*هیچ‌وقت عوض نشو*

رفتم توی مغازه کامپیوتری گفتم: 
ببخشید این تبلت من یهویی خاموش شد
مغازه‌د‌ار گفت: 
باشه یه نگاهی بهش می‌ندازم. ممکنه Lcd سوخته باشه. اگه سوخته بود عوضش کنم؟
گفتم 
بله لطفاً، خیلی احتیاج دارم
گفت 
فردا بعد از ظهر بیایید تحویل بگیرین.

با خودم گفتم 
خوب یه ۷۰۰ ۸۰۰ تومنی افتادم تو خرج 
و ‌روز بعدش رفتم و خلاصه تبلت رو سالم بهم تحویل داد.

گفتم: 
هزینه‌ش چقدر میشه
گفت: 
هیچی، چیز مهمی نبود فقط کابل فِلَتش شل شده بود، سفت کردم  همین

تشکر کردم و اومدم بیرون... نشستم تو ماشین ولی دلم طاقت نیاورد. می‌تونست هر هزینه‌ای رو به من اعلام کنه و منم خودم رو آماده کرده بودم...

کنار پاساژ یک شیرینی فروشی بود. یک بسته شکلات گرفتم و دوباره رفتم پیشش. گذاشتم رو پیشخوان و بهش گفتم: 
 *دنیا به آدم‌هایی مثل شما نیاز داره... لطفاً هیچ‌وقت عوض نشو*

از بالای عینکش یه نگاهی بهم انداخت و متوجه موضوع شد.

گفت؛ حرف پدرم رو بهم زدی که چند وقت پیش فوت شد اونم میگفت
 *همیشه خوب باش و عوض نشو حتی اگه همه بهت بدی کنن*

در راه برگشت به این فکر می‌کردم که تغییر در آدم‌ها به تدریج اتفاق می‌افته. تنها چیزی که می‌تونه ما رو در مسیر درستکاری و امانت‌داری حفظ کنه یک جمله ساده از عزیزترین آدم زندگیمونه...

*آدمِ خوب! هیچ وقت عوض نشو...*

*از هزاران، یکنفر اهل دل اند*
*مابقی تندیسی از آب و گِل اَند*

*تقدیم به تمام خوبان و کسانی که در مسیر خوبی هستند.*🌹🌸

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۹:۴۵ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

*خواب بودم نیمه شب در بسترم*

سایه ای افتاد ناگه بر سرم

*خواب بر چشمم هنوز تحمیل بود*

سر بلند کردم که عزرائیل بود

*رنگ از رخسار گلگونم پرید*

آب پیشانی به دامانم چکید

*دست و پایم سست، تن خیس از عرق*

خِس خسی در سینه، جانم بی رمق

*التماسش کردم و گفتم : امان*

گفت : امر است از خدای آسمان

*زندگانی بر سرت پایان گرفت*

از تو باید این دقیقه جان گرفت

*گفتمش : مال و منالم مال تو*

تا رها یابم من از چنگال تو

*گفت : نه هنگامه ی هجران توست*

آنچه داری سهم فرزندان توست

*سالها از عمر خود دادی هدر*

از گناهان کاش می‌کردی حذر

*آن همه فرصت چه کردی تا کنون*

حال فرصت از کفَت آمد برون

*کن وداع با خانمان و زندگی*

رَو به عُقبی با چنین شرمندگی

*گفتم أشهد ، جان من تسلیم شد.*

روح من دست ملَک تقدیم شد

*سخت جانم را برون آورد مَلَک*

ناله‌ام افتاد در گوش فلک

*لاشه ای  دیدم زمن در بستر است*

چشمهایش بسته و گوشش کر است

*صبح شد دیدم عیال و خانمان*

آمدند بر بسترم گریه کنان

*دخترم می زد به صورت : کای پدر*

زود بستی از میان بار سفر

*آن طرف تر خواهرم خون می‌گریست*

داد می زد این مصیبت چیست؟ چیست؟

*یک نفر آمد لباسم را درید.*

آن دگر گفتا که تابوت آورید

*غسل میّت دادنم خویشان من*

در کفن پیچیده کردند جان من

*سوی قبرستان روان کردند مرا*

اهل منزل صد فغان کردند مرا

*زین پس از آنان سرایم دور بود.*

بعد از این‌ها منزل من گور بود

*بردَنم در قبر نهادند در لحد*

قبر شد منزلگه من تا ابد

*خاک را بسیار بر من ریختند.*

خود دعایی کرده و بگریختند

*آن زمان من بودم و تنگی گور*

ظلمتی گسترده بی یک ذره نور

*ناگهان آمد صدای گفتگو*

دو مَلَک ، با گرز دیدم روبرو

*گفت برخیز ای فلان ابن فلان*

لحظه‌ی پرسش رسیده ست این زمان

*اولین پرسش : بگو ربّ تو کیست؟*

دومین پرسش : بگو دین تو چیست؟

*سومین پرسش : که بود پیغمبرت؟*

کو نماز و روزه ، حجّ اکبرت؟

*مانده بودم در جواب آن دو من*

مهر خاموشی مرا بُد بر دهن

*رَبّ؟ نمیشناسم نکردم طاعتش*

دین؟ نکردم پیروی یک ساعتش

*بی جوابم چون بدیدند آن زمان*

برسرم کوبید با گرزی گران

*آنچنان گرزی که آتش در گرفت*

شعله هایش گور من را بر گرفت

*وامصیبت این چه حال است ای خدا*

ناگهان آمد به گوشم این  ندا

*بنده ی من : حُبّ دنیا داشتی*

عمر جاویدان به خود پنداشتی

*حُبّ عیش و نوش و ثروت بود تورا*

پیروی از نفس و شهوت بود تورا

*بر نماز خویش کاهل می‌شدی*

روزه می‌آمد تو غافل می‌شدی

*دست یاری با شیاطین داشتی*

بی خیالی از برِ دین داشتی

*غافل از یاد خدا بودی کنون*

از عذاب سخت کی آیی برون

*در غل و زنجیر کردند پای من*

پس نشان دادند به من مأوای من

*یک در از دوزخ برایم باز شد.*

ناله و درد و فغان آغاز شد.

