت و اسم من هم عشق. برو به همسرت بگو که فقط یکی از ما

را برای حضور در خانه انتخاب کند.

زن رفت و آنچه را که اتفاق افتاده بود برای همسرش تعریف کرد.

شوهر خوشحال شد و گفت: چه خوب! این یک موقعیت عالیست.

 ثروت را دعوت می کنیم. بگذار بیاید و خانه را لبریز کند!

زن که با انتخاب شوهرش مخالف بود، گفت: عزیزم! چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟

 

دختر خانواده که از آن سوی خانه به حرفهای آنها گوش می داد،

نزدیک آمد و پیشنهاد داد: بهتر نیست عشق را دعوت کنیم تا خانه

 را از وجود خود پر کند؟

 

شوهر به همسرش گفت: بگذار به حرف دخترمان گوش کنیم پس برو

 بیرون و عشق را دعوت کن.

زن بیرون رفت و به پیرمردها گفت: آن که نامش عشق است، بیاید

و مهمان ما شود.

در حالی که عشق قدم زنان به سوی خانه می رفت، دو پیرمرد دیگر

 هم دنبال او راه افتادند.

 

زن با تعجب به ثروت و موفقیت گفت: من فقط عشق را دعوت کردم،

شما چرا می آیید؟

این بار پیرمردها با هم پاسخ دادند: اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت

کرده بودید، دو تای دیگر بیرون می ماندند، اما شما عشق را دعوت کردید،

 هر کجا او برود، ما هم با او می رویم

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۸:۴ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

darbandsar88

 

زیارت امام زمان (عج) در روز جمعه 



اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حُجَّةَ اللّهِ فى اَرْضِهِ


سلام بر تو اى حجت خدا در روى زمین



اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَیْنَ اللّهِ فى خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نُورَ اللّهِ الَّذى


سلام بر تو اى دیده بان (یا دیده ) خدا در میان خلق سلام بر تو اى نور خدا كه



یَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ یُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا


راه جویان بدان راهنمایى شوند و به وسیله او از كار مؤ منان گشایش شود سلام بر تو اى



الْمُهَذَّبُ الْخاَّئِفُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ


پاك پروریده ترسان (از دشمن ) سلام بر تو اى سرپرست خیرخواه سلام بر تو



یا سَفینَةَ النَّجاةِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَیْنَ الْحَیاةِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ


اى كشتى نجات سلام بر تو اى چشمه حیات سلام بر تو باد



صَلَّى اللّهُ عَلَیْكَ وَ عَلى آلِ بَیْتِكَ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ


درود خدا بر تو و بر خاندان پاك و پاكیزه ات باد سلام بر تو



عَجَّلَ اللّهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الاْمْرِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا


خدا شتاب كند در وعده یارى تو و پیروزى كارت سلام بر تو اى



مَوْلاىَ اَنَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُولیكَ وَ اُخْریكَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللّهِ تَعالى


سرور من ، و من دوست تو و بیناى به آغاز و انجام كارت هستم و به سوى خداى تعالی



بِكَ وَ بِآلِ بَیْتِكَ وَ اَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى یَدَیْكَ وَ اَسْئَلُ


بوسیله تو و خاندانت تقرب جویم و منتظر ظهور تو و پیروزى حق بدست تو هستم و از خدا مى خواهم



اللّهَ اَنْ یُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ یَجْعَلَنى مِنَ الْمُنْتَظِرینَ


كه درود فرستد بر محمد و آل محمد و مرا در زمره منتظران



لَكَ وَالتّابِعینَ وَالنّاصِرینَ لَكَ عَلى اَعْداَّئِكَ وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ


و پیروان تو قرار دهد و در زمره یاوران تو در برابر دشمنانت و كسانى كه در پیش رویت در میان



یَدَیْكَ فى جُمْلَةِ اَوْلِیاَّئِكَ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللّهِ


دوستانت شربت شهادت مى نوشند اى مولاى من اى صاحب الزمان درود خدا



عَلَیْكَ وَ عَلى آلِ بَیْتِكَ هذا یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ یَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فیهِ


بر تو و بر خاندانت ، امروز روز جمعه است و آن روز تو است كه انتظار



ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فیهِ لِلْمُؤْمِنینَ عَلى یَدَیْكَ وَ قَتْلُ الْكافِرینَ بِسَیْفِكَ