*ضجّه‌ها کردم خدایا الأمان*

شعله ای برخاست بند آمد زبان

*آه ، دیدم ناله ام بی حاصل است*

دیدم آنجا منزل این جاهل است

*آرزو کردم که : ای کاش این زمان*

بر بگردم ساعتی را در جهان

*تا تن از دوزخ دمی راحت کنم*

بی نهایت سجده و طاعت کنم

*آرزویم بود این ، اما چه سود*
راه برگشتی برای من نبود.

‏ التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۹:۹ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

سلام 
🌷🌷🌷
چندتا خونه تکونی رو انجام بدیم

خونه تکوني ذهن:
خدايا من رو ببخش اگه آدما رو قضاوت کردم، به اونا گمان بد بردم و توی فکر و خيالم به چيزهايی فکر کردم که تو هرگز نمی پسنديدی

خونه تکوني چشم:
خدايا من رو ببخش به خاطر همه ی نگاه های ناپاکی که داشتم، به خاطر نگاه های تندی که به پدر و مادرم کردم و به خاطر نگاه تمسخر و تحقير آميزی که به بعضي از بنده هاي تو داشتم


خونه تکونی گوش:
خدايا من رو ببخش اگه با گوش هايم چيزهايي رو شنيدم که نبايد مي شنيدم و گوش به حرفهايی دادم که عيب های آدم ها
رو برای من برملا مي کرد و اونها رو توی ذهن من رسوا می کرد

خونه تکونی زبان:
خدايا من رو ببخش اگه زبونم به دروغ و غيبت و تهمت و تحقير و توهين و ناسزا آلوده شد و چيزهايی گفتم و با کسانی حرف زدم که مطلوب تو نبود


خونه تکونی دل:
خدايا من رو ببخش که به جاي اينکه دلم رو از لطف و محبت خودت پر کنم، به حسد و کينه و بخل و تکبر آلوده کردم و اينقدر دلباخته
و شيفته ی دنيا شدم که جايي واسه ی تو، توی دلم باقي نموند

خونه تکونی دست و پا:
خدايا من رو ببخش بخاطر همه ي کوتاهی ها و سستی ها و تنبلی هام. خدايا ببخش که با دست و پاهام کارهايی کردم و جاهايی رفتم که من رو از تو دور کرده

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۰:۴۱ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

سلام 
🌷🌷🌷
چندتا خونه تکونی رو انجام بدیم

خونه تکوني ذهن:
خدايا من رو ببخش اگه آدما رو قضاوت کردم، به اونا گمان بد بردم و توی فکر و خيالم به چيزهايی فکر کردم که تو هرگز نمی پسنديدی

خونه تکوني چشم:
خدايا من رو ببخش به خاطر همه ی نگاه های ناپاکی که داشتم، به خاطر نگاه های تندی که به پدر و مادرم کردم و به خاطر نگاه تمسخر و تحقير آميزی که به بعضي از بنده هاي تو داشتم


خونه تکونی گوش:
خدايا من رو ببخش اگه با گوش هايم چيزهايي رو شنيدم که نبايد مي شنيدم و گوش به حرفهايی دادم که عيب های آدم ها
رو برای من برملا مي کرد و اونها رو توی ذهن من رسوا می کرد

خونه تکونی زبان:
خدايا من رو ببخش اگه زبونم به دروغ و غيبت و تهمت و تحقير و توهين و ناسزا آلوده شد و چيزهايی گفتم و با کسانی حرف زدم که مطلوب تو نبود


خونه تکونی دل:
خدايا من رو ببخش که به جاي اينکه دلم رو از لطف و محبت خودت پر کنم، به حسد و کينه و بخل و تکبر آلوده کردم و اينقدر دلباخته
و شيفته ی دنيا شدم که جايي واسه ی تو، توی دلم باقي نموند

خونه تکونی دست و پا:
خدايا من رو ببخش بخاطر همه ي کوتاهی ها و سستی ها و تنبلی هام. خدايا ببخش که با دست و پاهام کارهايی کردم و جاهايی رفتم که من رو از تو دور کرده

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۰:۳۷ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

✨﷽✨

 

🔴آنچه می‌توانی ببخشی، ثروت واقعی توست

✍چوپانی به عالِمی که در صحرا تشنه بود، کاسه‌ای شیر داد. سپس رفت و بزی برای او آورد و ذبح کرد. 

عالِم از سخاوت این چوپان که تعداد کمی بز داشت، در حیرت شد. پرسید: 
چرا چنین سخاوت می‌کنی؟ 

چوپان گفت: 
روزی با پدرم به خانه‌ مرد ثروتمندی رفتیم. از ثروتِ او حسرت خورده و آرزوی ثروت او را کردم. آن مرد ثروتمند لقمه‌ نانی به ما داد.

پدرم گفت: 
در حسرت ثروت او نباش، هرچه دارد و حتی خود او را، روزی زمین به خود خواهد بلعید و او فقط مالک این لقمه‌ نانی بود که توانست به ما ببخشد و از نابودی نجاتش دهد. بدان ثروت واقعی یک مرد آن است که می‌تواند ببخشد و با خود از این دنیا به آن دنیا بفرستد. 

چوپان در این سخنان بود و بز را برای طبخ حاضر می‌کرد که سیلی از درّه روان شد و گوسفندان را با خود برد. 

چوپان گفت: 
خدایا! شکرت که چیزی از این سیلاب مرا مالک کردی که بخشیدم و به سرای دیگر فرستادم.
 
عالِم که در سخن چوپان حیران مانده بود، گفت:
از تو چیزی یاد گرفتم که از هیچ‌کس نیاموخته بودم. مرا ثروت زیاد است که ۱۰ برابر آنچه این سیلاب از تو ربوده است، احشام خریده و به تو هدیه خواهم کرد. 

چوپان گفت: 
بر من به اندازه‌ بزهایم که سیلاب برد، احسان کن، که بیش از آن ترس دارم اگر ببخشی، دستِ احسان مرا با این احسان خود به‌خاطر تیزشدن چاقوی طمعم بریده باشی.

الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۷:۱۵ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

*روز جهانی سلامت بر همه مبارک...*
 *اعداد مهمی که باید به خاطر بسپارید: *
 *1.  فشار خون:* 120/80'
 *2.  نبض: * 70 - 100
 *3.  دما: * 36.8 - 37
 *4.  تنفس:* 12-16
  *مردان* (13.50-18)
  *زنان* ( 11.50 - 16 )
 *6.  کلسترول: 130-200
 *7.  پتاسیم: * 3.50 - 5
 *8.  سدیم: * 135 - 145
 *9.  تری گلیسیرید: * -220
 *10.  میزان خون در بدن:*
 PCV 30-40%
 *11.  شکر:* برای کودکان (70-130)
  بزرگسالان: 70 - 115
 *12.  آهن:* 8-15 میلی گرم
 *13.  گلبول های سفید:* 4000 - 11000
 *14.  پلاکت:* 150000 - 400000
 *15.  گلبول قرمز:* 4.50 - 6 میلیون..
 *16.  کلسیم:* 8.6 - 10.3 mg/dL
 *17.  ویتامین D3: 20 تا 50 نانوگرم در میلی لیتر (نانوگرم در میلی لیتر)
 *18.  ویتامین B12: * 200 - 900 pg/ml

   *نکاتی برای کسانی که به بیش از حد رسیده اند:*
    *40 سال*
    *50 سال*
    *60 سال*

  *نکته اول:*
  همیشه آب بنوشید حتی اگر احساس تشنگی یا نیاز ندارید...بزرگترین مشکلات سلامتی و بیشتر آنها از کمبود آب در بدن است.  حداقل 2 لیتر در روز (24 ساعت)

 *نکته دوم:*
  ورزش کنید حتی زمانی که در اوج مشغله خود هستید ... بدن باید حرکت کند ، حتی اگر فقط با پیاده روی ... یا شنا ... یا هر نوع ورزش.  🚶پیاده روی برای شروع خوب است…👌

  *نکته سوم:*
 کاهش مواد غذایی ...

  هوس های غذایی بیش از حد را کنار بگذارید... زیرا هیچ وقت فایده ای ندارد.  خودتان را محروم نکنید، بلکه مقدار آن را کاهش دهید.  بیشتر از غذاهای مبتنی بر پروتئین و کربوهیدرات استفاده کنید.

  *نکته چهارم*
  تا حد امکان از ماشین استفاده نکنید مگر در موارد ضروری... سعی کنید برای آنچه می خواهید (بقالی، ملاقات با کسی) یا هر هدفی روی پای خود برسید.  از پله ها به جای استفاده از آسانسور، پله برقی بالا بروید.

 *نکته پنجم*
  خشم را رها کن...
  خشم را رها کن...
  خشم را رها کن...
  نگرانی را کنار بگذار... سعی کن از چیزها چشم پوشی کنی...
 
 خودتان را درگیر موقعیت های آشفتگی نکنید... همگی سلامتی را کم می کنند و شکوه روح را از بین می برند.  با افرادی که مثبت اندیش هستند صحبت کنید و گوش دهید 👂

 *نکته ششم*
  همانطور که گفته می شود..پول خود را در آفتاب بگذارید.. و در سایه بنشینید.. خود و اطرافیانتان را محدود نکنید... پول برای زندگی به دست آمده است نه برای زندگی کردن برای آن.