ظهور تو در آن روز و انتظار فرج مؤ منان بدست تو و كشتار كافران بوسیله شمشیر تو



وَ اَنَا یا مَوْلاىَ فیهِ ضَیْفُكَ وَ جارُكَ وَ اَنْتَ یا مَوْلاىَ كَریمٌ مِنْ اَوْلادِ


در این روز مى رود و من اى آقاى من در این روز میهمان تو و پناهنده ات هستم و تو اى سرور من

بزرگوارى از فرزندان



الْكِرامِ وَ مَأمُورٌ بِالضِّیافَةِ وَ الاِْجارَةِ فَاَضِفْنى وَ اَجِرْنى صَلَواتُ اللّهِ


بزرگواران هستى و به میهمان نوازى و پناه دادن ماءمورى پس مرا بنواز و پناهم ده درود خدا



عَلَیْكَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِكَ الطّاهِرینَ


بر تو و بر خاندان طاهرینت باد.

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۶:۳۵ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

 

  افراد بسیاری در واقعه عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. گروهی عاشقانه از حریم

 ولایت دفاع کردند و دسته دیگر، سرنوشتی ذلت‌بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند.


به گزارش فارس، دهم محرم سال 61 هجری، حادثه‌ عظیم قیام عاشورا، شهادت حسین بن علی

 علیه‌السلام و هفتاد و دو تن از یاران باوفای ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله(ع) برای برپایی

 و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمه‌تمام رها کرد و برای ادای رسالت مهمی

 به سوی کربلا حرکت کرد.

افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آنهایی که دل در گروی

 محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت ‌گرفته، عاشقانه از حریم ولایت

و حرمت فرزند رسول خدا(ص) دفاع و حمایت کردند.

اما گروهی که فریفته مال و مقام دنیوی شده بودند در جبهه مقابل حق، ایستادند و سرنوشتی ذلت‌بار را

 

 برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند.



«تکیه خبر» با استناد به دانشنامه 14 جلدی امام حسین(ع)، فهرستی از اصلی‌ترین دشمنان کاروان

حسینی(ع) و چگونگی مرگ آنان تهیه کرده است که در جدول زیر ارائه می‌شود:


منبع خبر : خبرنامه دانشجويان - http://iusnews.ir/?pageid=168028

 

التماس دعای خیر

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۶:۰ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

اﯾﻦ داﺳﺘﺎن رو دوﺳﺘﻢ ﺑﺮام ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮدﻩ و ﻗﺴﻢ ﻣﯽﺧﻮرد ﮐﻪ واﻗﻌﯿﻪ  دوﺳﺘﻢ

 ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﮐﺮد ﮐﻪ ﯾﮏ ﺷﺐ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ از دﻩ ﭘﺪری ﺗﻮ ﺷﻤﺎل ﻃﺮف

 اردﺑﯿﻞ، ﺟﺎی اﯾﻨﮑﻪ از ﺟﺎدﻩ اﺻﻠﯽ ﺑﯿﺎد، ﯾﺎد ﺑﺎﺑﺎش اﻓﺘﺎدﻩ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﻔﺘه جاده!

ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺑﺎ ﺻﻔﺎ ﺗﺮﻩ و از وﺳﻂ ﺟﻨﮕﻞ رد ﻣﯿﺸﻪ اﯾﻨﻄﻮری ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻪ  ﻣﻦ 

 ﺣﺮف ﺑﺎﺑﺎم رو ﺑﺎور ﮐﺮدم و ﭘﯿﭽﯿﺪم ﺗﻮ ﺧﺎﮐﯽ.

ﺑﯿﺴﺖ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ از ﺟﺎدﻩ دور ﺷﺪﻩ ﺑﻮدم ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ ﺧﺎﻣﻮش ﺷﺪ و

 ﻫﺮﮐﺎری ﮐﺮدم روﺷﻦ نمی ﺸﺪ.وﺳﻂ ﺟﻨﮕﻞ، دارﻩ ﺷﺐ ﻣﯿﺸﻪ، ﻧﻢ ﺑﺎرون ﻫﻢ

 ﮔﺮﻓﺖ.اوﻣﺪم ﺑﯿﺮون ﯾﮑﻤﯽ ﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮر ور رﻓﺘﻢ دﯾﺪم ﻧﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ، ﻧﻪ از ﻣﻮﺗﻮر

 ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺳﺮ در ﻣﯿﺎرم!!  > >>راﻩ اﻓﺘﺎدم ﺗﻮ دل ﺟﻨﮕﻞ، راﺳﺖ ﺟﺎدﻩ ﺧﺎﮐﯽ رو

 ﮔﺮﻓﺘﻢ و ﻣﺴﯿﺮم رو اداﻣﻪ دادم.