 *نکته هفتم*
  کاری نکنید که برای هیچکس و چیزی که نتوانستید به آن برسید متاسف شوید،
 و نه چیزی که نمی توانستید مالک آن باشید.
  نادیده اش بگیر، فراموشش کن؛

 *نکته هشتم*
 تواضع.. سپس تواضع.. برای پول، اعتبار، قدرت و نفوذ... همه چیزهایی هستند که توسط تکبر فاسد شده اند.
  فروتنی چیزی است که مردم را با عشق به شما نزدیک می کند.  ☺

 *نکته نهم*
 اگر موهای شما خاکستری می شود، این به معنای پایان زندگی نیست.  گواه این است که زندگی بهتر آغاز شده است.  🙋 خوشبین باش، با یاد زندگی کن،
 سفر کن، لذت ببر  خاطره بساز

 *روز جهانی سلامت*

 با آرزوی سلامتی و شادکامی برای شما……..!!!!!
 💐💐💐💐

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۵:۵۹ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

 

مادری که دنیا هیچوقت اورا فراموش نمیکند :

وقتي گروه نجات زن جوان را زير اوار پيدا کرد , او مرده بود اما کمک رسانان زير نور چراغ قوه چيز عجيبي ديدند.زن با حالتي عجيب به زمين افتاده , زانو زده و حالت بدنش زير فشار اوار کاملا تعقيير يافته بود .

ناجيان تلاش مي کردند جنازه را بيرون بياورند که گرماي موجودي ظريف را احساس کردند .

چند ثانيه بعد سرپرست گروه ديوانه وار فرياد زد :بياييد , زود بياييد ! يک بچه اينجاست . بچه زنده است .  

وقتي اوار از روي جنازه مادر کنار رفت دختر سه_چهار ماهه اي از زير ان بيرون کشيده شد .

نوزاد کاملا سالم و در خواب عميق بود . مردم وقتي بچه را بغل کردند , يک تلفن همراه از لباسش به زمين افتاد که روي صفحه شکسته ان اين پيام ديده ميشد :

 عزيزم: 
اگر زنده ماندي هيچ وقت فراموش نکن
که مادر با تمامي وجودش دوستت داشت..❤️

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۶:۵۰ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

ﺍﺯ بزرگی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:

ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎﻥ چگونه خواهد بود

 

ﻣﺜﺎﻝ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺯﺩﻧﺪ، ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:

ﻣَﺜﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎﻥ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺪﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﯽ ﺣﺒﺲ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ:

ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻭﻡ ﻭ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻡ.

 

ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﭘﺸﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﺪ.

 

ﭘﺴﺮﺍﻭﻝ؛ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﭘﺪﺭ ﺳﻮﺀﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﻢ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﺍﺗﺎﻕ ﻭ ﺷﺮﺍﺭﺕ !

 

ﭘﺴﺮﺩﻭﻡ؛ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ ﭘﺴﺮ ﺍﻭﻝ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ ﻭ ﺷﺮﺍﺭﺕ ﻣﯿﮑﻨﺪ، ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﯿﺎ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﯿﺎ !

 

ﭘﺴﺮﺳﻮﻡ؛ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﻣﯿﺸﻮد!

 

ﭘﺴﺮ ﭼﻬﺎﺭﻡ؛ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﭘﺪﺭ ﭘﺸﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﺪ، ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﺗﺐ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺗﺎﻕ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺎﻣﺪﻥ ﭘﺪﺭ ﻧﯿﺴﺖ؛

 

ﺍﻭ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ. ﭘﺲ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ: ﻫﺮ ﭼﻪ ﻫﻢ ﭘﺪﺭ ﺩﯾﺮﺗﺮ ﺑﯿﺎﯾﺪ، ﻣﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﭘﺪﺭ ﻫﻢ ﻣﺮﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ، ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺁﻣﺪن ﭘﺪﺭ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ.

 

ﺁﺭﯼ؛ ﺍﯾﻦ ﻣﺜﺎﻝ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺳﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎن.

 

ﻋﺪهﺍﯼ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺮﯾﺰﯾﻢ..

ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺍﺻﻼ ﺁﻗﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻣﺸﻐﻮﻟﯿﻢ..

ﻋﺪﻩﺍﯼ ﻫﻢ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺴﺖ ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺁﻗﺎ ﺑﯿﺎ ﺁﻗﺎ ﺑﯿﺎ..

 

عده‌ای هم از هیچ کاری برای رضایت ولی امرشان دریغ نمی‌کنند...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۰:۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

#داستان_کوتاه

سمیناری برگزار شد و پنجاه نفر در آن حضور یافتند.

 

سخنران به سخن گفتن مشغول بود و ناگاه سکوت کرد و به هر یک از حاضرین بادکنکی داد و تقاضا کرد با ماژیک روی آن اسم خود را بنویسند.

 

سخنران بادکنک‌ها را جمع کرد و در اطاقی دیگر نهاد.

سپس از حاضرین خواست که به اطاق دیگر بروند و هر یک بادکنکی را که نامش روی آن بود بیابد.

 

همه باید ظرف پنج دقیقه بادکنک خود را بیابند.

 

همه دیوانه‌وار به جستجو پرداختند؛ یکدیگر را هُل می‌دادند؛ به یکدیگر برخورد می‌کردند و هرج و مرجی راه انداخته بودند که حد نداشت.

 

مهلت به پایان رسید و هیچکس نتوانست بادکنک خود را بیابد.

 

بعد، از همه خواسته شد که هر یک بادکنکی را اتفاقی بردارد و آن را به کسی بدهد که نامش روی آن نوشته شده است.

 

در کمتر از پنج دقیقه همه به بادکنک خود دست یافتند.

 

سخنران ادامه داده گفت: «همین اتّفاق در زندگی ما می‌افتد

.

همه دیوانه‌وار و سراسیمه در جستجوی سعادت خویش به این سوی و آن سوی چنگ می‌اندازیم و نمی‌دانیم سعادت ما در کجا واقع شده است.

 

سعادت ما در سعادت و مسرّت دیگران است. به یک دست سعادت آنها را به آنها بدهید و سعادت خود را از دست دیگر بگیرید .!.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۰:۰ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

١- اگه میخوای راحت باشی ، کمتر بدون ؛

و اگه میخوای خوشبخت باشی ، بیشتر بخون.

 

٢- تا پایان کار، از موفقیت در آن ، با کسی صحبت نکن.

 

٣- قبل از عاشق شدن ،

ابتدا فکر کن  ، که آیا طاقت دوری ، جدایی و سختى رو دارى يا نه؟

 

٤- برای حضور در جلسات ، حتی یک دقيقه هم تأخير نكن.

٥- "سکوت" تنها پاسخی است که اصلا ضرر ندارد.

 

٦- نصیحت کردن ، فقط زمانی اثر دارد که 2 نفر باشید.( در بين جمع كسى را نصيحت نكن )

 

٧- در مورد همسر کسی  اظهار نظر نکن ،

نه مثبت نه منفی.

 

٨-  نوشیدنی های داخل لیوان و یا فنجان را تا آخر ننوش.

 

٩-  در اختلاف خانوادگی حتی اگر حق با تو است ،  شجاع باش و تو از همسرت عذر خواهی کن.

 

١٠- برای کودکان اسباب بازی های جنگی هدیه نبر.

 

١١- نه آنقدر کم بخور که ضعیف شوی ،

و نه آنقدر زیاد بخور که مریض شوی.

 

١٢- بدترین شکل دل تنگی آن است ،

که در میان جمع باشی و تنها باشی.

 

١٣- شخص محترمی باش ،

و بدون اطلاع به خانه و محل کار کسی نرو.

 

١٤- هوشیار باش،

استفاده از مشروبات و نوشیدنی الکلی تو را گرفتار خواهد کرد.

 

١٥- وجدانت را گول نزن،

چون درستی و نادرستی کارت را به تو اعلام می کند.

 

١٦- موقع عطسه کردن ، حتما از دیگران فاصله بگیر و از دستمال استفاده کن.

ولی با تمام وجود عطسه کن.

 

١٧- عاشق همسرت باش تا بهشت را ببینی.

١٨- کثیف نکن، اگر حوصله تمیز کردن نداری.

 

١٩- بخشیدن خطای دیگران بسیار قشنگ است، تجربه کردنش را به تو پیشنهاد می کنم.

 

٢٠- همه جا از همسرت تعریف و تمجید کن، حتی در جهنم.

 

٢١- با کارمندانت مهربان، ولی قاطع باش.

 

٢٢- غرور کسی رو نشکن،

چون مثل شیشه ی شکسته برای تو، خطر آفرین است.

٢٣- عمل خلاف را، نه تجربه کن، نه تکرار.

 

٢٤- در جايى كه اشتباهى ازت سر زد ، با شجاعت اقرار کن که اشتباه کردی.

٢٥- هنر نواختن را یاد بگیر،

نواختن موسیقی در هیچ کشوری گدایی نیست.

 

٢٦- هنگام صحبت کردن با دیگران ،

به چشم آنها نگاه کن تا پیام و کلام تو را درک کنند.

٢٧- با دندان، میخ نکش.

 

 

٢٨- کسی را که به تو امیدوار است ،

نا امید نکن.

٢٩- برای کسی که دوستش داری ،

در روز تولدش پیام تبریک ارسال کن.

 

٣٠- اولین خیّر باش.

٣١- با داشتن همسری خوب و خوش اخلاق، همه کس و همه چیز را یکجا داری.

 

٣٢- در دفتر و منزل، گل های زیبا داشته باش.

٣٣- حسابداری و روشهای آنرا یاد بگیر.

 

٣٤- تزریق سرم وآمپول را یاد بگیر.

٣٥- وارد سیاست نشو.

 

٣٦- به سفر و همسفر فکر کن.

٣٧- تا ندانی ، نمی توانی ؛

پس بدان ، تا بتوانی.

 

 

📚 چکیده ای از کتاب

این کارو نکن،  این کار را بکن 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۹:۴۶ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

 

✅ لب پنجره اتاقت كاسه ای آب و غذا برای پرندگان بذار و اینو عادت خودت كن.

 

✅ وسایل و پوشاكى را كه استفاده نمى كنى داخل كیسه بذار و به نیازمند بده.

 

✅ در اتاقت قلكی بذار و هربار گناه كردی مبلغ كوچكی توش بنداز و بعد یك ماه درشو باز كن و صدقه بده و هر ماه اینو تكرار كن.

 

✅ یه مبلغی از حقوقت رو كفالت یتیم بكن.

 

✅ تو مسجد قرآن بذار تا ثواب خوندنش بهت برسه.

 

✅ بعد نوشیدن آب، اگه آب زیاد اومد به نزدیكترین گیاهی كه پهلوته بده به نیت اموات، به همین سادگی.

 

✅ شادی رو به قلب دیگران وارد كن؛ مخصوصا اونایى كه غصه دارن.

 

✅ به هر كی رد میشه لبخند بزن و سلام كن به اونایی كه نشستن،

سخن نیكو صدقه است.

 

✅ نخواب مگر اینكه هركی بهت بدی كرده رو ببخشى اگر چه كه غیبت یا تهمت بوده یا ظلم بهت كرده...