دﯾﮕﻪ ﺑﺎرون ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺗﻨﺪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮد.ﺑﺎ ﯾﻪ ﺻﺪاﯾﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ، دﯾﺪم .ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ

 ﺧﯿﻠﯽ آرام وﺑﯽﺻﺪا ﺑﻐﻞ دﺳﺘﻢ واﯾﺴﺎد ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﯽﻣﻌﻄﻠﯽ ﭘﺮﯾﺪم ﺗﻮش.

 اﯾﻨﻘﺪر ﺧﯿﺲ ﺷﺪﻩ ﺑﻮدم ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ اﯾﻦﮐﻪ ﺗﻮی ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﻧﯿﮕﺎ ﮐﻨﻢ ﻫﻢ ﻧﺒﻮدم >

 >> > >>وﻗﺘﯽ روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻋﻘﺐ ﺟﺎ ﮔﺮﻓﺘﻢ، ﺳﺮم رو آوردم ﺑﺎﻻ واﺳﻪ


ﺗﺸﮑﺮ دﯾﺪم ﻫﯿﺸﮑﯽ ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﻮن و ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺟﻠﻮ ﻧﯿﺴﺖ!! ﭘﺸﻤﻢ

 رﯾﺨﺖ.داﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﻮدم ﻣﯿﻮﻣﺪم ﮐﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﯾﻬﻮ ﻫﻤﻮﻧﻄﻮر ﺑﯽ ﺻﺪا راﻩ اﻓﺘﺎد.

 ﺧﯿﻠﻲ ﺧﯿﻠﻲ آروم، ﺑﺪون ﻫﯿﭻ ﺻﺪاﯾﻲ > >> > >>ﻫﻨﻮز ﺧﻮدم رو ﺟﻔﺖ و

 ﺟﻮر ﻧﮑﺮدﻩ ﺑﻮدم ﮐﻪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﻧﻮر رﻋﺪو ﺑﺮق دﯾﺪم ﯾﻪ ﭘﯿﭻ ﺟﻠﻮﻣﻮﻧﻪ! > >> >

 >>ﺗﻤﺎمﺗﻨﻢ ﯾﺦ ﮐﺮدﻩ ﺑﻮد. ﻧﻤﯽﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﺣﺘﯽ ﺟﯿﻎ ﺑﮑﺸﻢ > >> >

 >>ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮر داﺷﺖ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﻃﺮف درﻩ. > >> > >>ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪ

 ﻫﺎی آﺧﺮ ﺧﻮدم رو ﺑﻪ ﺧﺪا اﯾﻨﻘﺪر ﻧﺰدﯾﮏ دﯾﺪم ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺰرگ ﺧﺪا ﺑﯿﺎﻣﺮزم اوﻣﺪ

 ﺟﻠﻮ ﭼﺸﻤﻢ.

> >> > >>ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎی آﺧﺮ، ﯾﻪ دﺳﺖ از ﺑﯿﺮون ﭘﻨﺠﺮﻩ،اوﻣﺪ ﺗﻮ و ﻓﺮﻣﻮن رو

 ﭼﺮﺧﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺟﺎدﻩ. از ﺗﺮس زﺑﻮﻧﻢ ﺑﻨﺪ اوﻣﺪﻩ ﺑﻮد > >> > >>.ﻧﻔﻬﻤﯿﺪم

 ﭼﻪ ﻣﺪت ﮔﺬﺷﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﻮدم اوﻣﺪم وﻟﯽ ﻫﺮ دﻓﻌﻪ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ درﻩ

 ﯾﺎ ﮐﻮﻩ ﻣﯿﺮﻓﺖ، ﺑﺎز ﻫﻤﻮن دﺳﺖ ﻣﯿﻮﻣﺪ و ﻓﺮﻣﻮن رو ﻣﯿﭙﯿﭽﻮﻧﺪ. ﺑﺪون ﻫﯿﭻ

 ﺻﺪاﯾﻲ و ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻛﺖ اﺿﺎﻓﻲ

 > >> > >>دﻧﺪونﻫﺎم ﻛﻠﯿﺪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮد. ﻓﻜﺮ ﻣﻲﻛﺮدم ﻫﺮ آن ﻣﻤﻜﻨﻪ ﺳﻜﺘﻪ