 

✅ دیگران را ببخش، نه بخاطر اینکه آنها سزاوار بخششن... به خاطر اینکه تو سزاوار آرامشی....

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۶:۲۸ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

وقتی که"نصف دانه خرما"

مارا از آتش جهنم دورمیکند،

 

و"صدقه" دادن..

خشم پـروردگارراخاموش میکند،

 

و"دو کلمه"..

میزان اعمال ماراسنگین میکند:

"سبحان الله وبحمـده "

"سبحان الله العظیـم"..

 

و"روزه یـکروز"..

مارا هفتادسال ازجهنم دورمیکند،

 

و"وضو گرفتن"..

گناهان اعضای بدن رامحو میکند،

 

و"ثـوابی"..

که دهـهابرابر میشود..

 

و"گنـاهی"که..

باتوبه ای خالصانه بخشیده میشود،....!

 

پس چرا بعضی ها فکرمیکنند..

که"بــهشت" دور اسـت .

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۶:۲۴ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

 

🍃گفتم گرفتارم خدا       گفتی که آزادت کنم

🍂گفتم گنه کارم خدا      گفتی که عفوت میکنم

🍃گفتم خطا کارم خدا     گفتی که می بخشم خطا

🍂گفتم جفا کارم خدا      گفتی وفایت میدهم

🍃گفتم صدایت میکنم    گفتی جوابت می دهم

🍂گفتم ز پا افتاده ام      گفتی بلندت میکنم

🍃گفتم نظر بر من نما     گفتی نگاهت می کنم

🍂گفتم بهشتم می بری؟   گفتی ضمانت می کنم

 

🍃گفتم که من شرمنده ام  گفتی که پاکت می کنم

🍂گفتم که یارم می شوی    گفتی رفاقت میکنم

🍃گفتم ندارم توشه ای       گفتی عطایت میکنم

🍂گفتم دردمندم خدا           گفتی مداوایت کنم

🍃گفتم پناهی نی مرا          گفتی پناهت می دهم

 

✅خدا را برای تمام لحظه هایتان

آرزو میکنم

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۶:۱۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

دلیل آشفتگی  در سن ۶۰ سالگی 


حتما بخوانیدوپدر ومادرتان را آگاه کنید

نظر استاد دانشگاه و پرفسور المانى .
 "هر زمان ڪه من در سال چهارم پزشڪی به دانشجویان پزشڪی بالینی آموزش می دهم ،پرسش زیر را می پرسم:

 "دلایل آشفتگی روانی در افراد مسن چیست؟"
 برخی پاسخ می دهند: "تومور در سر".
 
 جواب می دهم: نه!
 
 دیگران پیشنهاد می ڪنند: "علائم اولیه آلزایمر".
 
 دوباره جواب می دهم: نه
  
 با رد پاسخ های آنها ، پاسخ های آنها تمام می شود.
 
 هنگامی ڪه من سه علت رایج را لیست می ڪنم ، دهانشان از تعجب  بازمی‌ماند . آن سه علت عبارتند از :
 - دیابت ڪنترل نشده
 - عفونت ادراری
 - ڪم آبی بدن
  
 ممڪن است مانند یڪ شوخی به نظر برسد. اما شوخی نیست
 
 افراد بالای 60 سال به طور ڪلی احساس تشنگی نمی ڪنند و در نتیجه نوشیدن مایعات را متوقف می ڪنند.
 وقتی ڪسی در اطراف نیست ڪه به آنها  نوشیدن مایعات را یاد آور شود  سریع آب بدن خود را از دست می دهند.
 
 ڪم آبی شدید ڪل بدن را درگیر می ڪند وممڪن است باعث گیجی ناگهانی  ، افت فشار خون ، افزایش تپش قلب ، آنژین (درد قفسه سینه) ، ڪما و حتی مرگ شود.
  این عادت فراموش ڪردن نوشیدن مایعات در 60 سالگی شروع می شود ، زمانی ڪه ما بیش از 50 درصد آب مورد نیاز بدن خود را داریم.
 افراد بالای 60 سال ذخیره آب ڪمتری دارند.  این بخشی از روند طبیعی پیری است .  با وجود اینڪه بدن آنها دچار ڪم آبی شده است ، اما آنهااحساس نوشیدن آب ندارند ،  مڪانیسم تعادل داخلی آنها خیلی خوب ڪار نمی ڪند.
  نتیجه:
   افراد بالای 60 سال به راحتی آب بدن خود را از دست می دهند ، نه تنها به این دلیل ڪه بدن آنها آب ڪمتری دارد ، بلڪه به این دلیل ڪه آنها ڪمبود آب را در بدن احساس نمی ڪنند.

 اگرچه افراد بالای 60 سال ممڪن است سالم به نظر برسند ، اما عملڪرد واڪنش ها و عملڪردهای شیمیایی می تواند به ڪل بدن آنها آسیب برساند.
  
 بنابراین در اینجا دو هشدار وجود دارد:

 1) عادت به نوشیدن مایعات داشته باشید.  مایعات شامل آب ، آب میوه ، چای ، آب نارگیل ، شیر ، سوپ و میوه های غنی از آب مانند هندوانه ، خربزه ، هلو و آناناس پرتقال و نارنگی است .
   نڪته مهم این است ڪه هر دو ساعت یڪبار باید مقداری مایع بنوشید.
این را به خاطر بسپار!
 
 2) هشدار برای اعضای خانواده: دائماً مایعات را به افراد بالای 60 سال پیشنهاد دهید. 
اگر متوجه شده اید ڪه آنها مایعات را رد می ڪنند و  تحریڪ پذیر هستند ، خوب نفس نمی ڪشند یا ڪم توجه هستند ، اینها مطمئناً علائم ڪم آبی مڪرر بدن هستند.
 
خوب است برای افراد بالای 60 سال به اشتراڪ بگذارید.
---------------------
آب آناناس داغ
  لطفاً پخش ڪنید !!  لطفاً پخش ڪنید !!
  پروفسور چن هویرن از بیمارستان عمومی ارتش پڪن تأڪید ڪرد ڪه اگر هرڪسی ڪه این خبرنامه را دریافت می ڪند می تواند ده نسخه را به دیگران منتقل ڪند ، مطمئناً حداقل یڪ زندگی نجات می یابد ...
  من برخی از مسئولیت های خود را انجام داده ام ، امیدوارم ڪه شما هم بتوانید این ڪار را انجام دهید ..
   متشڪرم!
  آب آناناس داغ می تواند زندگی شما را نجات دهد
  آناناس داغ ~ می تواند سلول های سرطانی را از بین ببرد.
  2 تا 3 قطعه از آناناس را نازڪ تر در یڪ فنجان بریزید ، آب داغ اضافه ڪنید ، "آب قلیایی" خواهد بود ، هر روز بنوشید ، برای هر ڪسی خوب است.
  آناناس داغ مواد ضد سرطانی را منتشر می ڪند ڪه آخرین پیشرفت در درمان موثر سرطان در پزشڪی است.
  میوه آناناس داغ دارای خاصیت از بین بردن ڪیست و تومورها است.  ثابت شده برای ترمیم انواع سرطان.
  آب آناناس داغ می تواند همه میڪروب ها و سموم بدن را در نتیجه آلرژیڪ / آلرژی از بین ببرد
  نوع دارو با عصاره آناناس فقط سلولهای خشن * را از بین می برد ، سلولهای سالم را تحت تأثیر قرار نمی دهد.
  علاوه بر این ، اسیدهای آمینه و پلی فنولهای آناناس موجود در آب آناناس می توانند فشار خون بالا را تنظیم ڪنند ، به طور موثر از انسداد رگ های خونی داخلی ، تنظیم گردش خون و ڪاهش لخته های خون جلوگیری می ڪنند.
  بعد از خواندن ، به دیگران ، خانواده ، دوستان بگویید ، مراقب سلامتی خود باشید ...
    پیام را پنهان نڪرده و  آنرا پخش ڪنید و زندگی را نجات دهید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۷:۱۲ ق.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

ای بال وپرت خون ز جفای صیاد
وی،آیت آبروی دشمن بر باد
در سایه استقامتت اسدالله
شهری ز حماسه تو گردید آزاد
شعر: استاد غلامرضا کیا(طالب)
خلاصه ای از زندگینانه شهید والامقام اسدالله کیا دربندسری
این شهید عزیز در روز دهم بهمن سال ۱۳۲۰در خانواده ای متدین و پرجمعیت چشم بجهان گشود.پدرش مرحوم حاج مطلب از معتمدان و بزرگان دربندسربود.
اسدالله تحصیلات سالهای اول تا پنجم ابتدایی را در مدرسه حکیم سنایی دربندسر به پایان برد و برای ادامه تحصیل در کلاس ششم قدیم مجبور به طی مسافت بین دربندسر وشمشک بود. او نیز همچون دیگر نوجوانان و جوانان دربندسر، همزمان با تحصیل به کار کشاورزی و دامداری که در آن زمان مهمترین راه کسب مخارج زندگی بود مشغول بود. اگر چه شرایط ادامه تحصیل برای اسدالله در تهران نیز فراهم بود ولی او زندگی در کنار پدر و مادر و مساعدت و همراهی ایشان در کارهای زراعت و دامداری را به ادامه تحصیل ودوری از خانواده ترجیح داد. با این همه اسدالله هرگز دست از مطالعه و کسب علم واطلاعات روز نکشید ودر تمامی اوقات فراغت وبیکاری به مطالعه کتابهای مختلف می پرداخت. تلاش و جدیت اسدالله و برخورداری از هوش سرشار  خدادادی باعث شد که ایشان با مطالعه کتب آموزشی انگلیسی بتواند بدون گذراندن دوره ای خاص و یا بهره گیری از معلم تا حدود زیادی زبان انگلیسی را فرا بگیرد تسلط و قدرت فهم مطالب انگلیسی با توجه به شرایطی که شهید اسدالله داشت برای اطرافیان تعحب آور و حیرت انگیز بود.اسدالله که ماندن در روستا و کنار پدر ومادر را به زندگی در شهر ترجیح داده بود  یک مغازه خواروبار فروشی در محله بالالاراب ایجاد کرد .که دغدغه همیشگی ایشان بود چون باتوجه وضعیت و مشکلاتی که مردم برای ایاب و ذهاب به تهران داشتند وجود این مغازه در دربندسر از ضروریات این روستا محسوب میشد. تعامل با مردم ،دقت در تحویل اجناس،رعایت حدود شرعی در معامله ،برخورد متین با مردم ، پاکدستی و چشم پاکی در برابر مردم از ویژگیهای این مرد وارسته بود .همه این ویژگیهای اخلاقی که در وجود شهید اسدالله نهفته و زبانزد مردم دربندسر بود ناشی از تربیت صحیح و روزی حلالی است که از والدین خود داشت. عشق به مولای متقیان علی(ع) و ارادت به اهل بیت که با نشستن پای منبر وجلسات روضه و محافل مذهبی کسب شده بود از اسدالله مردی کامل ساخت. 
باشروع جنگ تحمیلی اسدالله نیز دل در گروحضور در میادین نبرد پیدا کرد، تا اینکه به ندای رهبر و امامش لبیک گفت وبا اتکا به خداوند تبارک و تعالی همه دلبستگی های زندگی  را رها کند و دل به دریای ایثار و شجاعت بسپارد.
عملیات طریق القدس، که برای آزاد سازی خرمشهر تدارک دیده شده‌ بود بهترین زمان برای ادای دین پاک مردان و غیور مردانی که آماده ایثار شده بودند و شهید اسدالله کیادربندسری ودهها شهید دیگر همرزمش با فداکاری و ایثار واز خود گذشتگی آزادی و امنیت را به ملت ایران هدیه کرد و خون پاکش در دوم خرداد ۶۱ باعث   آزادی سازی خرمشهرشد وبه اوج آسمان کمال و        رستگاری پرواز کردو برای همیشه در تاریخ جاودانه شد و پیکر مطهرش در قطعه ۲۶ گلزار شهدای بهشت زهرا(س) آرام‌گرفت.  ازاین شهید عزیز سه فرزند به یادگار ماند یک پسر و دو دختر که بعد از شهادت ایشان به همت و ایثارهمسرشان  پرورش یافته اند و اکنون بحمدالله در شرایط علمی و اجتماعی خوبی بسر میبرند. روحش شاد و یادش گرامی..
منبع: کتاب سو
@shahedan_shahr

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۱:۵۳ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  | 

🔴رازهای باورنکردنی و عجیب ناف

شاید دیده باشید که خیلی از پدر مادرها بند ناف فرزندشون را به بانک بند ناف میسپارن و سلول بنیادی ازش استخراج میشه تا در مواقع حساس (که امیدوارم هرگز پیش نیاد) استفاده بشه. 

 "ناف" نقطه آغاز زندگیه و باورنکردیه که روی سلامتی، احساسات و روان ما تاثیر گذاره.
 حتی باآزمایشات مختلف روی ناف به ما میگن که ما مستعد چه بیماری هایی هستیم.

 مالیدن روغن های مختلف اطراف ناف باعث جذب اثر اون روغن بر بدن میشه! 

 یعنی شاید بشه گفت بسیاری از بیماری ها (و شاید همه ی بیماریها) به نوعی رابطه ای با ناف داشته باشد. 

تعدادی از بیماریهای کودکان و بزرگسالان که به راحتی و با ریختن دو یا چند قطره از روغنهای مختلف  باعث اثرات شگفت انگیز میشه را با هم ببینیم:

🔻مالیدن روغن بادام روی ناف باعث درخشندگی و شادابی پوست میشه.

🔻موقع سرما خوردگی و آنفولانزا و دردهای قاعدگی کافیه یک پنیه را الکلی کنید و روی ناف قرار بدهید و اثر معجزه آساش رو ببینیند.

🔻مالیدن روغن کرچک روی ناف قبل از خواب اگر چند روز متوالی اتفاق بیوفتد باعث بهبود پادرد و زانودرد میشود.

🔻اگر فرزندتون در فصل پاییز دچار ترک خوردگی لب و پوست دست شده و یا خودتون با شستن ظرفها دستتون زود خشک میشه، اگر دچار اگزما هستید، مالیدن روغن خردل روی ناف اثر معجزه آسا دارد.

🔻شاید تعجب کنید اگر بشنوید مالیدن روغن نارگیل روی سطح ناف رحم زنان رو گرم میکند و نه تنها مشکلات ناباروری را رفع میکند عفونت بانوان را هم از بین میبرد.

🔻اگر فرزندتان یبوست دارد مالیدن روغن زیتون داخل ناف و ماساژ دادن اطراف ناف در جهت عقربه های ساعت باعث رفع مشکل یبوست کودک میشود. ضمنا انجام این کار مشکلات کم وزنی کودکان را به طرز عجیبی رفع میکند. جالبه بگم ترک بدن زنان در اثر چاق و لاغری و بارداری هم با این شیوه رفع میشود.

🔻مشکل کبد چرب دارید؟ کک و مک روی پوست صورتتان هست؟ روغن لیمو را روزی دو بار روی نافتان بمالید، هم مشکل کبد چرب تا حد زیادی رفع میشود و هم کک و مکها کمرنگ میشوند.

🔻چکاندن روغن سیاهدانه داخل ناف، گوش درد را رفع میکند و جالب اینه که این روش بی نهایت معجزه آساست.

🔻دچار گرفتگی عضلات شدید؟ سردردهای عصبی و میگرن سراغ شما می آید؟ باور نکردنی است ولی چکاندن روغن گردو روی ناف و اطراف آن نه تنها این مشکلات را از بین میبرد بلکه برای رفع چربی خون هم معجزه آساست.

🔻زدن روغن بنفشه داخل ناف باعث رفع خشکی بینی میشود.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۷:۲۸ ب.ظ  توسط من و همسرم کپی با ذکر صلوات آزاد  |