 ﻛﻨﻢ. ﺻﺪاي ﺗﺎﻻپ ﺗﺎﻻپ ﻗﻠﺒﻢ رو ﻣﻲ ﺷﻨﯿﺪم. از دور ﯾﻪ ﻧﻮری رو دﯾﺪم و ﺑﻪ

 ﻧﻈﺮم اوﻣﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﯾﻪ آﺑﺎدي ﺑﺎﺷﻪ. ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﻢ ﺗﺮدﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﻮدم

 راﻩ ﻧﺪادم. در رو ﺑﺎز ﮐﺮدم و ﺧﻮدم رو اﻧﺪاﺧﺘﻢ ﺑﯿﺮون .

 > >> > >>.اﯾﻨﻘﺪر ﺗﻨﺪ ﻣﯿﺪوﯾﺪم ﮐﻪ ﻫﻮا ﮐﻢ آوردﻩ ﺑﻮدم دوﯾﺪم ﺑﻪ ﺳﻤﺖ

 آﺑﺎدی ﮐﻪ ﻧﻮر ازش ﻣﯿﻮﻣﺪ > >> > >>.رﻓﺘﻢ ﺗﻮی ﻗﻬﻮﻩ ﺧﻮﻧﻪ و وﻟﻮ ﺷﺪم رو

 زﻣﯿﻦ ﺑﻌﺪ از اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻫﻮش اوﻣﺪم ﺟﺮﯾﺎن رو ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮدم > >> > >>وﻗﺘﯽ

 ﺗﻤﻮم ﺷﺪ، ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﺎﮐﺖ ﺑﻮدﻧﺪ .

 > >> > >> > >> > >> > >>ﯾﻬﻮ در ﻗﻬﻮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎز ﺷﺪ و دو ﻧﻔﺮ ﺧﯿﺲ

 اوﻣﺪن ﺗﻮ، ﯾﮑﯿﺸﻮن داد زد: > >> > >>ﻣﻤﺪ ﻧﯿﮕﺎ! اﯾﻦ ﻫﻤﻮن اﺣﻤﻘﯿﻪ ﮐﻪ


وﻗﺘﯽ ﻣﺎ داﺷﺘﯿﻢ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﻫﻞ ﻣﯿﺪادﯾﻢ ﺳﻮار ﺷﺪﻩ ﺑﻮد.

 

التماس دعای خیر


+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۴:۵۶ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 
 

 darbandsar88

 

انواع روغن های گیاهی کلسترول خون را با تمام اجزایش کاهش می دهند یعنی LDL و

 HDL هر دو را کاهش می دهند.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از منابع مستند حدیثی، احادیثی درباره فواید زیتون به ویژه

 روغن آن نقل شده است که قسمتی از آن ها را در اینجا می خوانیم.

احادیثی در این باره:

پیامبر اکرم(ص) می فرماید:« روغن زیتون بخورید، زیرا صفرا و سودای بدن را

 متعادل می سازد، بلغم را از بین می برد، اعصاب را قوی و انسان را خوش اخلاق

 و نیک نفس می کند، غم و اندوه را برطرف می نماید.»

امام رضا(ع) می فرماید:«زیتون غذای خوبی است. دهان را خوشبو می کند

 و بلغم را می زداید و رنگ چهره را روشن می گرداند و اعصاب را محکم ساخته،

 خشم و غضب را فرو می نشاند.»

امام صادق(ع) از قول حضرت محمد(ص) فرمود: «زیتون بخورید و به بدن خود

 بمالید که درخت مبارکی می باشد.»

همچنین رسول خدا(ص) به حضرت علی (ع) در وصیتی فرمود:«از روغن زیتون

 بخور و آن را به بدن خود بمال. هرکس روغن زیتون بخورد، چهل روز از شیطان

 در امان خواهد بود.»

یکی از اصحاب می گوید:«بعد از نماز عشا خدمت امام صادق(ع) رفتم. آن حضرت

 شام میل می فرمود. غذایی که برای ایشان آورده بودند عبارت بود از سرکه، روغن

 زیتون و گوشت. آن بزرگوار گوشت را به من دادند و خود از سرکه و روغن

 زیتون میل فرمودند. خدمت ایشان عرض کردم چرا تنها سرکه و روغن زیتون

میل می کنید و از گوشت نمی خورید؟ حضرت فرمود: سرکه و روغن زیتون

خوراک ما و پیامبران است.»

 

التماس دعای خیر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ساعت ۴:۱۰ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |